راز خوشحالی چه کسی
شاید چند هفته بعد از 30فروردین51 ـ تیرباران اولین دسته از اعضای مرکزیت سازمانـ بود که ما ازطریق ملاقات باخبر شدیم که 4تا از بچهها را اعدام کردهاند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را به سعید دادیم، من حالتی از خوشحالی در او دیدم که در لحظه اول برایم نامفهوم بود. بعد خودش گفت «پس مسعود ماند» یا «چه خوب شد که مسعود را اعدام نکردند» سال بعد اگر مجاهدین هنوز باشند و هنوز عباس داوری را داشته باشند حتما اضافه خواهد کرد که سعید محسن گفته بود: « کاش همه ما را اعدام کنند ولی فقط مسعود را زنده بگذارند »
کند و کاو
وقتی اجازه تماس را نمی دهند چگونه میخواهند خلقی اسیر را ازاد کنند چگونه این افراد را بایستی از خانواده و علائق سنتی دور کرد و در یک محیط بسته زندانی کرد و خورشید و ماه این اتاق تاریک را مسعود رجوی قرار داد و او را تکرار کرد و از ذهن و دید او دید و شنید و بایستی این لحظات ر ا به یاد اورد. و اگر مادرت را به یاد اوردی این از لحظات زشت تو است و ضد انقلابی گری است و انرا باید نکوهید و طرد کرد زیرا در اینجا مادر تو جای رهبری را در ذهنت تنگ میکند شما مثل این را در چه فرهنگی دیده اید!
تحریف و انعکاس واژگونه یک خبر ورزشی در سایت مجاهدین
سایت سازمان مجاهدین با انتشار خبری تحت عنوان” تظاهرات ضد حکومتى دهها هزار جوان خشمگین، از استادیوم آزادى تا نقاط مختلف تهران بزرگ” مدعی شده است که در جریان بازی لیگ برتر فوتبال باشگاه های ایران در استادیوم آزادی ده ها هزار تن از تماشاگران فوتبال دست به تظاهرات ضد حکومتی زده و دامنه آن را به اکثر نواحی مسکونی شهری گسترش داده اند.
خانم مریم عضدانلو، رئیس جمهور مادام العمر یا یک شوخی بی مزه تاریخی
خانم مریم عضدانلو، شما به عنوان رئیس جمهور مادام العمر معرفی شده اید. این یک حقیقت تلخ و دردناک است که در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک سازمانی که ادعای دفاع از حقوق انسانها را یدک می کشد رئیس جمهور خود خوانده ای را بر هفتاد میلیون انسان تحمیل کند بی آنکه انتخاباتی دموکراتیک روی داده باشد و دردناکتر اینکه رئیس جمهور انتصابی چند نفر انگشت شمار به طور مادام العمر در این سمت قرار گیرد و به ملتی تحمیل گردد.
اساتید عراقی خواستار اخراج گروه تروریستی مجاهدین
امروز این گروه منحط با ادعای سراسر کذب جمع آوری 5 میلیون و 200 هزار امضاء مردم عراق ادعای آن را دارد که مردم عراق خواهان ماندن آنها درعراق می باشند. مجاهدین باهزینه های میلیون دلاری، برخی از اشخاص ضعیف و سست عنصر و البته بی هویت عراقی را به دفاع از خود در محافل عمومی، سیاسی وبرخی از نشریات عراق تشویق می کند و البته این افراد و رسانه های فوق الذکر بیش از آنکه دغدغه دفاع از مجاهدین را داشته باشد بیشتر به خاطر یک مشت دلار است که دست به چنین اقدامی می زنند و نفاق مجاهدین را منتشر می کنند. متاسفانه امروز برخی چهره های رده پایین سیاسی درعراق نیز با هدف زیر فشار قرار دادن مقامات سیاسی کشور برای سهم خواهی سیاسی، اقدام به حمایت از این گروه جنایتکار تروریستی می کنند و با وجود آنکه از نفرت مردم عراق نسبت به آنها آگاهی کامل دارند اما باز هم بر تکبر و وطن فروشی پای می فشارند و خودرا شریک خیانت مجاهدین می کنند.
شادی زودگذر و کذائی فرقه
از اینکه در دادگاه چه گذشته تا کنون چیزی منتشر نشده اما به نظر می اید که سران فرقه از سوی رهبر مفقودالاثرشان در دادگاه به تعهداتی مبنی بر خواسته های انگلیسها تن داده اند که صد البته اولینش نفی جنگ مسلحانه می باشد همان چیزی که به قول رجوی بدون آن مجاهدین مرده تلقی می شوند که شاید تنها حرف درست رجوی در تمام عمرش همین باشد.
صدای آزادیخواهی در فرقه
سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند!
مرگ در غربت…
دلیل دیگر آن که مشخصا می تواند به مرگ حسن میرزایی مرتبط باشد، تلاش سازمان یافته مجاهدین برای قفل کردن تیف و مسدود کردن مجراهای خروجی آن است. توافق ضمنی مجاهدین و آمریکایی ها در خصوص معلق نگه داشتن افراد حاضر در تیف به قصد جلوگیری از ریزش های قابل پیش بینی در اشرف یکی از همین اقدامات هماهنگ شده است که تا زمان حاضر و پس از گذشت بیش از 5 سال کماکان ادامه دارد. این رویه در نهایت اعضای تیف را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فردی برای برون رفت از موقعیت بلاتکلیفی نموده است.
تروریست ها- نسخه ی صلح و آزادی
اگرتمامی سخن های مریم رجوی را طی گذشت این پنج سال ازورشکستگی این فرقه وفرارمسعودرجوی را کنارهم قراردهیم وبخواهیم نتیجه گیری کنیم حاصلی جز التماس ودرخواست و روضه خوانی این عنصرسرسپرده برای امریکا واروپا جهت بیرون آوردن نام فرقه رجوی ودنبالچه هایش از لیست تروریستی بدست نمی آید و بقیه سخنان وادعاهای تکراری ایشا ن تنها برای زمینه چینی این درخواست درنهایت استیصا ل ودرماندگی است. مریم رجوی تلاش می کند تا با مصادره مبارزات مردم ایران به نفع فرقه بر بیش از دودهه جنایت وخیانت سازمان یافته این گروه منزوی وبدنام تروریستی سرپوش گذاشته وبا فرضیه تروریست خوب! این تشکیلات را دوباره به فاز سیاسی بکشاند!
دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین در خصوص قتل سعید نوروزی
ابتدا به خواهرانش اطلاع دادند که او در بمباران عراق کشته شده است و در نشریه شان نیز همین موضوع را به چاپ رسانده و از او به نام شهید یاد کردند. سپس گفتند که در حین درگیری با نظامیان رژیم ایران به قتل رسیده است. اما بعد گفتند که یک نفوذی دستگاه اطلاعات رژیم ایران سعید را از پشت زده و فرار کرده است. حتی موضوع خودکشی را هم طرح کردند. از مدتها قبل او بطور پنهانی نامه هایی به خانواده اش میداد که خواهان جدایی است و درخواست کمک میکرد و البته خواسته بود که درخواست های وی رو نشود زیرا که او را اذیت خواهند کرد. نامه های سعید نوروزی تماما موجود و قابل ارائه است.
شگرد های کهنه شده فرقه رجوی
نگاهی کوتاه به شیوه جمع آوری نیرو در فرقه در سالهای قبل که غالبا از ترکیه و کشورهای عربی جمع آوری می شدند، داشته باشیم متوجه می شویم که این افراد با ترفند و به بهانه کمک برای گرفتن پاسپورت پناهندگی در کشورهای اروپایی به عراق آورده می شدند و سپس راه بازگشت شان را کور کرده و طی نشست های مختلف توسط خانم فهیمه اروانی که آن موقع مسئول پذیرش سازمان بود سعی در فریب این بخت برگشته ها و نگهداری شان در اشرف می کردند!!.
این منم این عکس من است
شما را بخدا و به همان فتوشاپ قسم می دهم این بچه هاتون رو بفرستید برن فتو شاپ یاد بگیرن. خیلی بد مونتاژ کردن. اصلا بدریخت نشدم. فقط خواستن بگن ریش دارم. نه عزیز ریش نمیزارم. هم از ریش بدم میاد هم از سبیل مخصوصا سبیل های انقلابی مرسوم در تشکیلات فرقه.