ماهیت اصلی مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق که روزی ایده ها و شعارهایش در جامعه تازه و بکر به نظر میرسید امروز در عمل به چنان انحطاطی رسیده که خودش نیز از تکرار آن شعارها شرمنده به نظر میرسد امروزه این سازمان به خاطر ماهیت فرقه ای و نیز بخاطر رهبری شیطانی و عملکردهای منحط و قدرت طلبانه اش در عمل و بخوبی ماهیت اصلی خودش رانشان داده است.
دستگاه تبلیغاتی مجاهدین حقیقت را تخریب می کند
بنابراین هر بار که سازمان انرژی اتمی سراغ موضوع هسته ای ایران می رود، دستگاه تبلیغاتی مجاهدین شروع به تکرار حرف های قدیمی خود می کند. به اصطلاح”برنامه ی هسته ای مخفیانه ایران را افشا کند.” مجاهدین اطلاعات بسیار کمی از برنامه ی هسته ای ایران دارند و همین مقدار کم هم بر همه ی دنیا روشن است. تنها کاری که مجاهدین می کنند، تکرار و مبالغه است.
قرارگاه اشرف، گذشته، حال و آینده
سازمان مجاهدین خلق بعد از سرنگونی صدام حسین به دنبال آلترناتیوی به جای او و اینبار در غرب میگشت. مشخص است که استراتژی سازمان بر حمایت قدرت خارجی متکی است و لذا جای این عنصر بعد از سقوط دولت سابق عراق خالی ماند. در این رابطه سازمان مجاهدین خلق راه حلی برای خروج از بن بست تحت عنوان راه حل سوم مطرح نمود که مخاطب آن البته غرب بود.
فرقه رجوی از جنگجویان مقدس تا جاسوسان غیرقابل مصرف
شاید دریک نگاه سطحی بین دیدگاه های مسعودرجوی و عثامه بن لادن و ملامحمد عمر تفاوت به چشم بخورد ولی این تفاوت عقیده نیست بلکه این افراد درتاکتیک های رسیدن به جهان آرمانی خود باهم کمی اختلاف سلیقه دارند. تفاوت سلیقه آنها اینست که افراد پریشان فکروتوهم گرایی چون رهبرفرقه رجوی برای رسیدن به قدرتی که درذهنیت آشفته وبیمارخود ساخته وپرداخته است ازمراجع فکری بیشتری برای رسیدن به هدف خود استفاده می نماید.
گذر پوست به دباغ خانه
خواچه گان و مزدوران فرقه رجوی، هریک بدتر از دیگری، به منزله ی شیاطین رهبری به سوی تاریکی، همگی در« بسیج » های مرسوم، گماشته شده اند تا به زمزمه و وسوسه های مشئوم، جان اسرای فرقه را « هیزم» گیرند و آنها را به آتش شهوات ارباب شان بیافکنند.
جرقه و جنگ هدف خائنانه فرقه مجاهدین
اما چرا فرقه مجاهدین به جنگ علاقمند بوده و در آرزوی سرنوشتی مثل مردم عراق برای هموطنان خود لحظه شماری می نماید؟ این کاملا مشخص است که وطن دوستی و میهن پرستی بعد از سالیان دراز در خدمت صدام حسین بودن دیگر برای فرقه مجاهدین کاملا بیگانه می باشد.
فرار مجاهدین از محاکمه تاریخ
علیرضا جعفر زاده رسما و علنا ترور مستشاران آمریکایی در دهه پنجاه را نفی کرد و آنرا به سازمان پیکار نسبت داد ولی شواهد و اسناد تاریخی نشان میدهد که علیرضا جعفر زاده از اعضای رهبری مجاهدین که دیگر جرات آنرا ندارد که خود را حتی سخنگوی این سازمان اعلام کند بوضوح در برابر چشمان خلق دروغ میگوید…
آب در لانه مورچگان
جریانی می تواند اپوزسیون باشد که حداقل ارتباطی با مردم خود داشته و تبلیغ حمله امریکا را علیه مردم کشورش را ثقل هیاهو خود نکرده باشد. از طرفی چگونه می توان به فرقه مجاهدین نسبت اپوزسیون داد که در حال حاضر بزرگترین درخواست آن از مجامع بین المللی این است که تحت الحمایه دولت و ارتش امریکا باقی بماند
به بهانه تأسیس
چگونه سازمان مجاهدین خلق تولد خود را جشن می گیرد در حالی که هیچ سنخیتی بین سازمان اولیه و عناصر مستقل و شجاع آن با سازمان فعلی موسوم به مجاهدین که اکنون به گواه همه متخصصین و نویسندگان بیشتر یک فرقه مخرب است تا یک سازمان سیاسی، وجود ندارد.
مجاهدین و مرگ بر آمریکا
سیاست مجاهدین خلق، تا زمان سقوط صدام، دقیقا مرگ بر آمریکا بود. کاش مجاهدین این شجاعت را داشتند که یک بار هم شده از مواضع گذشته شان دفاع کنند و دلیل تغییر خط مشی شان را ضرورت زمان و تحولات بین المللی بنامند و تاریخ شان را به خاطر منافع روز تغییر ندهند.
خط پایان برای تروریست های خوب
دلیل اصلی اجرایی نشدن مصوبات پارلمان و دولت عراق در خصوص اخراج گروه مجاهدین از عراق ممانعت های ایالات متحده آمریکاست که با در پیش گرفتن موضع گیری دوگانه در قبال تروریسم، هنوز از این سازمان تروریستی حمایت می کند.
پی آمدهای کنترل اشرف توسط دولت عراق
روند تحولات طی یکی دو روز اخیر که از واگذاری کنترل قرارگاه اشرف به دست دولت عراق آغاز شده، درست در نقطه تقابل با شرایط ثبات و پایداری است که مجاهدین در اشرف و عراق وانمود می کنند. البته این یک قاعده و روش قدیمی از سوی مجاهدین است که هر چه شرایط شان در واقعیت بحرانی تر می شود، بازتاب و واکنش شان در قبال آن، بر ثبات و موفقیت های بیشتر سازماندهی تبلیغاتی و رسانه ای می شود.