انقلاب طلاق یا مغز شویی تشکیلاتی
نکته قابل توجه از توجیهات رجوی در رابطه انقلاب طلاق اجباری در این نشست این بود که می گفت با کوله باری از تجربه تشکیلاتی و فداکاری وارد علمیات فروغ شدیم وقتی پای تنگه رسیدیم یک دفعه خدا یقه ام را گرفت و گفت کجا، برگردد و باید سازمانت را بتکانی و خانه تکانی کنی و همه حایل ها را کنار بزنی که این حایل زن و شوهر است و تا این حائل را کنار نزنید از سرنگونی خبری نیست.
آیا رجوی در تدارک قربانگاه بزرگ برای اعضای مجاهدین است؟
تهاجم یک گروه شبه نظامی به کمپ مجاهدین، نشان دهنده کینه و تنفری است که تخم آن را رجوی در عراق کاشته است. رهبری مجاهدین بجای دخالت در امور مردم کشورعراق، فکری بحال اعضای خود نموده و آنان را به سرعت از عراق خارج نماید.چرا که مسئولیت عواقب تهدیدات گروه های شبه نظامی عراقی در درجه اول متوجه مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو است.
حمایت رجوی از معارضین سوری، به چه قیمت؟
بنابراین حمایت رجوی از این شورش و بلوا و حمایت سران این تروریستها از رجوی وقتی همه چیز در هم است به چه معناست. وقتی این همه کودک و زن و سالمند کشته میشوند. مگر عملکرد گروههای سلفی را در ایران فراموش کردهایم که چطور سر افراد را با چه قساوتی میبریدند و پایبند هیچ مرام و مسلکی نبودند. مگر عملکرد طالبان را در مناطق اشغالی مبنی بر محروم کردن زنان از تحصیل و انواع و اقسام محدودیتهای دیگری که به خاطر خشکمغزیشان بر مردم اعمال میکردند فراموش شده است.
رجوی، دلال خون و جان اعضای گرفتار در اشرف و لیبرتی است
رجوی نمی تواند بپذیرد که عضوی خارج از دید خودش با خانواده اش دیدار داشته باشد. به دلیل اینکه مطمئن است عضو نگون بخت، به سرعت جذب خانواده اش شده و از فرقه تبری می جوید.تجربه سالیان این است که تمامی اعضایی که توانسته اند خودرا به کشورهای اروپایی برسانند و از فرقه جدا شوند. تماما علیه فرقه اقدام به افشاگری نموده و عرصه را بر فرقه در کشورهای اروپایی تنگ نموده اند. بنابراین بر اساس اصول فرقه اعضا نباید پایشان به کشورهای اروپایی برسد.
حمله موشکی به لیبرتی و پیامد های زیانبار آن برای رهبران مجاهدین
بنابراین فریبکاری رهبران مجاهدین برای نگه داشتن اعضای سازمان در عراق فعلا در کادر زمین گیر کردن آنها در لیبرتی و تلاش برای خنثی سازی فعالیت های مسئولین سازمان ملل متحد و دولت عراق در خصوص انتقال و اسکان آنان به کشورهای ثالث کارکرد داشته است. نتیجه اینکه موجی که مجاهدین میخواستند بعد از موشک باران لیبرتی و با خون کشته شدگان راه اندازی کرده و مدت زمان دیگری را بر آن سوار شوند خیلی زود و در همان سواحل لیبرتی فروکش کرد.
چرا بازگشت به اشرف؟
پیش شرط خارج شدن از لیست تروریستی همانگونه که با وساطت آقای پاتریک کندی سناتور امریکایی انجام شد این بود که از اشرف خارج شوند و به لیبرتی اردوگاهی در نزدیکی بغداد بروند تا انجام کارهای خروج آنها از عراق بدست سازمان ملل انجام شود. اما از بدو ورود در آنجا و انجام کارهای ضد و نقیض با طبیعت کار شروع به بهانه تراشی برای بازگشت به اشرف را داشتند.
مظلوم نمایی از نوع رجوی
هرچند رهبری فرقه ی تروریست در این مقطع احتیاج مبرم به چنین اتفاقی برای مظلوم نمایی و صحت ادعایش مبنی بر نبودن امنیت در لیبرتی و تقاضای بازگشت به اشرف را داشت. اما عراقیان به نقطه ای رسیده اند که منشا طاعون سیاه و کشنده در بدنه ی کشورشان را صرفا در وجود فرقه ی تروریستی رجوی در عراق می دانند و این انتقام گیری ها را حق مشروع خود میدانند و اظهار می دارند که رجوی ها با زبان منطق و مسالمت سنخیتی ندارند و صبر عراقیان نیز به سر آمده.
آخرین دژی که هر دیکتاتور از دست می دهد
این آخرین دژ رجوی اکنون آنقدر برای او مهم است که از دست دادن آن برای رجوی به مثابه نابودی حتمی است. رجوی این آخرین دژ را در شرایطی جا گذاشت که گول پیچیدگی سیاست کلینتون را خورد و از طرفی هم دماغ سوختگی رجوی از آنجاست که فکر می کرد دارد زرنگی می کند. وبا رفتن به لیبرتی افکار عمومی عراق وخانواده های اسیران خودش را منحرف و قانع می کند و هم با حفظ اشرف با به جا گذاشتن چند ریش سفید در این دژ منتظر شرایط در عراق باشد و مجددا به آنجا برگردد.
هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت
آقای رجوی هیچ اطلاعی نداشتند که در دوران چک امنیتی در عراق و در اشرف افراد سازمان زیر شکنجه و بدترین اهانت ها (و به قولی خواهران شورای رهبری تا فحش خواهر و مادر به افراد می دادند) بوده اند و الا حتما دستور توقف شکنجه را می دادند و اثبات این فرمایش را نیز باید از زبان خود مسعود نقل کنم که گفتند:”همه ی مجاهدین در زندان ها اعدام شده اند و شما که سر و مر و گنده اینجا هستید حتما ریگی به کفش دارید و باید جواب پس بدهید.”
حمله تروریستی چماقداران مریم رجوی به خانه خانم عفت اقبال را محکوم می کنیم
ما ضمن محکوم کردن این اعمال تروریستی سران فرقه رجوی که تماماً از اورسوراواز هدایت می شود و قبلاً نیز نمونه های متعدد آنرا شاهد بوده ایم (در حمله به خانه آقای نوریزاده و حمله به خانه خانم بتول سلطانی و همچنین حملات متعدد به منتقدین جداشده از فرقه رجوی که در منطقه سرژی اکسیون برگزار نموده بودند و همچنین حمله و هجوم چماقداران این فرقه به تجمع افشاگرانه جداشدگان در پاریس که همین چندماه پیش برگزار شده بود)، از دولت فرانسه می خواهیم تا مرکز فرماندهی این فرقه خطرناک مذهبی-تروریستی را هرچه زودتر تعطیل نموده و مریم رجوی را به جرم فرماندهی چنین اعمالی به دادگاه بفرستد.
آیا وزارت دفاع امریکا به لابی مجاهدین خلق تبدیل شده است؟
مقاله دیگری به تاریخ 16 فوریه 2013 توسط هفته نامه بریتانیائی میل آن ساندی، که به این گزارش اشاره دارد و مجددا به طور گسترده ای مورد استفاده فرقه رجوی در رسانه هایش قرار میگیرد، منتشر شد. تیتر اول آن که نوعا در نشریات زرد مشاهده میشود”خانه دار بریتانیائی توسط آمریکا متهم به جاسوسی برای ایران میشود تا جان برادر شوهرش را نجات دهد” جلب توجه میکرد. من نگاه دقیقتری به این مقاله انداختم تا علت درج مطلب بعد از شش هفته از زمانی که گزارش اولیه به بیرون درز کرد را پیدا کنم.
مسئولیت مستقیم کشتار در لیبرتی متوجه چه کسی است؟
عراق یک کشور ناامنی است هر روز انفجار و عملیات های تروریستی در آن صورت می گیرد همانطور که اشاره کردم قبل از آنکه ذهن خود را درگیر حمله موشکی کنیم که کار چه کسی و چه گروهی بوده است حال باید بپرسیم مسئول مستقیم کشتار در لیبرتی چه کسی است؟؟ به نظر من مسئول مستقیم این کشتار شخص رجوی است که با قربانی کردن نیروها به هر قیمت که شده است، نمی خواهد پای نیروها به خارج از عراق باز شود