نامه آمنه یوسفی گیلاکجانی به برادر اسیرش محمدتقی یوسفی گیلاکجانی
سلام به برادر عزیزم. سلام به پاره تنم. عزیز دل خواهر خوبی؟ انشالله که در صحت و سلامتی کامل باشی. عزیز خواهر الان با توجه به اتفاقات اخیر و به کنترل گرفتن کمپ مانز توسط پلیس کشور آلبانی، بهترین فرصت برای یک انتخاب خوب و فرار از چنگال رجوی و پناه بردن به پلیس و […]
نامه حسین ثابت رستمی به برادرش محمد مهدی ثابت رستمی
برادر خوبم سلام حال و احوالت چطور است؟ برادر جان هر موقع که به دیدن پدر و مادر پیرمان می روم سراغ تو را می گیرند و می پرسند محمد مهدی تماس گرفته یا نه؟! من دیگر هیچ جوابی برای گفتن ندارم. دلتنگی شان را که می بینم ، دلم می گیرد. واقعاً چه اتفاقی […]
نامه علیرضا خزایی به برادرش محمدرضا خزایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
محمد رضا جان سلام امروز وقتی با مادر جان حرف می زدم بی اختیار به یاد تو و خاطرات گذشته افتادم. مادر خیلی پیر شده و مدام بهانه ات را می گیرد. مدام چشم انتظار دیدار با توست، با پسرش، با جگرگوشه اش. برادر خوبم مگر چه مشکلی بوجود می آید اگر یک تماس بگیری […]
نامه سکینه فرحناک به خواهرش زهرا فرحناک در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
زهرا جان سلام خوبی نازنینم؟ چه خبر از خودت و دلبندت محمد؟ البته که میدونم متاسفانه ازش بی خبر هستی. زهرا جان لابد در جریان اخبار اخیر آلبانی به خصوص بازرسی دولت و پلیس کشور آلبانی از مقرتان مانز را هستی. من که فکر میکنم همان سرنوشتی که در عراق برای رجویها رقم خورد و […]
نامه سید محمد یعقوبی به خواهرش هاجر یعقوبی در آلبانی
هاجر جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. من چندین بار در سایت نجات برای تو نامه نوشتم و از وضعیت خانواده و اینکه از تو پس از رهایی از تشکیلات رجوی حمایت می کنیم نوشتم ولی افسوس سران سازمان مجاهدین خلق اجازه یک تماس تلفنی به تو نمی دهند. هاجر جان تو خواهر من هستی […]
نامه محمد جمالی به عموی اسیرش جهانگیر جمالی
خدمت شما عموی مهربانم عرض سلام و ادب دارم و سلامتی و رهایی شما از بند و زندان رجوی را صمیمانه از خدای بزرگ خواهانم . عمو جان بنده و تمام اعضای خانواده بزرگ جمالی خیلی خیلی دلتنگت هستیم. نمیدانم روستای شیله وشت را یادت هست همانجا که زاده شدی و از آنجا برای خدمت […]
نامه ای برای برادرم اسماعیل پورحسن در کمپ مجاهدین خلق
اسماعیل جان سلام . امیدوارم در صحت و سلامتی جان و روان باشی و بتوانی بعد از این همه اتفاقات رنج آور در کشور آلبانی و کمپ مانز که در آنجا محبوس هستید، یک تصمیم درست برای انتخاب یک زندگی آزاد و شرافتمندانه داشته باشی که همینجا قول شرف میدهم که همه جوره پشتت باشم […]
نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در آلبانی
فرزین جان سلام حالت چطور است؟ خیلی وقت است از شما خبری ندارم. بارها برایت نامه نوشتم و ارسال کردم اما جوابی دریافت نکردم.نمی دانم نامه هایم را می بینی یا نه. من نامه می نویسم تا بدانی همیشه به یادت هستم. برادر جان هر چه باشد ما از یک خون هستیم. مگر می شود […]
نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
حسن جان سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و در سلامتی کامل باشی. خبر یورش پلیس آلبانی به کمپی که در آن زندگی می کنی را خواندم و به شدت نگرانت شدم. تماسی با ما نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شوم. دو سه سالی است که تماست را کاملاً قطع کرده […]
نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سلام برادر خوبی ؟ سلامتی؟ این روزها خیلی دلتنگت هستم. همه خانواده دلتنگت هستیم. گفتم برای نامه بنویسم و درد دلم را برایت شرح بدهم. گرچه بارها نامه نوشته ام و جوابی دریافت نکرده ام. اما ناامید نمی شوم. بالاخره یکی از نامه ها را دریافت میکنی. توقع پاسخ هم ندارم چون درک می کنم […]
نامه خواهر زاده عباس گل ریزان به دایی اسیرش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
دایی جان سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. دایی جان زمانی که شما اسیر شدید من در سنین کودکی بودم. الان 35 سال از آن زمان گذشته است. طی این سالها مادرم در نبود شما چه غصه ها که نخورد. همیشه منتظر تماست بود. تماسی که هیچگاه اتفاق نیافتاد. واقعاً این همه غیبت برای چی […]
نامه خواهر علی قلیزاده در پی تجمع انجمن نجات مقابل سفارت ترکیه
خواهران علی قلیزاده عضو اسیر رجوی در آلبانی به اتفاق دیگر خانواده های دردمند گیلک در اجتماع بزرگ انجمن نجات مقابل سفارت ترکیه در نهم تیرماه ۱۴۰۲ شرکت داشتند و درخواست آزادی برادر اسیرشان را فریاد زدند. نامه ذیل از خواهر دردمند زهرا قلیزاده است که در همین خصوص به برادرش نوشته است: سلام به […]