نکاتی قابل تامل در پیام سوم مسعود رجوی

تلاشی ناکام برای جدی گرفته شدن)

پیام سوم مسعود رجوی حاوی نکات جدیدی نبود ولی از برخی نکات قابل تامل بود از جمله اینکه:

1- برای اولین بار رجوی از "شکست استراتژی دروغ- جنگ آزادیبخش" واز برهم خوردن موازنه استراتژیکی به نفع حکومت ایران سخن گفته است، اعتراف وی به این امر جای بسی شگفتی دارد آنجا که میگوید:

"… راه حل و چشم انداز امید بخشِ خنثی سازی این تهدیدها , از به رسمیت شناختن موقعیت مجاهدین خلق میگذرد که وزنه تعادل در برابر دخالتهای حکومت ایران هستند. کما اینکه خلع سلاح آنها موازنه استراتژیکی در این منطقه حساس از جهان را بسود رژیم ایران برهم زد"

قابل توجه است بدانید، مسعود رجوی همان کسی است که به"مهدی برائی"که از جانب مجاهدین در قرارگاه اشرف با فرماندهان آمریکایی بر سر میز مذاکره نشسته بود، فرمان داد "خلع سلاح" را بپذیرد و سپس طی پیامی به ساکنان قرارگاه اشرف آنرا دجالانه ماست مالی کرده و تاکید کرد "اگر لازم باشد دامن هم خواهد پوشید "واکنون همچون "دایی جان ناپلئون" از تغییر موازنه استراتژیکی و… صحبت میکند.

2- در جایی دیگر مسعود رجوی از 15 سال پیش کنگره آمریکا فاکت ونمونه میآورد که نشان از دست خالی و حسرت بدلی تاریخی این فرد دارد، در حالیکه گزارش رسمی وزارت خارجه آمریکا همین2 ماه قبل (30 آپریل 2007) منتشر شده و رسما به روی فرقه بودن مجاهدین تاکید دارد، مسعود رجوی از آن هیچ حرفی نمی زند وبرای فریب شیوخ قبایل عرب و نیروهای داخل اشرف به فاکت 15 سال پیش کنگره آمریکا اشاره میکند و در فرهنگ سیاسی به این شیوه برخورد مسعود رجوی نامی جز عوام فریبی و دجالیت نمیتوان داد آنجا که می نویسد:

"…پس انتخاب, بین جنگ از یک طرف و سازش و تسلیم در برابر ملایان از طرف دیگر نیست. انتخاب دیگری هم وجوددارد. 15 سال پیش, در ژوئن 1992 اکثریت کنگره آمریکا بر انتخاب و راه حل دیگری تاکید ورزید. از آن پس نیز اکثریت کنگره 4 بار دیگر باتفاق همکاران خود در پارلمانهای اروپایی همین راه حل را مورد تاکید قرار داد."

3- هنوز هم مسعود رجوی معتقد است مرغ یک پا دارد و حرف مرد یکی است!! لذا تاکید میکند که رژیم ایران ظرفیت مذاکره با هیچکس را ندارد و همین نشان از عمق عقب افتادگی فکری مردی در رویای رسیدن به قدرت است. او هنوز هم در سودای حمایت امپریالیست ها و سوار بر تانک در میدان آزادی شب وروز را سپری میکند

"…واقعیت نخستین ,ضعف ماهوی و وضعیت بسیار شکننده رژیمی است که ظرفیت مذاکره و معامله وتغییر رفتار و عقب نشینی از مواضع شناخته شده اش ندارد."

4- جالب است بدانید در این پیام که هیچ ربطی به مردم ایران نداشت، رهبر مجاهدین بر خود واجب دانسته که به مردم عراق و شیوخ قبایل عرب پیامی دهد تا شاید آنان را بتوان چون جوانان ایرانی چند صباحی فریب داد و سخن از دمکراسی برای ایران و عراق!! را طوری سرهم بندی کرد که خوشایند خریداران غربی گردد. وی در پیام اش می گوید

"…دموکراسی در عراق و دموکراسی در ایران در این موقعیت ژئوپلیتیکی ودراین برهه تاریخی, لازم و ملزوم و تضمین یکدیگرند."

به این بیمار روانی باید خاطر نشان نمود "شما قاچ زین را بچسب،اسب سواری پیش کش".

صورت مساله را پاک کردن و همه چیز وهمه کس را در مسیر تصورات به سرانجام نرسیده خود تحلیل کردن، از علائم بیماری لاعلاج مسعود رجوی است که در حقیقت هیچ درمانی برای آن متصور نیست وقابل تصور است تا پایان عمر و در وضیعت آلزایمر رشد یابنده ای که به آن مبتلاست، همین زمزمه ها را سر خواهد داد والبته این سخنان کوته نظرانه کسی جز اشرف نشینان بی خبر از همه جا را نخواهد فریفت.

اودر پایان پیام خود نا امیدانه میگوید و میگرید:

"… کاش مذاکره ومعامله با این رژیم جواب میداشت اما دست برداشتن از صدور ارتجاع و تروریسم و دست برداشتن از بمب اتمی,بطور بلافصل در داخل ایران به کاهش سرکوب وبه شکستن طلسم اختناق وریختن مردم به خیابانها راه میبردورژیم را دچار فروپاشی میکند."

این همان مسعود رجوی است که در سال 1364 میگفت رژیم اگر پایان جنگ را بپذیرد، طلسم اختناق شکسته و فرو میپاشد و همگان دیدند رژیم آتش را پذیرفت ولی فرو نپاشید.

در سال 1368 گفت اگر خمینی بمیرد رژیم یک شبه فرو خواهد پاشید و دیدیم که نشد.

در سال 1367 گفت با آمدن خاتمی رژیم پاره پاره میشود، خاتمی 8 سال بر مسند قدرت بود باز هم مجاهدین در پاسخ به غلط درآمدن تحلیل هایشان شخص مسعود رجوی برای ساکت کردن دیگران بطور رسمی در نشستی در قرارگاه اشرف گفت: "کشک گفتم – کشک گفتی – کشک گفتیم " ولی باز هم از رو نمیرود وبرای تنور آدم سوزی خود هیزم می طلبد.

نهایتا در سال 1384 با آمدن احمدی نژاد، خبر از آغاز دوران اضمحلال و فروپاشی رژیم داد ولی در زمان همین احمدی نژاد است که آمریکا قرار شده با ایران به مذاکره بپردازد و هر روز رجوی بورتر از روز قبل با مزخرفات سیاسی و دجالگری نوع خاص خود همه اشرف نشینان را وادار به قبول تحلیل های خود میکند.

سازمان مجاهدین وبویژه شخص مسعود ومریم رجوی بدرستی میدانند که در شرایط سیاسی ایران، هیچگونه تاثیر گذاری بر روی افکار مردم ایران ندارند و از طرف نیروهای سیاسی در خارج کشور نیز قابل هیچگونه ارزش گذاری نیستند، چرا که مدت هاست این سازمان به عنوان یک نیروی وابسته ومزدور شناخته شده صدام حسین از گردونه نیروهای سیاسی خارج و به شکل فرقه مذهبی تکامل یافته در خدمت منافع آمپریالیسم وصهیونیسم هر روز سر در گرو اربابی داشته و این حقیقت برای همه نیروهای مسئول سیاسی در داخل و خارج ایران قابل شناخت وارزیابی است.

سایت آوا، بیست و هشتم ژوئن 2007

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.