مجاهدین و فریب کاری با شعار سرنگونی
رجوی عده ی زیادی را در آن سرفصل به کشتن داد و سر جایش نشست و در قدم بعد بامبول بعدی خود را تحت عنوان سرنگونی با کد 77A یعنی حرکت با ارتش منظم در سال 1377 را علم کرد و گفت سرنگونی در یک قدمی است و او هم مثل امروز مریم رجوی برای عوام فریبی گفت این همان لحظه ی نادر است و دقیقا دستانش را به همان گونه که امروز مریم قجر بالا برده نشان داد و این تکرار سناریوی زنگ زده از سران فرقه ی ترور بلف های توخالی و صداهای جیغ و داد ترسوها و بزدل ها بر سر قبرستان است.
مجاهدین و امریکا هر دو مخالف دیدار خانواده ها
مجاهدین و آمریکا هر دو دست در دست هم داده اند تا این سنگر تروریستی حفظ شودو با وجودی که قراگاه اشرف و حالا هم لیبرتی تحت نظر دولت عراق می باشد اما هرگز خانواده ها نتوانستند طی این مدت با عزیزانشان ملاقات کنند جای سئوال است زندانی با زندان بودنش ملاقاتی دارد پس باید گفت چه کسی از آنها حمایت می کند و آنها را پشتیبانی می کند تا آنها مانع از این کار می شوند.خانواده هایی که با شوق و اشتیاق و با تحمل سختی فراوان و کهولت سن باز برای دیدار فرزندانشان این سختی را به جان می خریدند و می رفتند ولی در عوض فالانژهای رجوی مزدور با فحاشی و ناسزا گویی که لایق سران گروه است با خانواده ها برخورد می کردند.
تبحر خانم رجوی در شغل قبلی
وضعیت ضعیف مریم رجوی در داخل سازمان و نبود مسعود رجوی که هر روز بیش از پیش تاثیرش را در داخل مناسبات میگذارد ,باعث شده که قبل از هر چیز مریم به موقعیت خودش در سازمان بیندیشد, فرار اعضا و اعتراضات مختلف آنها در مقر اروپایی این سازمان در فرانسه این وحشت را ریشه دار تر کرده و بسیاری از مسئولین بالا با حسرت از زمان حضور مسعود رجوی حرف زده و با این کار مدیریت مریم را به چالش میکشند.
مجاهدین، اسلامخواهی و شعائر مذهبی
ایدئولوژی حاکم برتشکیلات مفاد منسجم شده بی ارتباط با اسلام است که در حکم ایدئولوژی فرقه ای عمل می کند. مثلا چون خواست رجوی است فقط اسم امام حسین نام برده میشود! آنهم برای عوام فریبی، تا استراتژی مسلحانه را سرپوشی باشد. جالب توجه است در ساختار ایدئولوژی فرقه ای سازمان در اشرف باز برای مثال امام علی و امام حسن وسایر معصومین شیعه جایگاهی ندارند.
راه آزادی زنهای گرفتار در فرقه با گشایش انجمن زنان میسر شد
اول باید به بنیانگذاران این انجمن تبریک بگویم که توانستند آن کمبودی که برای رها یافتن از فرقه وجود داشت را تاسیس کنند تا زنهای گرفتار شده برای آینده خود امید داشته باشند که هم نوع های خودشان برای حل وفصل مشکلاتی که بعد از جدایی دارند، تلاش می کنند. قبل از تاسیس این انجمن کمبودهایی وجود داشت و به همین خاطر زنهایی که در تشکیلات مشکل تشکیلاتی داشتند، نمی توانستند خودشان را از فرقه رها کنند.
مجاهدین در باتلاق لیبرتی
رهبران فرقه مجاهدین اولویت را به هواداران و نیروهای اوور داده است که آنها را حفظ کنند واز طریق آنها ادامه راه خود را مجدداً پیش ببرند اما سران این فرقه غافل از این هستند که بتوانند آن خط را پیش ببرند چون رهبران این فرقه دراین ماهها دو شعار درونی را از دست داده اند وچون این شعارها بر ضد خودشان تمام شده، بعداز این هواداران ونیروهای خارج نشین اعتماد شان از رهبری این گروه سلب شده است.
خودکشی دردناک حسین بلوجانی در کانادا
یکی از کسانی که او را درکمپ آمریکاییها درعراق دیده بود و درحال حاضر در ونکوور زندگی میکند، میگوید: برای اولین بار حسین را در کمپ JITIF در عراق دیدم. اواخر سال ۲۰۰۷ و تا اوایل سال ۲۰۰۸ بود که پس از آن هرکدام جداگانه اقدام به فرار از کمپ آمریکاییها کردیم و از طریق ترکیه خود را به یونان رساندیم. در جولای سال ۲۰۰۸ بار دیگر او را در آتن دیدم. در شهر آتن پانسیونهایی بود که با پرداخت ۳ دلار، شب را به روز میرساندیم. وضعیت مالی همهمان اسفناک بود
عقده گشایی مریم قجر نسبت به مردم ایران
مریم قجر در حالی نسبت به ایران عقده گشایی می کرد که تنها آمریکا و اسرائیل رسما با کسب این موقعیت (که بخش کوچکی از حق کامل مردم فلسطین است) مخالف بودند و به گزارش خبرگزاری های بین المللی هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده ارتقای وضعیت فلسطین را”مایه تاسف و غیرسازنده” خوانده و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل غاصب، مصوبه اخیر مجمع عمومی سازمان ملل را”بیمعنی” خواند ه است. اما مریم قجر با وقاحت از این اخبار گذشته و هیچ اشاره ای به آنها نمی کند!
لیبرتی، ترانزیت یا پناهندگی؟
آیا سازمان ملل به عنوان یک نجات غریق اگر غرق شده ای سرش را از آب بیرون آورد و استمداد بطلبد دوباره سر او را زیر آب می کند و یا به کمک او می رود؟ اکنون مجاهدین و خصوصا آن دسته که بعد از خروج از اشرف کمی چشم انداز نجات خود از طریق ترانزیت از لیبرتی دیده اند می توان با تثبیت و تایید لیبرتی به عنوان کمپ پناهندگی مجددا به اسارت آنها ادامه داد و در به اسارت در آوردن آنها به رجوی کمک کرد و عصای زیر بغل ترفند های وی شد؟
رجوی و جیره بگیران خارجه
سازمان در ابتدای سرنگونی صدام از این می ترسید که آمریکا آنها را به مثابه اسیر جنگی به حساب بیاورد و با پرداخت دلارهای فراوان کانون وکلا تشکیل داد از بهترین وکیل ها از اروپا و آمریکا استفاده نمود و آن موقع چون بحث استرداد به میان آمده بود رجوی خیلی ترسیده بود و آن موقع هم از وکلا می خواست تا موضوع شهروند را مطرح کنند و حول آن تبلیغ نمایند و سر و صدای زیادی راه انداخت. و در ادامه کار خودش نمایندگانی را برای رابطه با فرمانده هان آمریکائی فرستاد و اعلام کرد هر طور شما بخواهید ما غلام حلقه به گوشیم
دخالتهای فرقۀ رجوی در امور عراق در ۱۰ سال اخیر
زونکنهای به اصطلاح امضاها را که تماما خودشان درست کرده بودند و می دانستند که هیچکس ارزشی به آنها قائل نیست که بیاید در مورد آنها تحقیق کند به دست تعدادی عراقیان خریداری شده با پول از استانهای مختلف و با تابلوی اسامی استانها آنهم با املای غلط و به خط فارسی!! می دادند و آنها را به صف می کردند تا در مراسم اعلام بیانیۀ فلان میلیون و فلان هزار!! آنها را دسته دسته تسلیم صف رهبران مجاهدین در اشرف بکنند!!
تظاهر به شادی یا جشن خیانت به فلسطینیان
دادن پیام و بر پا کردن این گونه نمایشات مسخره و مضحک هم نمی تواند مشکلی از این فرقه تروریستی حل کند چرا که این فرقه در گرداب فروپاشی فرو رفته و دیگر راه بازگشتی برای آنان متصور نیست. ماهیت رجوی روی خیانت و کشتار مردم ایران سوار بوده و برای رسیدن به قدرت حاضر است تمام هست و نیست خود را برای بیگانگان به فروش بگذارد.