افشاگری سخنران مراسم مجاهدین در پاریس
بر پایه این خبر نجات بوبکر در پاسخ به خبرنگار قدسالعربی که پرسیده بود: انگیزه شما از شرکت در این برنامه چه بود؟ آیا شما واقعا به اهداف و نظریات مجاهدین ایرانی آشنا بودید؟ و آنها را قبول داشتید؟، گفت: هدف اولیه من رساندن پیام مردم فلسطین به گوش بقیه است. من از هر رسانه ای در این جهت استفاده می کنم. برایم فرق نمی کند که ایرانی باشند یا سومالیایی یا هر جای دیگر.
پیام اصلی ویلپنت، بازگشت به اشرف
بعد از بیرون آمدن از لیست تروریستی شاید اصلیترین هدفی که رجوی به دنبال حل و فصل آن است وضعیت نابسامان مستقر در کمپ لیبرتی است. چرا که شرایط لیبرتی و بازگشت موقتی آنها به کمپ اشرف موضوع محوری تمام سخنرانهای جلسه ویلپنت بود. خواستهای که به قول مسئولان برگزاری ویلپنت، باصطلاح نمایندگانی از صد کشور جهان در آن، همه با یک تم ثابت خواهان اجرای بدون شرط آن شدند.
چه کسی برای مجاهدین باقی مانده است؟
آنچه مسلم است نمایش اخیر مجاهدین در پاریس، مطلقاً ایرانی نبود. سخنرانان، بیشتر غربی به ویژه امریکایی بودند؛ شرکت کنندگان دانشجویان ومهاجران فریب خورده ای بودند که به امید تور ارزان قیمت به پاریس آمده بودند. حتی یک سخنران ایرانی، به غیر از شخص رهبر فرقه، در این مراسم سخنرانی نکرد چرا که روشنفکران و سیاسیون ایرانی – حتی کسانی که مخالف جمهوری اسلامی هستند – اگر از مجاهدین خلق متنفر نباشند برای آن ها تره هم خرد نمی کنند.
سی خرداد و واقعیتی که رجوی آنرا ندید
در آن زمان تصور وی این بود که جمهوری اسلامی با از دست دادن مهمترین مقامات خود در عرض چند ماه سرنگون خواهد شد و از این رو دست به انفجار هفت تیر و بعد از آن انفجارهایی همچون هشتم شهریور زد. اما برخلاف انتظار رجوی علیرغم شهادت شخصیت هایی بزرگی همچون بهشتی، رجایی، باهنر و… که هر یک وزنه های قابل ملاحظه ای در کشور و نظام بودند نه تنها نظام سرنگون نشد بلکه مردم با عزم بیشتری به میدان آمدند.
رجوی ها روسیاه تر از وطن فروشان قاجار
فرقه رجوی مدعی شد که برنامه ویلپنت « بزرگترین گردهمایی ایرانیان خارج از کشور » بوده است. اما وقتی به سخنرانان این برنامه توجه شود خواهید دید که یک نفر بله حتی یک نفر ایرانی هم در بین سخنرانان نیست! و همه آنها از کشورهای دیگر جمع آوری شدند و در هنگام اجرای برنامه بجای پرچم ایران، پرچم آمریکا و فرانسه بر روی سن در اهتزاز است!
هدف فرقه تروریستی مجاهدین خلق از جشن در ویلپنت پاریس؟
این جشن و دهها مورد دیگر که هر روز عوامل فرقه مجاهدین خلق در بوق و کرنا می کنند و از آن به نام پیروزی یاد می کنند و علی رغم صرف هزینه های سنگین هیچ گونه بازتابی نیز ندارد تا کنون اندکی اعتبار برای رهبران تروریست این فرقه کسب کرده است؟به نظر می رسد حضور چند ده نفر شخصیت سیاسی عمدتا بازنشسته تندرو مثل جان بالتون در جمع کوچک فرقه مجاهدین خلق بیش از هر چیز نشانه تلاش رهبران این فرقه برای کسب جایگاه مزدوری است.
سایه انتخابات ایران بر گردهمایی ویلپنت
امسال، گردهمایی سازمان شدیداً تحت تأثیر انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران بود. در این انتخابات اکثریت مردم ایران شرکت کردند و چهره ای که بنابه گفته ها و تحلیل ها اعتدال گراست را انتخاب کردند. مریم رجوی که ذهنش ظاهراً شدیداً مشغول انتخاب شدن دکتر روحانی و شکل گرفتن احتمالی روابط سیاسی تازه میان جامعه ی جهانی و ایران است، در سخنرانی خود در ویلپن مذبوحانه تلاش میکند که غربی ها را متقاعد کند که انتخابات ایران واقعی نیست و رئیس جمهور منتخب اعتدال گرا نیست.
جمع آوری مقامات سابق و اسبق آمریکایی با صرف هزینه های میلیونی
به جای اینکه تنها چند صد حامی و هوادار از نسل جدید و قدیم وطن خود به همراه داشته باشند، بدلیل اینکه مردم ایران هیچ علاقه و تمایلی به یک گروه فرقه ای و بدنام تروریستی ندارند، همراه و یار و یاوری در این زمینه نمی یابد و باز هم مثل همیشه به حمایت مقامات سابق و تاریخ در رفته خارجی آن هم از نوع امریکایی و عضو ـ سی. ای. اِی ـ پناه می برد و بدون هیچ شرمی صفحات اینترنتی خودش را هم از اسامی آنان پر می کند.
حضور باب فیلنر شهردار سن دیگو در جشن مجاهدین برای وی دردسر ساز شد
فیلنر همچنین با انتقاداتی در خصوص عملکردش در دریافت اعانه های مشکوک به شهر سن دیگو مواجه است. فیلنر پیشتر نیز با هزینه گروه های وابسته به شورای ملی مقاومت سفرهایی داشته است. وی در ژوئن ۲۰۱۱ به عنوان یکی از اعضای کنگره آمریکا به پاریس سفر کرده بود. مدارک دولت فدرال نشان می دهد که در ژوئن ۲۰۰۷ نیز سفر مشابهی داشته است.
مجاهدین و ادامه ی حیات بهر قیمت
اینک بعد از خارج شدن از لیست سیاه خود ساخته آمریکایی ودرپی آن وگام بعدی ایجاد دفتری درآمریکا (که همه ی این اتفاقات ازپیش قابل پیش بینی بود) دیگر برای همیشه ادعای مبارزه با امپریالیسم که با این ترفند عده ی زیادی از جوانان انقلابی را به بیراهه کشاند وباعث گمراهی آنان شد را زمین گذاشته واینک چاره ای ندارد برای خوش خدمتی به اربابان خویش اماده پذیرش هرگونه پروژه ی مزدوری بی چون وچرا باشد.
جلسه ویلپنت، برگردانی از لیبرتی
آن روی سکه نمای پرزرق و برق ویلپنت، واقعیت دردناکی است که در لیبرتی جریان دارد. علیرغم گذشت نزدیک به یکسال از انتقال به این مکان هنوز کشوری به صورتی جدی حاضر به پذیرش آنها نشده است. لیبرتی به تلهای برای نفرات تبدیل شده است. تلهای از نوع زندان و بدون دفاع. شاید رجوی فکر نمیکرد که در مقابل توافق با آمریکا، عراق و سازمان ملل اینطور رو دست بخورد. باید بگوید آیا دادن این خونها و شرایط جدیدی که برای نفرات در لیبرتی به وجود آمده در مقابل خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی ارزشش را داشته است یا خیر.
انتخابات ایران، عقب نشینی لابی ضد ایرانی و ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز سقوط آزاد
با توجه به نتیجه انتخابات اخیر در ایران، مسعود رجوی امیدوار است که این دفتر لابیگری واشنگتن بتواند محل تمرکز بیشتر محافل ضد ایرانی در غرب بشود. پیروزی اخیر یک رییس جمهور اصلاح طلب و یک مذاکره کننده پراگماتیک طبعا خبر بسیار بدی برای مجاهدین خلق و دیگر جنگ طلبان است ولی همه امیدشان هم از بین نرفته است. مطبوعات خبری غرب و سرتیتر ها بیشتر به واکنش عصبی اسرائیل توجه می کنند تا به خواسته های انتخاب کنندگان ایرانی و نظراتشان.