گروه مجاهدین در واشنگتن دفتر افتتاح میکند
«شورای ملی مقاومت ایرانیان» که در سال 1981 توسط «مسعود رجوی»، سر دسته گروه مجاهدین پایهگذاری شد اعلام کرد قصد دارد در راستای تلاشهای این شورا برای آنچه «افزایش مقاومت ایرانیان در داخل و خارج از کشور » خوانده است دفتر خود در واشنگتن را افتتاح کند.وزارت خارجه آمریکا پیش از این در سال 2002 دفتر این شورا در واشنگتن را به این دلیل که این شورا از گروههای اصلی سازمان مجاهدین بود ـ که در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا قرار داشت ـ را تعطیل کرد.
رفتن به آلبانی آری یا خیر؟
شعار بازگشت به اشرف را رجوی خیلی غلیظتر مطرح میکند. اگر چه قرارگاه اشرف هم در نهایت امنیت ندارد و در سال 1390 بیش از 50نفر در تهاجم ارتش عراق به آنجا جان خود را از دست دادند، ولی برای رجوی عزیز است چون در خاک عراق و مجاور ایران است. و با استراتژیش همخوانی دارد. و برای همین است که رجوی مطرح میکند ماندن در لیبرتی و اشرف عین مبارزه مرحله آخر است.
اعلام آمادگی مجاهدین به آمریکا برای تکرار سناریوی سوریه در عراق
سرکردگان مجاهدین از طریق مزدوران آمریکایی خود که شامل سیاستمداران بازنشسته و رشوهبگیر آمریکایی از قبیل جان بولتون، مک کین و مایکل موکیسی است، بارها از دولت آمریکا درخواست کردند که حمایتهای مالی خود و متحدانش در منطقه را برای ناامن سازی عراق در اختیار این گروه قرار دهد. عوامل این گروه ادعا کردهاند که به واسطه سالها حضور در عراق و آشنایی با این کشور امکان به کارگیری گروهها و جریانات تندرو و تروریستی را دارند
مجاهدین به دنبال حفظ قدرت و کنترل اعضا هستند
یک تحلیلگر سیاسی در رابطه با حضور مریم رجوی در جمع سیاستمداران اروپایی گفت: آنها کاملاً از ماهیت این فرقه آگاه هستند ولی میخواهند از آنها برای ایجاد آشوب در ایران استفاده کنند. این کارشناس ارشد دیپلماسی عمومی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی درباره واکنش سازمان مجاهدین به پیشنهاد آلبانی اشاره کرد و تصریح کرد که سازمان مجاهدین برای حفظ قدرت و نفوذ خود بر اعضا تلاش میکند که اعضای خود را در قالب یک گروه نگه دارد.
سال ۹۱ سرشار از شکست و تسریع در فروپاشی برای رجوی ها
سال 91 در حالی به پایان رسید که سران فرقه با کمک لابی های غربی خود از لیست تروریستی آمریکا بیرون آورده شدند و رجوی ها از این پیروزی خیالی در پوست نمی گنجیدند و به خیال خام خود چنین می پنداشتند که راهی برای خروج از بن بست های استراتژیک – سیاسی خود بدست آوردند ولی گذشت زمان این را نشان داده است همانطوری که خروج آنان از لیست کشورهای اروپایی راه به جایی نبرد بلکه این بار نیز هیچ دستاوردی برای آنان نداشته است
دایی جان ناپلئون رجوی
او که در بن بست مرگباری گرفتار آمده و تمامی نقشه های سرنگونی و کسب قدرت او با سرنگونی یار غارش جناب صدام به سرابی تبدیل شده همچنان فکر میکند که گویا صدام زنده است،او برای اینکه خودش را از تک وتاب رؤیای سرنگونی و تکیه زدن برمسند قدرت وحکومت درایران نیندازد از اعضای جداشده از فرقه اش تا سازمانهای حقوق بشری تا سازمانهای سیاسی ایرانی وغیرایرانی تا سربازان یونامی وشخص مارتین کوبلر نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل درامور اشرف وتا دولت و ارتش ومردم عراق را دشمن خویش پنداشته وهذیان می گوید
رجوی ها به مزدوری برای صدام اعتراف می کنند
با توجه به شکست های پی در پی و نزدیک شدن زمان از هم پاشی تشکیلات فرقه ای در عراق، رجوی ها گیج شده و برای ایجاد راه گریز , ناخواسته اسنادی از وابستگی و مزدوری خود به صدام دیکتاتور را رو می کنند.آنها برای آنکه اثبات کنند زمین های کشاورزی مردم عراق را برای ایجاد پادگان اشرف غصب نکرده اند چنین نوشتند: « مجاهدین قرارگاه اشرف را که تا سال ۱۹۸۶ در اختیار وزارت دفاع عراق بود رسما از دولت این کشور تحویل گرفتند »
مراقب عملکرد فرقه رجوی باشید
در حالی که رهبر فرقه مسعود رجوی خانواده های واقعی را”جاسوس و مزدور وزارت اطلاعات” می نامد، او تعدادی از افراد را با پرداخت پول در مقابل دفتر ملل متحد در ژنو تحت عنوان خانواده جمع کرده است. رجوی مدعی است که این به اصطلاح خانواده ها در ژنو خواهان نجات بستگان خود در عراق هستند، در حالیکه مسعود رجوی تنها تهدید امنیت این افراد است. او اجازه نمیدهد که آنان از فرقه خارج شده و سرنوشت خود را شخصا تعیین نمایند. او از این بهانه برای”بازگشت به پادگان اشرف” استفاده میکند تا درخواست اصلی گروگان هایش را که خروج از عراق است مخدوش نماید.
ماهیت اصلی تهاجم به اردوگاه لیبرتی در عراق
مریم رجوی و شورای ملی مقاومت نیز در پاریس بلافاصله بعد از این تهاجم با دهها بیانیه خواستار بازگشت نفرات لیبرتی به اشرف شدند به نحوی که گوئی آمادگی چنین درخواستی را از قبل داشتند و البته هیچ بیانیه ای مبنی بر تسریع در خروج از عراق جهت حفظ جان ساکنان لیبرتی داده نشد. مریم رجوی در حالیکه رژیم ایران را مسئول این تهاجم معرفی میکرد خواستار انتقال نفراتش از بغداد به نزدیکی مرز ایران شد و هرگونه درخواست خروج از عراق، حتی از جانب حامیان آمریکائی خود سازمان، را مردود دانست.
مریم رجوی بدنبال چیست؟
اگر واقعا سرنگونی و رسیدن به قدرت اینهمه شیرین است که زندگی 3200 انسان بیگناه برایش تباه شود پس چرا این بها را از جیب مبارک نمی پردازند؟ آیا مریم رجوی خود برای حل مسئله حاضر شده به عراق برود؟ چرا؟ آیا می ترسد که در عراق دستگیر شود؟ تا بحال چه کسی از مجاهدین دستگیر شده؟ پس ببینید این خانم حتی حاضر نیست برای رسیدگی به سازمانش از جگر گوشه های خود و گوهران بی بدیلش سری بزند
دست چه کسی روی ماشه است؟
سازمانی که داعیه مبارزه با امریکا را داشت و امریکاییها را در تهران با افتخار ترور می کرد, در زمان حمله محمد عطا به برجهای نیویورک (به دستور بن لادن رییس القاعده) در قرارگاهها جشن می گرفت و شیرینی سرنگونی امریکا را پخش می کرد و خوشحال بود که دشمن صدام حسین (بوش و امریکا) در حال ضعف و در حال ضربه خوردن است زیرا صدام را متحد مشترک خود می دید, حالا می شود دوست هر دو حزب و کنگره و سنا
حمایت رجوی از معارضین سوری، به چه قیمت؟
بنابراین حمایت رجوی از این شورش و بلوا و حمایت سران این تروریستها از رجوی وقتی همه چیز در هم است به چه معناست. وقتی این همه کودک و زن و سالمند کشته میشوند. مگر عملکرد گروههای سلفی را در ایران فراموش کردهایم که چطور سر افراد را با چه قساوتی میبریدند و پایبند هیچ مرام و مسلکی نبودند. مگر عملکرد طالبان را در مناطق اشغالی مبنی بر محروم کردن زنان از تحصیل و انواع و اقسام محدودیتهای دیگری که به خاطر خشکمغزیشان بر مردم اعمال میکردند فراموش شده است.