یکشنبه, ۱۲ بهمن , ۱۴۰۴
افراط گری، خشونت طلبی و عقده گشایی های جنسی،فصل مشترک «ارتش آزادیبخش مجاهدین» و «ارتش آزاد سوریه» 04 شهریور 1391

افراط گری، خشونت طلبی و عقده گشایی های جنسی،فصل مشترک «ارتش آزادیبخش مجاهدین» و «ارتش آزاد سوریه»

پر واضح است که این نوع رفتار و برجسته کردن نزدیکی رهبری مجاهدین با باصطلاح ارتش آزاد سوریه حاکی از تلاش مجاهدین برای کسب مشروعیت و مقبولیت برای آلترناتیو خودفرخته در نزد مردم ایران و پاک کردن سوابق سی سال وطن فروشی و خیانت به مردم ایران و خدمتگذاری به بیگانگان است. اما جدای از اهداف مرحله ای و مصلحت گرایانه مجاهدین، آنچه که باعث میشود ایندو جریان ضد مردمی و ضد انقلابی بهم نزدیک شوند طبیعتا اعتقادات و اَعمال بغایت افراطی و خشونت طلبانه، مناسبات فرقه گرایانه و ضد ملی و همچنین حفره های شخصیتی در موضوعات جنسی است.

من هم در فرقه رجوی گوهر بی بدیل بودم 02 شهریور 1391

من هم در فرقه رجوی گوهر بی بدیل بودم

در فرقه رجوی برای اینکه بر سر ما کلاه بگذارند به ما می گفتند که شما گوهرهای بی بدیل آنقدر برای رهبری بخصوص برای خواهر مریم ارزش دارید که پدر و مادرهایتان برای شما اینقدر ارزش قائل نیستند، قدر خودتان را بدانید. با این شعار می خواستند بیشترین سوء استفاده را از ما بکنند. از طرفی این شعار به مثابه یک چماق بالای سر ما بود و دست ما را کاملا بسته بودند که هیچ حرفی نزنیم مثل تراکتور در طی روز از ما کار می کشیدند و منت بر سر ما می گذاشتند و می گفتند ببینید خواهر مریم چه لقبی را به شما داده چه کسی این کار را می کند

دیدار صمیمی انجمن نجات با خانواده حمید رضا نوری 01 شهریور 1391

دیدار صمیمی انجمن نجات با خانواده حمید رضا نوری

پدر حمید رضا آهی کشید و گفت: این درختان گردو را که می بینید آن زمانی که حمید رضا پیش ما بود نهال بودند ببینید الان چقدر رشد کردند درختان گردویی که حمیدرضا کاشت رشد کردند ولی پدر و مادر حمید رضا از نبود فرزندشان پیر و شکسته شدند الان نزدیک به بیست و پنج سال است که از فرزندمان حمید رضا خبری نیست در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده است اگر حمید رضا در ایران به زندان افتاده بود لااقل هفته ای یک بار آن را می دیدیم. در زندانی افتاده که نه راه پس دارد نه راه پیش. سران فرقه رجوی از خدا نمی ترسند ما پدر و مادرها چه گناهی کردیم

به یاد اولین عید فطر بعد از رهایی از اسارت فرقه رجوی 31 مرداد 1391

به یاد اولین عید فطر بعد از رهایی از اسارت فرقه رجوی

. از لحظه ای که از آنها جدا شدم همواره با خود می اندیشم که چگونه میتوان بار دیگر سرنوشت خویش را با آنها گره بزنم و چگونه آن همه خاطرات باز می تواند برایم تداعی شود از لحظه جدایی هیچگاه نتوانستم خود را جدا از آنها احساس کنم و همواره یاد و خاطرات آنها مرا همچون سایه ای دنبال می کرد.خاطرات,دقایق,روزها وحتی ثانیه های با آنها بودن راحتم نمی گذاشت و گویی مرا از آنها گریزی نیست. با آنها طعم تلخ زندگی یا بهتر بگویم مرگ لحظه مره را در مناسبات رجوی لمس وتجربه کرده بودم.

رسیدن به میدان آزادی چه آسان و راحت بود! 26 مرداد 1391

رسیدن به میدان آزادی چه آسان و راحت بود!

چندی پیش برای انجام کاری به تهران مسافرت کرده بودم.شهری که رجوی در رویای رسیدن به آنجا از هر اقدامی فرو گذار نکرد و بی مهابا از خون فرزندان این مملکت خرج کرد! وقتی به میدان آزادی رسیدم دقایقی به این میدان بزرگ و با شکوه خیره شدم و در افکار گذشته خودم فرو رفتم. چه بچه هایی که رجوی آنها را به عشق رسیدن به میدان آزادی و رژه در خیابانهای این میدان به ماموریتهای پوشالی و بی هدف فرستاد و به کشتن داد! چه فریادهایی که در نشستهای مختلف سر داد که میخواهم رژه ارتش آزادیبخش را در میدان آزادی مشاهده کنم!

از اردوگاه ترانزیت در بغداد چه خبر؟ 25 مرداد 1391

از اردوگاه ترانزیت در بغداد چه خبر؟

زمانی که افراد از اشرف به لیبرتی نقل مکان میکردند امکان بردن وسایل و تجهیزات زیادی را به همراه خود نداشتند. اما توانستند تعدادی برانکارد را به عنوان تجهیزات پزشکی با خود ببرند. از این برانکاردها برای جابجائی شن و ماسه استفاده میکنند. به این صورت که مقداری شن و ماسه را در یک نقطه انباشته میکنند و افرادی را مأمور می نمایند تا این شن و ماسه ها را که برای تسطیح معابر می بایست مورد استفاده قرار گیرند به جای دیگری منتقل کنند و بعد از مدتی باز به محل اول برگردانند یا به جای سومی ببرند. همچنین به افراد گفته میشود تا شن های درشت را از میان آنها جدا کنند و توجیهشان اینست که ممکن است برای تردد افراد مسن مشکل ساز باشد.

سابقه قتل ها و جنایات درون سازمانی فرقه مجاهدین خلق 25 مرداد 1391

سابقه قتل ها و جنایات درون سازمانی فرقه مجاهدین خلق

قتل های انجام شده داخل تشکیلاتی از یکسو و جریان مارکسیست از سوی دیگر کاملا متاثر از تربیت سازمانی و بد آموزی های جریان ها و جنبش های کمونیستی بود که توسط اینها دیکته میشد. حال براساس هزاران مستند حقوقی موجود باید پذیرفت که عین این روحیه حذف صدای مخالف و مخالفان توسط شخص مسعود رجوی و دستگاه مخوف و گشتاپوی او حداقل از سال 1368 و آغاز اقدامات فرقه ای در داخل تشکیلات تا کنون بصورت عریان و با مکانیسم های بس پیچیده اتفاق افتاده است که مسلما با تخلیه کامل اردوگاه اشرف و انحلال سازمان تروریستی مجاهدین ابعاد وسیع و ناشناخته آن هویدا خواهد شد.

آزمون انسانی و مردودیت رهبران فرقه گرای مجاهدین 24 مرداد 1391

آزمون انسانی و مردودیت رهبران فرقه گرای مجاهدین

مجاهدین که تلاش میکردند با تکیه بر عواملی همچون نبود آب و انواع و اقسام مشکلات صنفی و زندان سازی از لیبرتی و مقایسه آن با اردوگاههای کار اجباری یک اجماع بین المللی را علیه دولت عراق سازمان دهند ولی آنچه که در عمل اتفاق افتاد بازهم رسوایی بیشتر برای رهبران مجاهدین بود و چندین ماه کار مداوم و از نزدیک مسئولین ملل متحد بوی‍ژه آقای مارتین کوبلر و برخی مقامات مسئول در امور اشرف از وزارت خارجه آمریکا باعث شد آنها هم به شناخت عمیق تری از ترفند ها و فریبکاری های مجاهدین برسند.

سرنوشت کنونی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) ناشی از چیست؟‏ 23 مرداد 1391

سرنوشت کنونی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) ناشی از چیست؟‏

در حالی که همه دنیا در تلاش بودند که بین ایران و عراق آتش بس برقرار شود و این جنگ ویرانگر هشت ساله پایان بپذیرد تنها این رجوی بود که مخالف پایان جنگ و برقراری آتش بس بود چون استراتژی بقای خودش را به جنگ استوار کرده و به آن گره زده بود. لذا نه تنها با پایان یافتن و خاتمه جنگ مخالفت می ورزید بلکه با راه اندازی فروغ جاویدان که در واقع دروغ جاویدان بود تعداد زیادی را به کشتن داد تا بلکه بتواند جلوی اجرای قرار داد آتش بس و خاتمه جنگ را بگیرد

مجاهدین خلق رو در روی خلق 22 مرداد 1391

مجاهدین خلق رو در روی خلق

غصب وغارت زمینهای کشاورزی مردم استان دیاله عراق توسط سران این فرقه که اهدایی از طرف ارباب سابقشان است و تشکیل پادگانی به نام اشرف در آن زمینها، یکی دیگر از جنایتهای رجوی در حق مردم عراق است.ولی بدتر ازهمه اینها تبدیل کردن پادگان اشرف به زندان مخوف تشکیلات جهنمی و به زنجیر کشیدن فرزندان اسیر خلق ایران است.و جاری کردن تشکیلاتی به غایت ضد انسانی و غیر دموکراتیک در زندان اشرف میباشد.

کودک ربایی حرفه قدیمی فرقه رجوی 17 مرداد 1391

کودک ربایی حرفه قدیمی فرقه رجوی

، اعضای فرقه که قصد خروج از کشور و پیوستن به اردوگاه اشرف در عراق را داشتند در شهرهای مختلف ایران اقدام به ربودن کودکان معصومی می کردند که به زحمت قادر به تکلم بودند. اعضای فرقه از این کودکان به عنوان خانواده خود و محملی برای خروج از مرز استفاده می کردند و بعد از رسیدن به اشرف، کودکان بی پناه را در مهد کودک های اشرف رها می کردند که بعدها سران فرقه هم این قبیل کودکان بی سرپرست را به اتفاق سایر فرزندان اعضا به صورت اجباری به کشورهای اروپایی قاچاق کردند

در فرقه رجوی مفهومی به نام آزادی وجود ندارد 15 مرداد 1391

در فرقه رجوی مفهومی به نام آزادی وجود ندارد

درتشکیلات سازمان مجاهدین، خانواده به عنوان نقطه فساد تعریف شده وهمه اعضای آن از زمان عضویت باید به این مسایل پایبند باشد و به همین خاطر از سال 1370تا به امروز شما درتمام پست های بین المللی بررسی کنید و اگر توانستید حتی یک نامه از آن نفرات مستقر در اشرف که به آدرس خانواده هایشان درایران پست شده بیابید؛ آن موقع بگویید که امروز این نفرات با خانوده خود نمی توانند ارتباط برقرار کنند. واقعیت این است که رهبران فرقه بنا به نیاز و میل خود هر گاه خواستند نفرات را مجبور کردند با خانواده هایشان از طریق نامه و تلفن ارتباط برقرار کنند

blank
blank
blank