حضور هئیتی از کانون ایران قلم در سفارت فرانسه در برلین
هیئتی از کانون ایران قلم با حضور در محل سفارت فرانسه در برلین و گفتگو با مسئولین این سفارت در رابطه با حضور و فعالیت های فرقه گرایانه و تروریستی سازمان مجاهدین خلق در کشور فرانسه هشدارها و نکات لازم را به همراه مستندات ارائه کردند. همچنین در همین ارتباط نامه کانون ایران قلم به آقای برنادرد مونتفراند سفیر محترم فرانسه در کشور آلمان ارائه شد.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست وسوم
در جنگل قرارگاه اشرف همه به فکر حفظ بقاء تحت هر شرایطی بودند چون معمولا کادرها و نفرات خود را در معرض هجوم رهبران مجاهدین و فرماندهان رده بالای قرارگاه اشرف می دیدند. من هر لحظه دنبال این بودم که از جایی و روزنه ای نیش نخورم. گفتگوهایی هم که مطرح شد دال بر این است که نیش مسعود رجوی از نیش عقرب بدتره، از نیش مار بدتره. واقعا امکان ندارد در محیط جهنمی به نام قرارگاه اشرف به فکر واکنش های تدافعی باشی
ملاقات انجمن ایران باستان با انجمن مسیحیان ضد شکنجه فرانسه
فرقه مجاهدین با سو استفاده از ازادی و دمکراسی حاکم در کشورهای اروپایی مشغول فعالیت و تبلیغ در راستای پیشبرد اهداف فرقه ای خود میباشد که بدینوسیله بخاطر تعهدات انسانی که درخود مشاهده میکنیم تمامی سیاستمداران اروپایی بخصوص کشور فرانسه را مطلع میکنیم که حضور این فرقه در پاریس بسیار خطرناک بوده
گفتگوی خانم بتول ملکی با آقای هادی شمس حائری در شهر ژنو
در تاریخ 29.09.2009 هیئتی از فعالان حقوق بشر به منظور گفتگو و ارائه گزارشات لازم به نهادهای مدافع حقوق بشر به شهر ژنو سفر نموده و شرایط نگران کننده اعضای مجاهدین خلق در کمپ اشرف در عراق را با بعضی از هیئت های شرکت کننده در اجلاس حقوق بشر در میان گذاشتند. در حاشیه این سفر گفتگویی را خانم بتول ملکی با آقای شمس حائری انجام داده است
گزارش تکمیلی در مورد حضور فعالان حقوق بشر در شهر ژنو
خانم بتول ملکی و همچنین آقایان هادی شمس حائری و محمد حسین با حضور در محل کمیساریای عالی پناهندگان نامه ای را از درخواستهای خود به منشی آقای Bokhari مسئول امور ایران در کمیساریای عالی پناهندگان تحویل دادند. آقای هادی شمس حائری خواستار رسیدگی به مفاد درخواست های هیئت نامبرده در مورد رهایی و خروج هر چه سریعتر اعضای فعلی و همچنین اعضای ناراضی مجاهدین خلق از کمپ اشرف در عراق شدند.
زنان اسیر در فرقه رجوی را نجات بدهیم
شاید هیچ فرقه ای حداقل در تاریخ معاصر به اندازه سازمان مجاهدین از زن ها استفاده ابزاری و تبلیغاتی نکرده است. اگر چه در صورت ظاهر شعار محوری سازمان و در راس آن شعار استراتژیک انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین تاکید بر روی رهایی زنان از انواع قیودات اجتماعی، عرفی، دینی و تاریخی است، اما آنچه در عمل حاصل شده گونه ای برده داری مدرن است که تحت لوای آزادی زن بر آنها تحمیل شده است.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و دوم
کاملا صحیح است که سازمان مفاهیمی چون عاطفه و عشق را در نشست انقلاب ایدئولوژیک و بندهای انقلابش به مرور در افراد کمرنگ کرد و بالواقع در ذهن و درون افراد کشت. وقتی مسئولین و رهبری سازمان از طلاق و ضرورت آن حرف می زنند و مسئولین سازمان پدر یا مادر مرا که همین حالا در اشرف حضور دارند به نام انقلاب ایدئولوژیک وادار می کنند تا بعد از چند سال زندگی کردن با همدیگر مثلا چهل و خورده ای سال زندگی مشترک، همدیگر را طلاق بدهند
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت پنجم
دوازده روز بعد از بازجوئی وحشیانه و شکنجه های غیر انسانی اجازه استحمام دادند. به هر کدام از ما پنج دقیقه برای حمام کردن و دوش گرفتن وقت داده شد. زمان استحمام مثل باد برای من گذشت ولی ای کاش حمام نمی رفتم چون خونهای روی بدنم که بر اثر شکنجه خشک شده بودند تازه خیس می شد. لباس تازه هم به ما ندادند تا لباس هاس کثیف و خونین شده را عوض کنیم
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دهم
نشست های طاقت فرسای طعمه در ظاهر امر برائت و دوری جستن از بوژوازی و فرهنگ آن بود ولی حقیقت جز این بود. در نشست طعمه مسعود و سایر رهبران سازمان سعی داشتند افراد معترض و منتقد مجاهدین را که بر علیه مناسبات و تشکیلات می شوریدند و به انقلاب مریم نه می گفتند را تحقیر و تحت فشار قرار دهند. مسعود رجوی طعمه را صدبار برتر از نفوذی و همدست وزارت اطلاعات خواند و گفت:” به هیچ وجه نمی توانیم طعمه داشته باشیم و جای طعمه در وزارت اطلاعات است و نه اشرف.”
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت چهارم
برای بار سوم در یک روز، از بازداشتگاه مخوف قرارگاه اشرف به اطاق شکنجه منتقل شدم، هیجان روحی خاصی بر وجودم مستولی شده بود گاهی می خندیدم و گاهی گریه می کردم، تنش های عصبی ناخود آگاه در وجودم غوغا می کرد، توپ فوتبال شده بودم و کم کم ترس از زنده نماندن و مرگ به سراغم آمد و جالبتر از همه این بود زنهای عضو شورای رهبری که نقش بازجوهای بیرحم را برای ما داشتند خودشان را کمتر از مردان شکنجه گر نمی دیدند
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت دوم
زیر تهدیدها و دشنام های رکیک افشین فرجی از حال رفتم. مدتی بعد وقتی به هوش آمدم متوجه شدم داخل اطاقی که دیشب برای تیم های عملیاتی مهیا شده بود، هستم. البته چند مشت اول را که افشین فرجی و جواد عالمیان بر سر و صورتم کوبیدند به یاد دارم ولی دیگه متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و بیهوش شدم. پس از ساعتی که به هوش آمدم درد انگشتم شدید و شدید تر شد متوجه شدم استخوان انگشت شصت ام شکسته است.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت اول
این مطلب مربوط به یکی از هزار نفری است که در چک امنیتی سال 73 مورد شکنجه و آزار و اذیت مسئولین سازمان مجاهدین آن هم مستقیما به دستور رهبرانشان مسعود و مریم قرار گرفته اند، می باشد. فرد مورد نظر سعداله س می باشد که خاطرات خود را در یک گفتگوی محفلی برای آقای قادر رحمانی بازگو کرده است.