قرار گرفتن مجدد سازمان مجاهدین در لیست گروه های تروریستی
بنابراین در پاسخ به سوال شما باید بگویم هر کاری بهایی دارد و خروج سازمان مجاهدین از لیست گروه های تروریستی نیز بهایی می طلبد که رهبری این فرقه قادر به پرداخت آن نیست. روند و سرانجام احزاب و نظام های توتالیتر در تاریخ روشن است و کمابیش مشابه یکدیگرند. بدون تردید پایان حزب نازی در آلمان تفاوت چندانی با سرانجام حزب کمونیست به رهبری استالین در شوروی ندارد.
شب های تاریک پاریس
گرگهای تیز دندان بی توجه به قوانین فرانسه دیوانه وار و هار به جان مهمانان، مدعوین و شرکت کنندگان حاضر در سالن فیاپ محل برگزاری کنفرانس افتادند و به شیوه و فرهنگ ِ ارازل و اوباش چماقداران سرکوبگر، شعبان بی مخ های ستمگر نام ننگین سازمان تروریستی مجاهدین را بار دیگر در اذهان عمومی زنده کردند.
در مناسبات فرقه ای هنر وجه جایگزین دارد ۲
در بخش پیش به این مهم اشاره کردم که جایگاه هنر در مناسبات فرقه ای مجاهدین حتی متفاوت تر از جایگاه ابزاری در جریان های ایدئولوژیک، صرفا وجه جایگزین دارد. به این معنی که از زمان خلع سلاح مجاهدین در عراق، این پدیده به نوعی جایگزین سلاح شده و مجاهدین بر این معنی تاکید دارند که ضرورت این رویکرد دقیقا از گرفتن سلاح از دست آنها نشئت می گیرد و الزاما محتوای این پدیده باید ماهیت استراتژی خشونت طلب مجاهدین را نمایندگی کند.
اثبات تروریست بودن با عمل
ما ضمن محکوم نمودن این عملکرد وحشیانه ی فرقه ی رجوی از دولت فرانسه و دیگر مدعیان حقوق بشر می خواهیم تا هر چه زودتر این مارهای زخمی که به واسطه ی زخم هایی هم چون قریب الوقوع بودن اخراج از عراق ؛ باقی ماندن نامشان در لیست سیاه و افزایش تعداد بریده ها به هر سوراخی برای نیش زدن سر می زنند را به سزای اعمالشان رسانده و با محاکمه ی دستگیر شدگان و جریمه ی آن ها از بروز دوباره ی چنین حملات تروریستی جلوگیری کنند.
مجاهدین باز هم در لیست ترور ابقاء شدند ولی این کافی نیست
اینک این سئوال مطرح است که اگر اتحادیۀ اروپا در مبارزهاش علیه تروریسم جدی است، چرا نام”شورای ملی مقاومت” که مقر آن در اور-سوروآز پاریس است را به لیست تروریستیاش اضافه نکرده است؟ آیا اتحادیه اروپا میخواهد همچنان در دام عوامفریبی مجاهدین باقی بماند؟ ابقاء مجاهدین در لیست تروریستها باعث تعجب نیست، آنچه مرا شگفتزده مىٰ کند کم اطلاعی سیاستمداران اروپائی است که همجنان در این توهم به سر میبرند که گویا مجاهدین و شورای آنها دو گروه متفاوت هستند.
دلالی که فصل دلالی اش گذشت
تا پیش از این از بزرگتر ها که می پرسیدی از شور و حال انقلابی مردم و جنایت سازمان از زمان جنگ کم و بیش خبر داشتند و هر کس به نوعی در مورد نحوه ترور پدر، مادر، همسر، فرزند و یا همسایه خود به دست شقی ترین مردم روزگار سخن می گفت.برای من که کمی از عمق درنده خویی سازمان و تظاهر پیشگی سران آن اطلاع دارم جالب بود تا واکنش مردم عادی در خصوص پخش مستند”گرگها” را از نزدیک ببینم.
با یک فرقه مذهبی آشنا شوید
ابراهیم خدابنده به تلخی از آن گروه یاد می کند. او بیست سال از عمر خود را به عنوان عضو مجاهدین صرف کرده است ؛ اکنون نظرش این است که آن سالها را بیهوده سپری کرده است (به بطالت گذارنده) وی می خواهد به دیگران علیه آن سازمان هشدار دهد.
رجوی با شبیه سازی پرچم حزب الله سعی در جلب توجه دارد
این تظاهرات تیر خلاصی بود به قلب سازمان فاسدی که سالهاست از پول خون مردم عراق که توسط صدام حسین به آنان تزریق می شد زنده بود. شرکت عناصر ضد دموکراتی نظیر احمد غزالی از عناصر سرکوبگر آزادی های دموکراتیک در الجزایر و باب فیلنر نماینده کنگره آمریکا نشان از ترکیب شرکت کنند گان دارد.
یک پیشنهاد خطرناک از مریم رجوی
اولا سازمان مجاهدین سابقه بسیار بدی در رابطه با رفتار کودکان دارد و هنوز از جداکردن کودکان از پدر و مادرهایشان آنهم با اجبار مدت زمان زیادی نمیگذرد و بقول معروف باید به مریم رجوی گفت تو اگر اهل نگهداری کودکان بودی چرا کودکان اعضای خودت را به این روز سیاه نشاندی.
بیستمین سالگرد اولین بمباران شیمیایی ایران
آثار جراحات بمباران آن روز را به خوبی می شود روی دست و پای احمد حسین، دید. احمد که هفت نفر از اعضای خانواده اش را در این بمباران از دست داده، با اینکه زنده مانده، اما به خبرگزاری آسوشیتدپرس می گوید که چه زندگی رنجباری را تحمل می کند:« فامیل هایمان فقط چند دقیقه درد کشیدند و بعد مردند اما ما که زنده ماندیم نزدیک به بیست سال است که زندگی دردناکی را تحمل می کنیم. زندگی ما در واقع مرگ تدریجی است.»
آیا خوش رقصی برای سرویس های خارجی بد است
بنابراین تنها چیزی که سازمان مجاهدین خلق در استراتژی به اصطلاح”راه حل سوم”، که توسط سازمان جهت اجرای پنتاگون طراحی شده، میتواند به غرب ارائه دهد و نظر مساعد آنان را جلب نماید اینست که عناصر محدودی از سازمان مجاهدین خلق نقش خبرچین و جاسوس را برای آمریکا ایفا کنند و همانطور که از طریق شنود بی سیمی و تخلیه تلفنی اطلاعاتی را در طول جنگ عراق با ایران از داخل کشور کسب کرده و به سرویس عراقی می فروختند
نکاتی قابل تامل در پیام سوم مسعود رجوی
صورت مساله را پاک کردن و همه چیز وهمه کس را در مسیر تصورات به سرانجام نرسیده خود تحلیل کردن، از علائم بیماری لاعلاج مسعود رجوی است که در حقیقت هیچ درمانی برای آن متصور نیست وقابل تصور است تا پایان عمر و در وضیعت آلزایمر رشد یابنده ای که به آن مبتلاست، همین زمزمه ها را سر خواهد داد والبته این سخنان کوته نظرانه کسی جز اشرف نشینان بی خبر از همه جا را نخواهد فریفت.