فریب کاری رسانه ای فرقه رجوی
سیمای فرقه در یک اقدام عجولانه اقدام به پخش یک ویدیویی از مسعود رجوی کرده که گویا طبق زیر نویس آن مربوط به چند ماه پیش و بهمن ماه است در حالی که صحبت هایی که در آن می شود مربوط به همین خانواده ها و حضور دادخواهانه و حق طلبانه آنها در مقابل درب کمپ اشرف است و به بیننده اینطور القاء می شود که گویا تمام حقایقی که در این فاصله افتاده
فرسودگی، راه را برای فرو ریختن هموار می کند
حضور خانواده ها حتی ملا عمر مجاهدین یعنی مسعود رجوی که گویا قرار است دیده نشود را وادار کرد که با اسیران اشرف نشین به گفتگوی تلفنی بپردازد که شاید از این راه کمی بتواند آنها را به آینده خوشبین کند و ترغیب نماید که چند صباحی دیگر نیز در اسارت بمانند و وعده آینده روشن بدهد
نامه سرگشاده به آقای جو ستورک مسئول سازمان دیده بان حقوق بشر
نقض حقوق بشر دراین سازمان تروریستی به وخیم ترین نوع خود در اینگونه ممانعت ها خودرا نشان می دهد _ ملاقات این خانواده ها با فرزندانشان کوچکترین حق انسانی است که از طرف سران این گروه انکار می گردد واعضای این خانواده ها را مورد تهمت واتهامات دروغین قرارمی دهند. ممانعت سران این گروه تروریستی از دیدار اعضای خانواده ها این شائبه را نیز تقویت می کند که برخی از این اسیران به علت عدم رضایت ازماندن دراین تشکیلات تروریستی درزندان قرارگاه محبوس بوده ویا به قتل رسیده شده باشند
انقلاب مریم، چهره مجاهدین را به خانواده ها شناساند
رجوی با شور و شعف در ستایش سیستم ایدئولوژیکی که ساخته است اظهار میدارد چه کلیت تشکیلات، چه تک تک نیروها، ثانیه و دقیقه ای بدون انقلاب نمی توانند سرپا بمانند و حفظ آن تنها وظیفه ی نیروها است. بالمآل گردانندگان تشکیلات مجاهدین مسئولیت نظارت بر حسن انجام چنین وظیفه ای از سوی اعضاء را بر عهده دارند.اقرار ِ مفتخرانه ی رجوی به کارکرد انقلاب ایدئولوژیک، نه تنها اعتراف به عدم آزادی و اختیار در میان اعضاء است، بلکه دفاع از سرکوب هر آنچه از نظر وی غیرانقلابی و حمایت از برقراری و تعمیق اختناق ِ تشکیلاتی در راستای انجام وظیفه برای زنده نگهداشتن انقلاب ایدئولوژیک است.
مادر مهدی حمید فر با وجود حمله قلبی همچنان منتظر دیدار با فرزندش
وی به ایران اینترلینک گفت که از ششم فوریه امسال به امید ملاقات با فرزندش مهدی حمید فر به عراق آمده است. وی گفت:”من به ورودی کمپ اشرف آمده ام و تا این لحظه سازمان و رهبرانش با ملاقات من با فرزند اسیرم مخالفت کرده اند. من منتظر شده ام و منتظر شده ام و هر کاری که تا بحال از دستم بر آمده کرده ام ولی بنظر می رسد که این سران مجاهدین نه ترسی از خدا دارند و رحم و مروتی در دلهایشان هست. آنها به هیچ وجه اجازه ملاقات به پسر اسیر من نمی دهند”
ازدواج های اجباری آن روی سکه طلاق های اجباری
ظلم و ستم مضاعفی که در مورد زنان در سازمان مجاهدین در پروسه” ازدواج های اجباری” شده است، کمتر از طلاق های اجباری نیست. واقعا آنچه که به اسم آزادی و رهایی و مبارزه برای آزادی و القابی از این دست بر سر زنان در درون فرقه مجاهدین رفته است جای واقعا حسابرسی در یک دادگاه بین المللی از شخص مسعود رجوی دارد.
وزارت حقوق بشر و سازمان ملل خواستار دسترسی خانواده ها به فرزندانشان هستند
… اصرار سران مجاهدین در مخالفت با ملاقات خانواده ها یی که راه زیادی را از ایران به عراق آمده اند نقض واضح حقوق بین الملل و حقوق انسانی و تمامی قوانین و سنن ما است. این در حالی است که سران مجاهدین همچنان به جمع کردن و میهمانی دادن برای برخی سران عشایر ادامه می دهد. خانواده ها با اجازه دولت عراق که ملاقات بین خانواده ها را تشویق می کند به عراق آمده اند
خانواده ها و دنیای تک ساحتی فرقه ی مجاهدین
بی شبهه، دنیای تنگ و تاریک قرارگاه اشرف در حافظه ی تاریخی بشر مورد نقد و انتقاد گزنده و همه جانبه قرار خواهد گرفت اما آن چه که هم اکنون خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه اشرف در خیال خود می پرورانند چگونگی و نحوه ی رهایی و نجات فرزندان و بستگانشان است که سالهاست تحت بدترین شرایط بازدارنده بهترین سالهای عمر و جوانی خود را از دست داده اند.
مسعود و مریم رجوی دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟؟؟
… شهاب فروزنده که یکی از ناراضیان فرقه رجوی است شهاب فروزنده سال 76 در زندان سردارموسی خیابانی زندانی بود و با گرفتن دست نوشته های زیر شکنجه و اعتراف جلوی دوربین او را در تشکیلات سرکوب میکنید. شهاب بعد با من از زندان آزاد شد و دوباره در اشرف به زندان رفت و مورد آزار و اذیت قرار گرفت و یکی از ناراضیان تشکیلات فرقه رجوی بود…
خانواده های قربانیان فرقه رجوی به تحصن خود در مقابل درب قرارگاه اشرف ادامه می دهند
حدود شش هفته قبل در ماه فوریه 2010 رهبران مجاهدین خلق متوجه شدند گروهی از خانواده های ایرانی برای ملاقات با فرزندان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه کرده و بر ملاقات با خانواده های خود اصرار می ورزند. رهبران مجاهدین دستگاههای تبلیغاتی خود را بکار انداختند تا چنین وانمود کنند که این خانواده ها در واقع نه خانواده های قربانیان، که ماموران سرویس های اطلاعاتی ایران هستند. اکنون خانواده هایی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود با ورود به ششمین هفته تحصن خود در مقابل درب قرارگاه جمعا متعهد شده اند تا درب قرارگاه را تا روز آزادی تمامی گروگانهای فرقه رجوی خالی نگذارند.
نامه خواهر و برادری رنج کشیده به امیر یونس حقیقی
امیرخوبم دیگرتاب و توان دوریت را نداریم و جای خالی تو فقط با آمدنت پر می شود ترا به پریشانی دل زینب بیا تا دل پراشوبم آرام گیرد امیر جان خدا گواه است که تا حالا ناخواسته اسیر یک مشت چرندیات ساخته و پرداخته شده ای تو که ناخواسته گرفتار شدی اما حالا خواسته و به اراده خودت از دام بیرون بیا و زندگی را درسلامت و شادی تجربه کن.
پایان هیاهو و جنجال مجاهدین
از روزهای قبل و شاید هم از ماههای قبل بویژه بعد از واقعه انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران و حتی قبل از برپایی انتخابات پروژه ای کلید خورد مبنی بر بحران حداکثر در ایران، اما بازتاب این ضربه، خود فرقه را فرا گرفته است. بطوری که آثار آن را از حمله خانواده هایی که عزیزانشان در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده اند را بخوبی می شود دید. آخر دیگر کاسه صبرشان به سر آمده است و هیچ مانعی در برابر خود، نه می بینند و نه به رسمیت می شناسند و نه آداب دیپلماتیک به خرجشان می رود.