نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سلام مصطفی، حالت چطور است. مصطفی جان این عکسی را که ازمن می بینی مربوط به روزی است که به همراه بقیه خانواده ها رفته بودیم در مقابل مقر صلیب سرخ در تهران تا با مقامات آنها صحبت کنیم. رفتم تا شاید کسی صدایم را بشوند و کمکم کند. رفتم بگویم به درد دل من […]
دردمندانه ترین نامه از خواهر چشم انتظار علی قلیزاده
سلام به برادر مهربونم، امیدوارم در صحت و سلامت باشی. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام میرسانند. علی جان میدانم یک ماه از نامه نگاری من میگذرد. حقیقتا نه اینکه تو را فراموش کرده باشم. اصلا و ابدا چنین چیزی نبوده و نیست و نخواهد بود و بدان که خانواده ات هميشه […]
برادر جان آغوش خانواده همیشه برای تو گشوده است
سلام به برادر عزیزم. سلام به پاره تنم. عزیز دل خواهر خیلی خیلی همه خانواده دلتنگ تو هستیم. محمد جان این فراق تا کی طول می کشد؟ واقعا دیگر طاقت این همه سال جدایی و فراق را نداریم. تو را به خدا تصمیم درستی، انتخاب درستی. لطفا هر چه زودتر انتخاب کن تا هر چه […]
پروانه جان تو بگو، تا کی باید انتظار بکشم؟
پروانه جان سلام خبر داری تا به حال من برای تو چند نامه نوشته ام؟! انتظار داشتم جواب یک نامه ام را بدهی. عزیز مادر دوری تو مرا بیمار کرده است. تنها آرزویم این است که تا در قید حیات هستم تو را ببینم. پروانه جان! من مادرت هستم و خودت بهتر می دانی زحمات […]
نامه پریا ربیعی به عمه اش پروانه ربیعی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سلام عمه جان ، از راه دور شما را می بوسم. امیدوارم حالت خوب باشد. عمه جان از کودکی تا الان که بزرگ شده ام، منتظر آمدنت بوده ام و هستم. عمه جان می خواستم بگویم، مادربزرگ یعنی مادر شما، دیگر پیر و ناتوان شده و من تا آنجایی که بتوانم به او رسیدگی می […]
نامه خانواده گلریزان برای عباس گل ریزان اسیر در کمپ مجاهدین خلق
عباس جان سلام. حالت چطور است ما به هر دری می زنیم که شاید برای تو فرجی شود و خودت را نجات دهی. باور کن دلمان خیلی برای تو تنگ شده است. تو تنها برادر ما هستی که تو را از ما ربودند و سالهاست از تو بی خبریم. ما تلاش خودمان را می کنیم، […]
نامه خواهر محسن شعبانی اسیر در فرقه رجوی
سلام محسن جانم. من خواهرت صبورا هستم. امیدوارم که حالت خوب باشد. در این روزها بسیار دلتنگت هستم و دوست داشتم تو نازنین برادرم در کنار ماباشی. این عکس یادگاری با نوه هایم را برایت می فرستم تا بدانی همیشه در کنار عزیزانم به یادت هستم. منتظر دیدن روی ماهت هستیم. خواهشمندم برگرد پیش ما… […]
چند کلامی درد دل با برادرم سید مرتضی اکبری نسب
با وجود تجربیات زیادی که از عملکرد سازمان مجاهدین خلق که تو عضو یا اسیر آن هستی دارم، تقریبا میدانم که نمیگذارند که تو این نامه مرا بخوانی. با این وجود این نامه را برایت نوشتم و در اصل با وجود فشار عاطفی که دارم و این فشار به طور مداوم توسط مادر و خواهران […]
نامه اعتراضی غلامرضا شکری به نهادهای دولتی و حقوق بشری آلبانی
به آقای BOSHNJAKU نام اینجانب غلامرضا شکری متولد 1345/03/21 از کشور ایران هستم و در حال حاضر در کمپ بسته کارچ ووره در دورس هستم. اخیراً تصمیمات زیادی برای من گرفته شده است. اولین تصمیم برای ترک من از آلبانی در پایان ماه مارس گرفته شد، جایی که به من 15 روز فرصت دادید تا […]
نامه اعتراضی همسر غلامرضا شکری به ارگانهای دولتی و حقوق بشری آلبانی
به آقای سایمیر بوسنجاکو نام من لیری عباسی است، متولد تیرانا در تاریخ 29.03.1976، ساکن تیرانا. من همسر غلام شکری هستم و او در حال حاضر در کمپ کارچ است. اخیراً شما دستور ترک از طریق ریناس را داده اید که به معنای آلبانی را باید ترک کند و به ایران برود. این رفتن به […]
نامه اعتراضی همسر علی هاجری به ارگانهای دولتی و حقوق بشری
ساجمیر بوسنیاک عزیز نام من التیسا بیلو است، متولد ارسک در تاریخ 1990/09/15، ساکن تیرانا، انتهای بلوار جدید. من، التیسا، از شما می خواهم که همسر من را از اردوگاه کارچ آزاد کنید. من با آقای علی هاجری 4 سال است که با هم زندگی می کنیم که یک فرزند هم داریم و به همین […]
دلنوشته بهزاد ساجدی فر برای برادرش غلامعلی در مقر اشرف 3 مجاهدین خلق
غلامعلی جان سلام اگر چه فرسنگ ها از تو دور هستم و مدت زیادی است که کوچک ترین خبری از تو ندارم اما امروز یکبار دیگر افکارم به سوی تو پر کشید و باز یادها و خاطره ها برایم تازه شد. شور و حال امروزم و پرواز افکارم بسوی خاطرات گذشته مشترکمان نشان می دهد […]