هشدار حضور فرقه مجاهدین در آلبانی
؟ آیا به دست آوردن دست دوستی آمریکا، که با توجه به گفته های رسانه آلبانیایی”Parrena” اکثر سیاستمداران آلبانی به دنبال دریافت دوستی آمریکا بوده و می باشند، ارزش ایجاد شکاف امنیتی در کشورش و برای ملتش را داشته یا خیر؟ این جای سئوال است که آیا این خوش خدمتی ارزش تحمیل این هزینه گزاف به کشور و ملت را داشته یا خیر؟ گذشت سالها نشان داده که سیاست فرقه رجوی به همکاری با دشمنان دولت و ملتی است که در کشورشان مستقر شده اند تا بتوانند در این درگیریهای داخلی موقعیت خود را تثبیت کنند. پس از امروز دولت آلبانی می بایست تمام حواس خود را معطوف این فرقه نماید
خلع شعار شدن مجاهدین پس از خلع سلاح
در هنگام حمله امریکا به عراق و سرنگونی صدام علیرغم همه شعارهای بظاهر انقلابی ضد امریکایی سازمان مجاهدین و رهبر آنان، با چرخش 180 درجه بر تز ضد امپریالستی و شعار های استراتژیک نقطه پایانی گذاشت و بطور علنی و رسمی به آمریکایی ها در عراق پناه بردند و تا آخرین نقطه جاسوسی و وطن فروشی پیش رفت.
منافع مشترک وحدت استراتژیک سعودی – صهیونیستی و مجاهدین
وقتی می گوییم نقطه عطف و اعلام رسمی وابستگی و مزدوری با رژیم ها و دولت های فاسد و ضد ایرانی از سوی رجوی.این نیست که او بر اثر ضروریات همان ساعت مزدورشده. رجوی در یک کلام بنیادأ خائن بوده او در سال 66 در کشتار حجاج ایرانی درخانه خدا حضور داشت وهمان موقع کارت امریکا و اسرائیل را بازی می کرد. ازهمان موقع هر تروری که می کرد وهرعملیاتی که انجام می داد فقط وفقط به خواسته یک اربابی بود و نه هیچ ضرورت مبارزاتی و مقاومت و چنین کشکیاتی که رجوی سرهم میکند
مجاهدین در دفاع مقدس – قسمت دوم
مجاهدین بیشتر از عراقیها ما را زدند. چشمان ما را بستند و به باد مشت و لگد گرفتند. بیرحمانه از هر سو حملهور میشدند و از اینکه میدیدند تعداد بسیاری از مزدوران عراقی و مجاهدین را کشتهایم، خشمگین بودند و ناسزا میگفتند. دخترها جمع شده بودند و هرکدام چیزی میگفت و ما را سرزنش میکرد که چرا به جبهه آمدیم. آنها ما را به چشم یک هموطن نگاه نمیکردند. دلشان به حال ما نمیسوخت و حتی ما را تحقیر میکردند.
علیرغم ادعاهای امنیتی مجاهدین تا کنون در آلبانی هیچ عملی علیه آنان انجام نشده
مرکز پذیرش ملی پناهجویان نام ارگان دولتی آلبانی برای پناهجویان می باشد که دفاتر آن در تیرانا و حومۀ آن قرار دارند و تابع وزارت کشور آلبانی می باشد. این مرکز اقدام به ثبت نام پناهندگان و تهیۀ اسناد و مدارک حقوقی برای پناهندگی سیاسی و اجازه اقامت در آلبانی می کند.
یکی از دوستان قدیمی مریم قجر مرد
مریم قجر و دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی سعی نمودند از کنار مرگ شیمون پرز به سادگی بگذرند ولی برای ما کاملاً روشن است که افشای سایت های هسته ای ایران دقیقا زیر سر موساد بوده و سران فرقه نیز آنرا با آب و تاب افشا می کردند تا بتوانند در عرصه سیاسی خودی نشان داده و سرسپردگی شان را به جنایتکاران به اثبات برسانند.
تسلیم و انهدام تشکیلات فرقه رجوی در صحنه بورژوازی
بعد از اخراج از عراق دیگر شعار مبارزه با بورژوازی به پایان کار خود رسید و اکنون اعضای نگون بخت فرقه باید در کنار بورژوازی به زندگی خود ادامه دهند و رجوی گور به گور شده به جای انتقاد از خود و نقد گذشته فرقه به دستور مریم قجر باز هم بعد از اخراج از عراق نعره پیروزی سر می دهد.
برای توجیه شکست خود، باند رجوی محمد اقبال بد دهن را وارد میدان کرد!
پس اینهمه لابی گری و جار وجنجال های چندین ساله دایر براینکه این اسرا در لیبرتی بمانند وحتی مسلح شوند و این اردوگاه موقتی به اردوگاه دائم وبه تیول جاودانی رجوی تبدیل شود، برای چه بود؟!
رجوی منتظر خانوادهها در آلبانی
پس فرقه رجوی باید این را بداند خانوادهها بعد از بستن قلعه اشرف و زندان لیبرتی با ایمان و اعتقادی راسخ به این باور رسیدهاند که کارشان نهتنها آزادی عزیزانشان از چنگال فرقه رجوی است بلکه بستن فرقهای است که به ایران و ایرانی زیان و ضرر فراوان رسانیده و میرساند.
اخراج از عراق پیروزی یا شکستی سنگین و خفت بار برای فرقه رجوی؟ – قسمت دوم
رجوی ها از همان زمانی که زیر فشار دولت و مردم عراق و خانواده های متحصن در بیرون اشرف و همچنین تناقضات و مشکلات اعضای تشکیلات مجبور به قبول انتقال به لیبرتی شدند، بدنبال بر هم زدن انتقال اعضا به لیبرتی و در ادامه ممانعت از انتقال آنها به خارج از عراق بوده اند. به برخی از موضعگیری های سران فرقه و حامیان آنها در این ارتباط توجه کنید:
آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت ششم
مرحومه طیبه حامی دراولین دیدارمان دردفترانجمن نجات گیلان ازسفرخود به عراق ودیداربا فرزندشان گفتند” سالیان بود که اصلا خبرنداشتم محمود من زنده است یا اینکه درجنگ با صدامیان شهید شده است ولی به هرحال امیدواربودم که روزی درتبادل اسرا برمیگردد. ولی درهمان ایام متاسفانه به ما خبردادند که محمود اغفال شده وبه اسارت رجوی خدانشناس درآمده است