هیچ وجدان آگاهی تروریستها رابرسمیت نخواهد شناخت
عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر2001 ونتایج حاصله ازآن درواقع زنگ خطری بود درگوش گروه های تروریستی ولذا توقف عملیات تروریستی توسط این فرقه ازسال 2002 نه یک انتخاب وعقبگرد بلکه یک تصمیم ازسراجباربوده است. ودوم اینکه کمی پس ازحمله نیروهای ائتلاف عراق درسال 2003 اردوگاه این سازمان تروریستی درعراق نیز توسط امریکایی ها محاصره گردیده واز آنها خواسته شد کلیه سلاحهای خود راتحویل دهند و بنابراین تسلیم و خلع سلاح این سازمان تروریستی نیز درنهایت درماندگی بعنوان تنها چاره درآن زمان اخذ گردیده است.
از حکم انگلیسی استقبال می کنیم
من آدم های گرفتار زیادی را در اشرف می شناسم. آنها که از سر ناچاری و… در اشرف زندانی شده اند. از ارائه ی اسامی این افراد خودداری می کنم زیرا می دانم با نشرهر نام از زبان جداشدگان و منتقدین چه بلایی بر سر این دوستان خواهند آورد. حکم انگلیسی تبعات و الزاماتی برای فرقه خواهد داشت و نهایتا می توان چنین برداشت کرد که چشم خانواده های این افراد به دیدار عزیزانشان روشن خواهد شد.
میخ انگلیسی
لرد کوربت که جاده صاف کن مجاهدین در بریتانیا بود ؛ مدتی پیش در مصاحبه ای که با بی بی سی داشت بصورت صریح ار ترور و تروریست به واسطه آنچه که تیمهای تروریستی مجاهدین در ایران انجام داده بودند جانبداری نمود و تلاش کرد تا آنها را جنبش آزادیبخش معرفی کند ولی در ادامه این بحث و درست در مقطعی که می رفت که همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود به یکباره آقای کوربت مسئله دار شد و با حمل تناقضات بسیار به مرز سرخ نزدیک گردید و شب گذشته در خواب دید که از مجاهدین خلق فاصله گرفته است، در همین لحظه خطرناک از خواب پرید و بلافاصله به خواهر دولت نوروزی تماس گرفت تا خواب خود را گزارش دهد.
سخنی کوتاه با
نتیجه ای که از صحبت های جدا شدگان اخیر می توان گرفت این است که این فرقه در درون بطور جدی با مشکل مواجه شده وبرای جلوگیری از فروپاشی دست به هر شیادی وحقه بازی می زند،چشم اندای که در انتظار این گروه است و در واقغ انتظاری غیر از این هم نمی توان داشت تنها چشم انداز فروپاشی است.
صدای آزادیخواهی در فرقه
سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند!
تأکید فرقه ی رجوی بر اسارت زنان
اسارتگاه اشرف باهزارزن اسیرذهنی درواقع آخرین سنگروخاک ریز ویادگاراین فرقه می باشد چراکه بابازشدن دربهای اشرف برروی این زنان ورسیدن آنها به دنیای آزاد نه تنها باعث فروپاشی کامل این فرقه خواهدگردید بلکه با به سخن درآمدن این زنان ستم دیده که بیش ازدودهه دراسارت ذهنی- فیزیکی- احساسی این فرقه قرارداشته اند می تواند باعث پرده برداری کامل ازمناسبات برده داری این فرقه تروریستی درقرن حاظرگردد.
مرگ در غربت…
دلیل دیگر آن که مشخصا می تواند به مرگ حسن میرزایی مرتبط باشد، تلاش سازمان یافته مجاهدین برای قفل کردن تیف و مسدود کردن مجراهای خروجی آن است. توافق ضمنی مجاهدین و آمریکایی ها در خصوص معلق نگه داشتن افراد حاضر در تیف به قصد جلوگیری از ریزش های قابل پیش بینی در اشرف یکی از همین اقدامات هماهنگ شده است که تا زمان حاضر و پس از گذشت بیش از 5 سال کماکان ادامه دارد. این رویه در نهایت اعضای تیف را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فردی برای برون رفت از موقعیت بلاتکلیفی نموده است.
الگوهایی از جنس تروریسم
او از طرفی در زمان جنگ از صدام می خواست بیش از گذشته به ایران حمله کند و در برابر مردم ایران از سلاح های بیشتری استفاده کند، کشتار بیشتری به راه بیندازد و از طرفی گوشه چشمی هم به باند او برای نشان دادن خوش خدمتی و طبیعتا باز کردن جایی برای آنها در اندیشه های ایران آینده داشته باشند. رجوی هیچگاه در برخوردهایش با صدام از خود به عنوان تنها عامل و نجات بخش ایران نام نبرد و همیشه از موضع ضعف درمقابل صدا م ظاهر شد، گویی هیبت و جلال ظاهری” سیدالرئیس” بیش از آن بود که رجوی بخواهد از خود در پیشگاه صدام– حداقل – به عنوان یک آلترناتیو قوی نام ببرد.
تروریست ها- نسخه ی صلح و آزادی
اگرتمامی سخن های مریم رجوی را طی گذشت این پنج سال ازورشکستگی این فرقه وفرارمسعودرجوی را کنارهم قراردهیم وبخواهیم نتیجه گیری کنیم حاصلی جز التماس ودرخواست و روضه خوانی این عنصرسرسپرده برای امریکا واروپا جهت بیرون آوردن نام فرقه رجوی ودنبالچه هایش از لیست تروریستی بدست نمی آید و بقیه سخنان وادعاهای تکراری ایشا ن تنها برای زمینه چینی این درخواست درنهایت استیصا ل ودرماندگی است. مریم رجوی تلاش می کند تا با مصادره مبارزات مردم ایران به نفع فرقه بر بیش از دودهه جنایت وخیانت سازمان یافته این گروه منزوی وبدنام تروریستی سرپوش گذاشته وبا فرضیه تروریست خوب! این تشکیلات را دوباره به فاز سیاسی بکشاند!
شگرد های کهنه شده فرقه رجوی
نگاهی کوتاه به شیوه جمع آوری نیرو در فرقه در سالهای قبل که غالبا از ترکیه و کشورهای عربی جمع آوری می شدند، داشته باشیم متوجه می شویم که این افراد با ترفند و به بهانه کمک برای گرفتن پاسپورت پناهندگی در کشورهای اروپایی به عراق آورده می شدند و سپس راه بازگشت شان را کور کرده و طی نشست های مختلف توسط خانم فهیمه اروانی که آن موقع مسئول پذیرش سازمان بود سعی در فریب این بخت برگشته ها و نگهداری شان در اشرف می کردند!!.
ورشکسته گان سیاسی در سمینار باز نشستگان امپریالیستی
مریم قجر که تجربه آلت دست قرار گرفتن و مورد سوء استفاده سیاسی توسط این دول قرار دارد، ناباورانه قاطعیت موضع گیری دولت فرانسه علیه ایران را در جدیت بر حمایت از فرقه و زیرکانه آن را مشروط به رسمیت شناختن آنان و خارج کردن نام آنان از لیست تروریستی اروپا دانست. او که با دهها ترفند و باج و رشوه مورد پذیرش اینگونه مجالس قرار می گیرد، در پایان شترانه بزرگتر از دهان بلعیده خواب سر نگونی دیده و به نمایندگی از ملت شریفمان اروپا را به گشودن فصلی جدید با ایران فردا!؟ فرا می خواند.
عکسی که برای روز مرگ من گرفته بودید اینجا چه می کند
فرقه تبهکار رجوی برای روز مرگ اعضایش تدابیر لازم را از پیش می اندیشد. یکی از این تدارکات مراجعه منظم به قسمت های مختلف زندان اشرف و تهیه عکس پرسنلی از اسرا می باشد. هنگام مرگ افراد همین عکس ها مورد استفاده وسیعی قرار می گیرند. اعضا ملزمند در حین این عکاسی ها پیراهن، کراوات و کت پوشیده و سرو وضعی دیپلوماتیک داشته باشند. به همین منظور تعدادی کت و کراوات به مقر مورد عکس برداری حمل شده و در آنجا به نوبت و توسط افراد مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. این عکس ها تنها صورت فرد را نشان داده و کسی نمی داند آنها در ورای کت و کراوات کذایی شلوار نظامی پوشیده اند!