سه‌شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۴۰۵
خاطرات فتح الله اسکندری از دوران اسارت در فرقه مجاهدین 17 بهمن 1400

خاطرات فتح الله اسکندری از دوران اسارت در فرقه مجاهدین

“یک طرف نام پاسدار و در طرف دیگر مجاهد را نوشت و به من گفت انتخاب سومی نداری بگو کدام هستی و اگر انتخاب نکنی امشب پایان زندگیت خواهد بود و با ایجاد شرایط رعب و وحشت و دشنام های حاضرین و ضرب و شتم مرا به زور مجبور کردند که بگویم از آنها هستم..” […]

خاطره ای از کریم علی یاری 17 بهمن 1400

خاطره ای از کریم علی یاری

در خبری خواندم کریم علی یاری در منزلش در هلند سکته قلبی کرده و فوت کرده است. قبل از هر چیز به خانواده کریم علی یاری تسلیت گفته و خود را در غم آنها شریک می دانم. کریم در پادگان اشرف در مقر ما بود. در ارکان و در آشپزخانه کار می کرد. در آن […]

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 11 16 بهمن 1400

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 11

در قسمت دهم توضیح دادم که خانواده ام به بغداد فرستاده شدند و بعداز ظهر برگردانده شدند به اشرف. برادرم بعد از برگشت در فرصتی مناسب، آن بوکس سیگار وینستون را به من داد و من در گوشه ی کیف خودم آنها را پنهان کردم، غافل از اینکه بعد از رفتن خانواده ام ، این […]

نگاهی به مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با ناصری مقدم 16 بهمن 1400

نگاهی به مرگ های مشکوک در سازمان مجاهدین خلق در گفتگو با ناصری مقدم

هادی ناصری مقدم در گفتگویی با انجمن نجات مواردی از مشاهدات عینی و شنیده های خود در رابطه با مرگهای مشکوک در مناسبات مجاهدین حلق، در مدت 15 سال حضور در مناسبات فرقه را بیان کرد. سیستم کنترل شدید و فرقه ای حاکم بر مناسبات مجاهدین ، استفاده از فریب و دروغ در عضوگیری افراد […]

روایتی دیگر از آدم ربایی سازمان مجاهدین خلق از میان جوانان جویای کار 14 بهمن 1400

روایتی دیگر از آدم ربایی سازمان مجاهدین خلق از میان جوانان جویای کار

“سال 1380 بود که شخصی ناشناس به من تلفن کرد. نام یکی از بستگان نزدیکم را آورد و گفت که از طرف او تماس می گیرد. در تماس بعدی همان فامیلم خودش تماس گرفت و گفت که دوستانم به تو کمک می کنند تا به اروپا بیایی. به آنها اعتماد کن. من که پس از […]

نشست های پس از عملیات مروارید 14 بهمن 1400

نشست های پس از عملیات مروارید

به من ماموریت داده شد تا تانکی را به قرارگاه انزلی در شهر جلولا منتقل کنم. راننده کمرشکن که تانک را روی آن سوار کرده بودیم یک مرد عراقی بود. آن موقع تیمی به نام اسکورت نداشتیم و من تنها با یک کیف دستی با راننده عراقی به سمت شهر جلولا حرکت کردیم. وسط راه […]

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت دوم 13 بهمن 1400

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت دوم

در قسمت قبل توضیح دادم که در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد […]

مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول 12 بهمن 1400

مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول

“مزدور بیا بیرون.. مزدور بیا بیرون.. در سنگر بودیم که از بیرون این صداها به گوشمان رسید. اگر از سنگر خارج نمی شدیم نارنجک پرتاب می کردند. تعجب کرده بودیم. اینها چه کسانی بودند که ایرانی صحبت می کردند اما قصد دستگیری ما را داشتند؟!!! بعداَ متوجه شدیم این ها اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند […]

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت اول 10 بهمن 1400

خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت اول

در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد و این سفر می توانست برایم […]

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 10 06 بهمن 1400

خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 10

در قسمت نهم تا آنجا گفتم که یکساعتی به قرارگاه برگشتم و گزارش دیدار آنروز را تکمیل کرده و به مسئولم دادم و دوباره برگشتم به هتل ایران که خانواده ام آنجا بودند. ضمنا گفتند که فردا صبح خانواده ات آماده باشند، قرار است خانواده ها را برای اعتراض به وضعیت موجود حصر اشرف به […]

بهانه حمله نهایی و بردن مریم به تهران 04 بهمن 1400

بهانه حمله نهایی و بردن مریم به تهران

در اوایل سال 1380 سرکرده فرقه رجوی (مسعود رجوی) با شنیدن خبر حمله آمریکا به عراق، ازسرنگونی دولت بعثی عراق حرف می زد. بنا به گفته او در این طور مواقع انقلابها پیروز می شوند! تمام قرارگاههای به اصطلاح عملیاتی را به همین بهانه تخلیه و به کمپ اشرف انتقال داد. با این کار به […]

برای درخواست کانال تلویزیونی مواخذه شدم 04 بهمن 1400

برای درخواست کانال تلویزیونی مواخذه شدم

قبل از اینکه به فرقه رجوی بپیوندم سران فرقه رجوی تبلیغات زیادی در رابطه با مناسبات به خورد من دادند. از جمله می گفتند شما در مناسبات آزاد هستید. اگر تمایل داشتید می توانید مرخصی شهری بگیرید و به یکی از شهرهای عراق تردد کنید و … . خیلی وعده و وعیدها به من دادند […]

blank
blank
blank