مجتبی جان دخترت سمانه و نوه هایت سراغت را می گیرند
سلام حمید رضا. خوبی؟ امروز تصمیم گرفتم برایت نامه ای بنویسم. نمی دانم در چه شرایطی هستی؟ کاش راه تماسی بود تا از وضع و حالت باخبر می شدم. دلتنگت هستم. فیلم هایی که بعد از ورود پلیس آلبانی به کمپ تان را چندین بار مرور کردم فقط به امید آنکه تو را در میان […]
نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
رضا جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد برادر. می دانی چه مدت است از تو بی خبرم؟! برادر جان می گویند وضعیت کمپی که در آن زندگی می کنی خوب نیست. من نگرانت هستم. چگونه این همه سال خانواده ات را رها کرده ای و خبری نمی گیری. لطفا اگر برایت امکان دارد تماسی با […]
دلنوشته آمنه یوسفی برای برادر اسیرش محمدتقی یوسفی
تولدت مبارک و پرتکرار نازنین برادرم به نام نامی یزدان سلام به برادر عزیزم. امیدوارم حالت خوب باشد و در صحت و سلامت بوده باشید. عزیزتر از جانم من به نیابت از کل خانواده برایت نامه مینویسم. برادرعزیزم این غم و هجران ما کی به پایان میرسد تا تو را در آغوش بفشاریم؟ چیزهایی که […]
نامه علینقی مهرورز به محسن مهرورز از اعضای گرفتار در مجاهدین خلق
خدمت برادر عزیزتر از جانم محسن جان سلام و سلامتی برادر عزیزم محسن جان ما که جملگی اعضای خانواده دلتنگت بوده و هستیم. شما چطور؟ چرا تماسی نمی گیری؟ بهتر بگویم چرا اجازه برقراری یک تماس تلفنی با خانواده ات را نداری!؟ خواهش میکنم روی پاسخ به همین یک سوال متمرکز شو و قدری تامل […]
نامه محمد جواد یکتا به برادرش محمد علی یکتا گرفتار در کمپ مجاهدین خلق
سلام برادرم. خوبی سلامتی؟ دارم بعد از ۴۰ سال دوری و بیخبری برایت نامه می نویسم. اصلا نمی دانم زنده هستی یا نه؟ محمد علی جان مگر میشود که در عصر ارتباطات نتوانی یک تماس با ما بگیری و خبری از خودت بدی و همچنین جویای حال ما بشوی! اصلا نمی دانم که در صورت […]
نامه فرهاد اردشیری به برادرش موسی اردشیری گرفتار در کمپ آلبانی مجاهدین
موسی جان سلام وقتی شما در اشرف در عراق بودید به ملاقات شما آمدم ولی متاسفانه با برخوردهای بسیار بد مسئولین سازمان مواجه شدم. من هیچ وقت شما برادر خوبم را فراموش نکرده ام و هرگز هم فراموش نخواهم کرد. شاید رجوی بتواند مانع دیدار و یا تماس تلفنی تو با من شود ولی این […]
دلنوشته مادر معصومه شاه کرمی برای دخترش
معصوم من، دخترکم، ای گل خوشبوی مادر، سلام کجایی نازدانه مادر؟ کجایی فرشته کوچولوی من؟ کجایی شیطونک خانه پدری! هنوز بوی نفست در پستوی خانه به مشامم می رسد و هنوز رد دست های کوچولویت بر سر سفره مان پیداست . هنوز سر و صداها و جیغ های کودکانه ات فضای خانه را پر کرده […]
نامه غلامعباس قائمی نیا به برادرش غلامعلی در مقر اشرف ۳
غلام جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. سالهاست که هیچ خبری از شما نداریم واین موضوع ما را بشدت نگران ساخته است. بخصوص اینکه مستمرا خبرهایی از فوت اعضایی که در کمپ اشرف 3 در آلبانی هستند به گوش ما می رسد. البته ما تا حدود زیادی می دانیم تحت چه شرایطی زندگی می کنی […]
نامه کاظم آستا عالمی به برادرش ایوب آستا عالمی گرفتار در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
با سلام برادر خوبم ایوب جان سالهای طولانی از ندیدنت گذشته است اما چیزی که جای سئوال دارد چرا سازمان به تو اجازه تماس تلفنی نمی دهد. هنوز که هنوز است در انتظار دیدارت و یا شنیدن صدایت هستم. من برای دیدارت به اشرف آمدم ولی متاسفانه خبری از ملاقات نبود. این امتناع مسئولین سازمان […]
نامه موسی آسیفی به برادرش مصطفی آسیفی گرفتار در سازمان مجاهدین خلق
با سلام مصطفی جان سالها از پس هم می گذرد ولی باز خبری از تو نیست و این چشم انتظاری هم چنان ادامه دارد. اما چیزی که برایم قابل باور است روزی تو هم مانند بقیه دوستانت راه جدایی از سازمان را در پیش خواهی گرفت. سازمانی که اصول و پایه های آن روی فریبکاری […]
پدر و مادر محمد مهدی ثابت رستمی چه پیامی برای او دارند؟
مادر محمد مهدی ثابت رستمی می گوید انشاالله محمد مهدی از زندان آزاد شود و به خانه بیاید، زندگی اش آماده است. من خانه را برایش آماده کردم و هر موقع بیاد همه چیز برای زندگی او آماده است و ناراحت چیزی نباشد. برادر محمد مهدی ثابت رستمی با انتشار ویدئویی از پدر و مادر […]
نامه عادل حزبه پور به برادرش عبدالامیر حزبه پور در کمپ آلبانی
سلام امیر جان امیدوارم خوب و خرم باشی. برادر جان چند روز پیش شنیدم دو تا از خانم های درون کمپ مجاهدین در آلبانی که هر دو سن و سال بالایی داشتند، فوت کردند. از این خبر ناراحت شدم به این خاطر که می دانم این بیچاره ها هیچوقت طعم زندگی واقعی و آزادی را […]