نعره جنگی طلبی رجوی برای عدم پاسخگویی به شکست تخلیه اشرف
چرا وی به شکست استراتژی خود اعتراف نمی کند؟ چرا بعد از گذشت 17 روز گند گاو چاله دهان لب به سخن گشوده و حتی به مرگ آنان نپرداخته و سعی کرد با پرو بال دادن به آنها باز هم نعره سرنگونی سر دهد. وی در ادامه عنوان می کند که سرنگونی نزدیک است!! تا شاید با این اراجیف به نفرات خود روحیه بدهد که مبادا فکر کنند که با سقوط اشرف همه چیز تمام شده است.
قارچ های سمی – قسمت اول
شستشوی مغزی اعضا و تزریق عقاید جدید به سرعت دردستور کار شورای مرکزی قرار گرفت. مسیر جهاد عوض شد(!) و به ایستگاه مقابله با حکومت جمهوری اسلامی رسید و براندازی و سرنگونی این حکومت تنها راه نجات خلق قهرمان عنوان گرفت. اعضای جوان و رده پایین سازمان که طی سالهای قبل اطاعت بی چون و چرا از تصمیمات شورای مرکزی را مشق کرده بودند به سرعت چرخش در عقاید سازمان را پذیرفتند.
تجارت با خون دیگران
مسعود رجوی آنان و تمامی کسانی که بعد از سال ۲۰۰۳ و تسخیر خاک عراق توسط آمریکا در این سازمان کشته شدند را تنها به این دلیل قربانی کرد و سر برید که پای پاسخگویی اشتباه بودن تصمیم آمدن به عراق نیاید او آنقدر مغرور و خام خیال بوده و هست که تصور میکند اینگونه خواهد توانست از پاسخگویی به تاریخ این مردم سرباز زند و شاید با فجایعی مشابه و خون آلود تر مدت زمان بیشتری این پاسخگویی را به تعویق بیاندازد
تاکتیک های فریب فرقه ای مجاهدین
در سرفصل مرصاد و عملیات شکست خورده و بچگانه دروغ جاویدان رجوی بحث تجاوز به یک زن را در گردنه مرصاد علم کرد تا اولأ فشار طلب کاری نیروها را در خصوص تصمیم و استراتژی نابخردانه رهبری فرقه را کنترل نماید. دومأ با مرزبندی و خط قرمز سازی در ذهن و ضمیر مریدان چشم و گوش بسته خود آنها را برای تاکتیک های فریب کارانه بعدی اش به روز نماید.
تلاش رجوی ها برای زنده نشان دادن جسم رو به موت تشکیلات فرقه
اخبار داده شده از سوی آنها بعضا 180 درجه با هم در تناقض بود. ضمن آنکه باید از این حقه بازان پرسید اگر شما در درون جمهوری اسلامی امکان دست یابی به اخبار سری را داشته و در دولت عراق هم آنقدر نفوذ دارید که اخبار سری با این سرعت به دست شما می رسد، پس چرا قبل از کشته شدن نفرات تان در اشرف این خبر ها را بیرونی نکردید؟! غیر از این است که یا دروغ می گویید و یا خواهان کشته شدن نفرات تان هستید؟
انزوای نکبت بار رجوی ها و اسرائیل
در جریان اجلاس عمومی سازمان ملل و در کنفرانس سران کشورها، برخلاف همه، دو جریان نشان دادند در انزوای کامل هستند. یکی از این دو اسرائیل بود و دیگری فرقه تروریستی رجوی که حاصل تمام تلاش شان در این ماجرا چیزی نبود جز بی آبرو شدن هر دوی آنها و اثبات اینکه حتی تغییر شرایط هم بدلیل ذات تروریستی و جنایتکارانه آنها، تاثیری بر آنها نداشته و آنان جز در جنگ و کشتار امکان حیات ندارند و دشمن صلح می باشند.
چرا دیپلماسی”دکتر روحانی” به مذاق صهیونیستها و مجاهدین خوش نمیآید؟
نخستین مسئلهای که در این تجمع کمشمار به چشم میخورد، حضور گنگ افراد خارجی و بعضاً سیاهپوست و سالخورده بود. پیش از این نیز شرکت زنان و مردان غیرایرانی که حتی نمیدانستند با چه هدفی در ازای پول به این تجمع دعوت شدهاند، سابقه داشت. محتوای تابلوها در این تجمع، نشان میداد مجاهدین و تندروهای حزب جنگطلب آمریکا، از سفر دکتر روحانی به نیویورک و استقبال عمومی جهان از دیپلماسی دولت جدید ایران، عصبانی هستند.
پیام ۲۷ شهریور رجوی؛ هیچ عضوی از مجاهدین به خارج از عراق نخواهد رسید!
در واقع محتوای پیامی که منتشر شده،نقشه راهی است که کمپ لیبرتی را به”اشرف ثانی” تبدیل می نماید. برای رسیدن به این نقطه”لشگرهای فدایی ۱۰۲″ را در کمپ لیبرتی گسترش می دهند. و تا لحظه ای که به”کهکشان” موهوم رجوی برسند، کار تمام شده و به”پیروزی” دست یافته اند. نام مستعاری برای مرگ دسته جمعی!
نتانیاهو و مریم رجوی یک توهم، یک بستر
سخنرانی دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران در شصت و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در واقع پاسخ روشن و صریح به سخنان باراک اوباما رئیس جمهور امریکا مبنی بر رفع اختلاف ها از طریق مذاکره و تعامل سازنده و مثبت بود. تندروها و طیف های جنگ طلب امریکا، بنیامین نتانیاهو و مریم رجوی نسبت به مسیر پیش روی و رویکرد مذاکره، تعامل و گفتگو به جای تقابل و دشمنی بین ایران و دنیای غرب واکنش های عصبی و هیجانی نشان دادند.
شمه ای از مغزشویی رجوی ها
تنها راه نجات اعضای اسیر فرقه این است که یا تشکیلات فرقه ای در عراق فروبپاشد و یا اعضای اسیر هر چه زودتر به کشور ثالث منتقل شوند. در غیر این صورت رجوی به تلاش جنایتکارانه خود مبنی بر کشتن دادن همه آنها تا آخرین نفر ادامه خواهد داد. او بخصوص در شرایطی که ضربات از هر سو بر او وارد شده و کوس شکستش در همه جا پیچیده است، دنبال راهی برای مانور دادن است
شاخص و کد شکست مجاهدین
همه کسانی که سال 73 در جریان نشست معروف به حوض رجوی بوده اند می دانند که رجوی گفت در شق سیاه شکست مجاهدین روزی است که رهبری فرمان انتقام و کشتن بریدگان از فرقه اش در هر نقطه از کره زمین را صادر کند و در کنار آن هرمنتقدی و یا معاندی و هر مقام و مسئولی در رژیم که به نوعی در شکست فرقه اش نقش داشته اند هم کشته می شوند ولو با چنگ و ناخن و دندان.
این تازه از نتایج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد!
خدا را صد هزار بار شکر که هرچند خیلی خیلی سخت گذشت اما عمری باقی ماند و اینگونه خار و خفیف شدنت را می بینیم! جناب آقای رجوی دیدی که بقول خودت ظلم پایدار باقی نخواهد ماند و درب اشرف هم بسته شد؟ دیدی که سمبل و نشانه مجاهد خلق که همانا قرارگاه اشرف بود دربش گل گرفته شد؟ راستی حالا که اشرفی دیگر نیست میشود توضیح دهی و واقعیت را بگویی که اینهمه اشرف اشرف کردنت برای چه بود؟