به رهایی تو از فرقه رجوی امید دارم
سلام، من حمید هستم. بهزاد جان خیلی دلم برایت تنگ شده است. من و بقیه اعضای خانواده همه چشم انتظار تو هستی. بهزاد جان امیدوارم حالت خوب باشد چون چندین بار برای تو نامه نوشتم ولی فکر می کنم مسئولین سازمان نامه های من را به تو نشان ندادند. چون آنان از آگاه شدن تو […]
نامه حسین ثابت رستمی به برادرش محمد مهدی
به سرفصل پیروزی انقلاب ایران نزدیک می شویم و تو برادرم محمد مهدی هنوز در مناسبات جهنمی رجوی قرار داری و عمرت را بیهوده تلف کردی. پدر و مادر همیشه چشمشان به در یا به زنگ تلفن است که شاید روزی صدای تو را بشنوند و هر بار صدای زنگ تلفن بلند می شود آنان […]
نامه خواهر چشم انتظار حمداله مستانه
خواهر چشم انتظار “حمداله مستانه” خطاب به برادر اسیر خود در فرقه رجوی نوشت: برادر عزیزم شب و روز، از تو حرف میزنیم، از دلمان خارج نمی شوی برادر، فدای تو شوم، ما را بیش از این چشم به راه مگذار. در پیام ارسالی “طاووس مستانه” از انجمن نجات مرکز استان اردبیل به برادرش آمده […]
نامه ای به برادرم سید مرتضی اکبری نسب در کمپ مجاهدین خلق
سلام بر برادر داغدار و زجر کشیده ام راستش را بخواهی من امید چندانی به رسیدن این نامه بدست تو ندارم. چرا که ارگان های مدافع حقوق بشر جهانی مسئول هستند تا این نوع نامه ها را به دست امثال تو برسانند. تویی که مظلومانه همسر جوان و غیر سیاسی ات را از دست دادی […]
شکوه جان، چشم انتظارت هستیم و بی قرار دیدار
دخترم شکوه جان سلام امیدوارم که حالت خوب باشد. نامه هایی که برایت می نویسم را به پای درد دلی پدرانه بگذار. درد دل پدری با دخترش. دختری که سالهاست من و مادرش را رها کرده و از او بی خبریم. تا به حال چندین نامه برایت ارسال کردم اما جوابی به من ندادی! گویی […]
نامه مهین حبیبی برای دخترش پروانه ربیعی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
پروانه جان سلام نمی دانم با چه زبانی احساساتم را برایت بیان کنم که درک کنی در چه حالی هستم. چطور از دلتنگی هایم بگویم تا بدانی قلبم در سینه فشرده شده و نفسم در نمی آید. دخترم در نبود تو چه غصه ها که نخوردم. دلبندم با تمام وجودم از تو خواهش می کنم […]
سمانه نوری در آستانه روز پدر، به پدر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق نامه نوشت
پدر جان سلام امیدوارم که سلامت باشید. پدر عزیزم روز پدر نزدیک است، اما تو فرسنگ ها با من فاصله داری. دلتنگت هستم و چاره ای ندارم جز این که چند خطی نامه برایت بنویسم و امیدوار باشم که به طریقی به دستت برسد. پدر جانم امیدوارم که هر چه زودتر برگردی و سال آینده […]
نامه مرتضی پورحسن به برادرش اسماعیل اسیر در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی
اسماعیل جان سلام خوبی برادر نازنینم مرتضی هستم برادرت. خیلی دلم برایت تنگ شده است و یاد تو بیقرارم کرده است. از آن تاریخ که در هاله ای از محدودیت و کنترلها در سال ۱۳۸۳ در مقر اشرف عراق دیدمت و قول جدایی و بازگشت به وطن و کانون خانواده را دادی، دلم با تو […]
نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی به مناسبت روز پدر
پدر عزیزم سلام. روز پدر نزدیک و نزدیک تر می شود و من به همان اندازه دلتنگ تر. کاش می توانستم تو را ببینم تا از دلتنگی هایم برایت بگویم. کاش شانه مهربان پدرانه ات در دسترسم بود تا حداقل چند لحظه ای قلب بی قرارم در کنارت آرام بگیر. پدر عزیزم از همین جا […]
نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
محمد جعفر جان سلام، حالت چطور است؟ تا کنون چندین نامه برایت ارسال کردیم اما جوابی از شما نگرفتیم. برادرجان، پدر و مادر سالهاست در حسرت دیدار تو هستند. آنها برای دیدارت و شنیدن صدایت لحظه شماری می کنند. پدر و مادر از این بی خبری که نسبت به تو دارند در رنج و عذاب هستند […]
نامه سمانه نوری به پدرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
پدر عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشد. این چندمین نامه ای است که برای شما ارسال می کنم ولی شما تا به حال جوابی به من ندادید. پدرجانم دلم برایت خیلی تنگ شده است. دلتنگ که می شوم دست به قلم می شوم و چند خطی برای شما می نویسم. متاسفانه من از کودکی محبت […]
علی جان در حسرت شنیدن صدایت میسوزم
با سلام خدمت برادر عزیزتر از جانم امیدوارم حال دلت خوب باشد. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت آرزوی سلامتی دارند. علی جانم برادر خوبم همانطور که خودت میدانی سالهاست که از هم دور هستیم و از احوالات هم بی خبر و این بی خبری درد دوری را صد چندان میکند. خیلی دلتنگ […]