برای اولین باری و آخرین باری که صدام را دعا کردم
این بی شرمی و نسبت آن به موسی یعنی اینکه موسی گفته است جان بقیه آدمها و اعضای سازمان در ایران در قبال جان قبله عالم خودخواهی و حماقت و پرروئی و مظهر وابستگی و وطن فروشی یعنی مسعود رجوی ارزشی ندارد. درحالیکه جان همه آدمهادر آن دوران با ارزش بود. بگذریم از اینکه عطائی مانند سگ دروغ می گوید و موسی هم محافظ داشت و هم یک پژوی ضد گلوله و هم یک جلیقه ضد گلوله
تاکتیک خود زنی در کادر استراتژی «خودکشی دست جمعی»
مجاهدینی که سعی میکنند چهره خشونت طلب خود را در زیر لبخندهای ملیح خانم رجوی پنهان کنند در مقابله خواسته وپایداری خانواده محمدی در عراق برای باز پس گرفتن فرزند خود سمیه کم آورده اند و مجبور به نشان دادن چهره خشن خود در مقابل خواسته به حق آنها شده اند. از طرف دیگر مجاهدین خلق تحت فشار دولت عراق و ایران برای خروج از عراق میباشند و از طرف دیگر نیز با انفجار درونی در اردوگاه اشرف که استراتزِ جنگی آنها با شکست روبرو شده است
اتهامات بی پایه سازمان مجاهدین خلق عرا ق و حمایت های بی مایه تر
به عبارتی مجاهدین سالهاست که از یک نیروی مبارز ایرانی به یک نیروی خارجی و عراقی استحاله شده اند و تبدیل به جریان سیاسی عراقی و عربی شده اند که نبضشان برای صدام و سنی های عراق که از صدام حمایت می کردند می زند. مجاهدین به هیچ وجه در بین مردم ایران اعتباری ندارند و نفش انان د رراستای منافع فشر خاصی از عراقی هاست و ربطی به مبارزات مردم ایران ندارد.
اجلاس میان دوره ای شورای ملی مقاومت و سنگینی یک سکون
اما در این میان خرج و مخارج برگزاری مراسم های مختلف سال 2007 و همینطور تبلیغات گسترده در بین پناهجویان اروپایی از طرف مجاهدین که در بیانیه شورا ذکر شده، سر به آسمان زده و حاکی از آن است که مجاهدین برای جلب مینیمم حمایت از هیچ میزان پولی دریغ نمیکنند.چیزی که نه تنها به تشکیلاتشان اضافه نکرد بلکه روز به روز کمتر و کمتر کرد. پیش بینی سال 2008 برای مجاهدین و شورای ملی مقاومت؟: با مرور عملکردهای مجاهدین و شورا در سال 2007 میلادی خاطر نشان میکنم که این فرقه تشکیلاتی و جدا مانده از مردم و نیروهای اوپوزیسیون ایران،در سال 2008، سالی بسا دلگیر و محدود خواهند داشت:
افلاس میان دوره ای
این اجلاس قرار است معیاری برای سنجش ماندگاری اعضای آن هم باشد، اعضای نخ نمایی که سطح مطرح بودنشان فقط و فقط همین اجلاس شوراست، آنها برای نشان دادن اجباری ماندگاریشان و تضمین مواجب، مثل همیشه دست میزنند و خود را شیفته خواهر مریم نشان میدهند
فرقه مجاهدین و رسانه های خودی و غیرخودی
“…نمونه ی اول در مصاحبه ی این سایت با خانم مری اپیک است که در لس آنجلس صورت گرفته است.” سربازگمنام” بی بی سی – فارسی زبان، که نام و عنوانش در این مصاحبه برای خوانندگان معلوم نیست به طرزعریانی به دستمال کشیدن برروی جنایات رژیم برعلیه زنان میهن اشتغال دارد” “
چرا مجاهدین خلق غیر قابل اعتمادند
رفع محدودیت های قانونی از مجاهدین اگر چه محصول چالش های قضایی و حقوقی میان حامیان و مخالفان مجاهدین است، اما حقیقت امر آن است که کیس و موضوع مجاهدین بسا فراتر از این جنبه ها و بسیار غامض تر و پیچیده تر از ابعاد حقوقی و قانونی نیازمند یک نگاه جامع، کارشناسانه و غیرمصلحت جویانه در ماهیت ایدئولوژیک – فرقه ای مجاهدین است. نتایج حاصله از این ضرورت ما را به دور اندیشی توام با واقع بینی درباره مجاهدین متقاعد خواهد کرد.
سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد
بغلش کردم. باهاش شروع به صحبت کردن کردم. حال همه خانواده را پرسید. بعد از مدتی جلوی آ ن دو زن که بعدا فهیمدم فرماندهان سمیه بودند گفتم چرا ای بهش گفتم سمیه چرا نمی آی برگردی. بیا بریم. در حالیکه به آن دو همراه نگاهی کرد با خنده ای گفت حرفش را نزن وقتی اومدی دیگه اومدی. دوزاری من کج بود اول نفهمیدم یعنی چه؟ ولی بعد ا فهمیدم که اگر خروج آسان بود که اینقدر کار و پول برای بچه های کم سن و سال خرج نمی کردند که از سیاست چیزی نمی دانستیم.
حیلهی شیادانهی باند منزوی رجوی
اینکه جلسهی سران حکومت در کجا و کی بوده است؟ چه کسانی در آن شرکت داشتهاند، دستور آن جلسه چه بوده است و به چه منظور این تصمیمات اتخاذ شده است؟ پرسشهایی است که در میان جعل و خیالپردازیهای باند جاعل رجوی به فراموشی سپرده شده و نشان میدهد که هدف صرفاً سرهمبندی آن برای سوءاستفادههای بعدی علیه شخصیتهای و رسانههای خارجی بوده است.
بیچاره پرتقالی ها که آقای کاساکا نماینده شان هست
ایا با توجه به حمایت کورکورانه شما از یک سازمان ضد انقلاب وخشونت گرا ی ارتجاعی مانند مجاهدین نمی توان گفت شما هم جز آن سیاست مداران فاسدی هستید که روح خودشان را با پول به شیطان هم واگذار می کنند.و در عمل از راست ها؛ ضربه بیشتری به اعتماد مردم می زنند.
ماجرای سمیه محمدی اسیر در زندان های سازمان مجاهدین خلق
– دختر شما هنگامی که شما را دید چه گفت؟ – دخترم گریه کرد و پشیمان بود و منتظر بود که حکومت عراق عملی انسانی برای این گروه فریب خورده انجام دهد. دخترم به من گفت که گروه زیادی از عناصر سازمان الان به افسردگی مبتلا شده اند و خیلی از آن ها پشیمان هستند و به دنبال فرصتی برای بازگشت به سوی خانواده هایشان هستند.
حتی بن لادن و الزواهری هم به سئوالات شما پاسخ می دهند AP,AFP
به نظر می رسد که از میزگرد پرسش و پاسخ، بیش از تخت شکنجه و دار و درفش وحشت دارید.اینطور نیست؟ شما به خوبی می دانید که در محاوره و پرسش و پاسخ چیزی برای گفتن ندارید. نشان دادن چنگ و دندان را بهترین روش مرعوب کردن دشمن می دانید و حاضر نیستید که با هزار متد پیشرفته و اثبات شده امروزی معاوضه کنید.