سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
درخواست همسر علی هاجری از دولت آلبانی 06 آبان 1402

درخواست همسر علی هاجری از دولت آلبانی

امروز داشتم دخترم را به مدرسه می بردم، اما او نمی خواست در مدرسه بماند و شروع به گریه کرد. من او را آنجا با گریه رهایش کردم. وقتی مدرسه را ترک کردم قلبم گرفت و در یک پارک اسباب بازی بچه ها نشستم که مادران با خوشحالی با فرزندان خود بازی می کردند. آن […]

نامه مهرداد امیری به خواهرش مهوش امیری گرفتار در فرقه مجاهدین خلق 03 آبان 1402

نامه مهرداد امیری به خواهرش مهوش امیری گرفتار در فرقه مجاهدین خلق

خدمت خواهر عزیزم مهوش عرض سلام و احترام دارم. انشاالله که در سلامتی کامل باشی. مهرداد هستم. مهوش جان خیلی وقت است از اوضاع و احوالت بی خبرم. طبق صحبت های چند نفر از دوستان جداشده که در ایران زندگی می کنند با خبر شدم که تشکیلات از تو مصاحبه ای پخش کرده است اما […]

دلنوشته علیرضا یوسفی به فرزندش محمدتقی یوسفی گرفتار در کمپ مجاهدین خلق 01 آبان 1402

دلنوشته علیرضا یوسفی به فرزندش محمدتقی یوسفی گرفتار در کمپ مجاهدین خلق

پسرم تاج سرم محمدجان سلام با غم و اندوه زیاد و آه و افسوس نهان، تو را می خوانم و تو را می‌جویم شاید که معجزه آسا به سویم به پرواز درآیی که مشتاقانه می خواهمت محمد جان. سیرم به خدا از همه کس، گل پسرم کو؟ گیرم همه عالم بُوَدَم، تاج سرم کو؟ ای […]

پیام محمد کرمی به اعضای انجمن نجات در آلبانی 29 مهر 1402

پیام محمد کرمی به اعضای انجمن نجات در آلبانی

با سلام به دوستان عزیز و گرامی خودم در انجمن نجات آلبانی یاران قدیمی و صادق و خوب من، تاسیس انجمن نجات آن هم در کشور آلبانی خبر بسیار خوب و مسرت بخشی بود که در این زمان شنیدم، انجمنی که بر پایه عاطفه و دوستی، بر پایه مهر مادری، سخاوت پدری و غیرت برادری […]

نامه صبورا شعبانی به برادرش محسن شعبانی در کمپ آلبانی 26 مهر 1402

نامه صبورا شعبانی به برادرش محسن شعبانی در کمپ آلبانی

با سلام برادر جان محسن خوبم 35 سال است که چشم انتظاریم . دلم لک زده برای صدایت، برای چشمهایت، آخر این چشم انتظاری تا کی؟ این همه دلتنگی و دوری را تا کی تحمل کنیم؟ محسن جانم ما همه چشم انتظاریم و از صمیم قلب می خواهیم که برگردی. مادر و پدرت با چشمانی […]

نامه مسئول تشکل مادران انجمن نجات به دبیر کل سازمان ملل 26 مهر 1402

نامه مسئول تشکل مادران انجمن نجات به دبیر کل سازمان ملل

مسئول تشکل “مادران انجمن نجات، قربانیان فراموش شده” با انتشار نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل فجایع غزه را محکوم کرد و نوشت: واقعاً تعجب‌آور است که در دنیاى امروزى در مقابل چنین حیوانات وحشى حرکتی از خود نشان نمی‌دهید. در نامه ثریا عبداللهی به “آنتونیو گوترش” آمده است: ما مادران داغ دیده و غم […]

درخواست برادر فرزانه خادمی از انجمن نجات آلبانی 25 مهر 1402

درخواست برادر فرزانه خادمی از انجمن نجات آلبانی

با سلام به عزیزان در انجمن نجات شعبه آلبانی خبر تاسیس انجمن موجب خرسندی و امیدی برای ما خانواده های غمدیده در داخل کشور گردید. لازم دیدم مراتب سپاس و امتنان خود و خانواده را اعلام کنم و از شما دوستان گرامی درخواست کنم تمام سعی و کوشش و عزم خود را در جهت رهایی […]

نامه محمدرضا درویشی به برادرش نوروز درویشی اسیر مجاهدین خلق 25 مهر 1402

نامه محمدرضا درویشی به برادرش نوروز درویشی اسیر مجاهدین خلق

برادر جان نوروز عزیز ضمن سلام امیدوارم که در صحت و سلامت به سر ببری. از حدود 17 یا 18 سال پیش که آمدم اشرف در عراق و ملاقات کوتاه تحت الحفظ سازمان داشتیم، هر روز و هر ساعت منتظر عملی شدن آن جمله ای که در ملاقات گفتی هستم. آنجا قول دادی که خودت […]

پیام پدر داود زاد اسماعیلی از بستر بیماری 25 مهر 1402

پیام پدر داود زاد اسماعیلی از بستر بیماری

هوشنگ زاد اسماعیلی پدر دردمند و مریض احوال داود زاد اسماعیلی از اعضای اسیر رجوی در کمپ مانز آلبانی، در تماس تلفنی خود با پوراحمد مسئول انجمن نجات گیلان، عاجزانه درخواست کرد تا پیامش منتشر شود و به دست دلبندش داود برسد تا شاید بتواند فوری و اورژانسی با وی تماس بگیرد. پیام دردمندانه هوشنگ […]

پیام برادر ابوالفضل سعد الله به اعضای انجمن نجات آلبانی 25 مهر 1402

پیام برادر ابوالفضل سعد الله به اعضای انجمن نجات آلبانی

خبر خوشحال کننده تشکیل انجمن نجات در آلبانی را شنیدم. این خبر همچون دریچه امیدی است که دلهای ما خانواده های افراد گرفتار در سازمان مجاهدین خلق را روشن کرده است. انگیزه مضاعفی به ما خانواده ها داده تا تلاش کنیم. یاری رسانیم، فعالیت کنیم تا شما با پشتیبانی خانواده ها بتوانید مسیر ملاقات و […]

نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ مرادی اسیر در کمپ مجاهدین خلق 24 مهر 1402

نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ مرادی اسیر در کمپ مجاهدین خلق

هوشنگ جان سلام برادر بزرگوارم از راه دور می بوسمت و برایت سلامتی و تندرستی مسئلت دارم. همه اعضای خانواده و اقوام مشتاق دیدارت هستیم و امید داریم روزی این اتفاق بیافتد. هوشنگ عزیز ما سال 69 تدارک دیدیم و منتظر آمدنت همراه کاروان اسرا بودیم، 79 هم گذشت، 89 هم گذشت و 99 هم […]

یادداشتی برای برادرم محمدمهدی ثابت رستمی 22 مهر 1402

یادداشتی برای برادرم محمدمهدی ثابت رستمی

برادر عزیزم محمد مهدی ثابت رستمی خوب به عکس نگاه کن ببین خانواده اصلی اینجاست. عشق و محبت و دل گرمی پدر و مادر اینجاست . ولی رجوی ها چهل و یک سال عشق و محبت خانوادگی را از تو گرفتند و از خانواده ات دورت کردند. برای چی؟ برادر خوبم محمد مهدی، تک تک […]

blank
blank
blank