فرو پاشی، در سرنوشت فرقه رجوی دیده می شود
این روزها فرقه مافیایی – تروریستی رجوی در شرایطی قرار گرفته که از واکنشهای تهدید امیز و لمپنی مسعود رجوی وادا اطوارهای مریم قجر درمحافل خود ساخته و نوشتن سوزش نامه در سایتهای فرقه تا حرکتهای جنون وار در اسارتگاه اشرف میتوان به راحتی دریوزگی، بن بست و فرو پاشی را در سرنوشت فرقه رجوی دید. ین دریوزگی، بن بست و فروپاشی نتیجه ظلم و خیانتها و جنایتهایی هست که سران فرقه در حق مردم ایران و اعضاء اسیر خود کرده
حمایت مقامات سابق جنگطلب آمریکایی از گروه تروریستی مجاهدین
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: مجاهدین خلق نام گروهی است که در صورتیکه به خوبی سازماندهی و تامین بودجه نشود هیچ چیز نیست. گردهمایی گروه تروریستی مجاهدین روز سه شنبه در بروکسل پایتخت بلژیک با حضور حامیان و طرفداران و همچنین مریم رجوی یکی از سرکردگان آنها برگزار شد. وال استریت ژورنال نوشت: این در حالی است که این گروه مخالف ایران هنوز به عنوان سازمانی تروریستی از سوی دولت آمریکا شناخته میشود.
رجوی برای ترور دانشمندان ایرانی با اسرائیلی ها همکاری می کند
اگرچه بلافاصله بعد از این ترور ناجوانمردانه نیز انگشت اتهام به سمت اسرائیل بود اما بسیاری از دشمنان ایران تلاش کردند تا افکار عمومی را به سمت دیگری سوق داده و موضوع را مخدوش کنند ولی افشاگری های عامل ترور، این امر را برای همگان روشن کرد که اسرائیل عامل این ترورها و توطئه هاست.در این میان یکی از دشمنان مردم ایران که قصد داشت افکار عمومی را مخدوش نماید فرقه وطن فروش رجوی بود که تلاش برای مبرا ساختن اسرائیل از ظن اتهام، نشان از عمق خباثت و عداوت حیوانی آنها با ایران و ایرانی داشته
بازخوانی مواضع رجوی در قبال سفارت آمریکا در ایران
در مرحله اول اصرار سازمان بر قطع روابط سیاسی و افشای وابستگان سیاسی و فکری به آمریکا است. در این مرحله سازمان بیشترین توان اش را بر روی تشدید تظاهرات و مواضع ضدآمریکایی می گذارد و تا آنجا پیش می رود که نزدیکی و دوری با هر جریان و گروه سیاسی را به مواضع آن گروه در قبال آمریکا و نماد عینی این مبارزه یعنی اشغال سفارت آمریکا منوط می کند.
استراتژی بقا در شکاف رجوی، همان استراتژی چسبیدن به ریش این و آن است
از زمانی که رجوی تلاش های گسترده ای برای جلب احزاب و دولت های به اصطلاح چپ گرا و سوسیالیستی و شخصیت های چپ مطرح در عرصه بین المللی آغاز کرد. اما زمانی که رجوی پی برد حمایت این احزاب دردی از او درمان نمی کند، به جذب و جلب حمایت سیاسی دولت های اروپایی و پارلمانترها و احزاب دست راستی و بعضاً نژادپرستی مثل حزب سبزها در آلمان دل بست. اما اینها تمامی پیش درآمدی بود برای پیدا کردن راه و مسیر اصلی وابستگی و به نوعی بسته شدن به ریش کسانی که بتوانند در معامله به اصطلاح قوای جهانی نقش تعیین کننده ای داشته باشند.
مجاهدین درگیر جنگ قدرت هستند
یکی از حضار می گوید: مشکل دراینست که مجاهدین آنچنان درگیرجنگ قدرت هستند که دیگر افسار پاره کردند وهیچ چیزازجمله مردمان کشورشان برایشان ارزشی ندارد و دقیقا ضدایرانی شدند وصرفا به قدرتهای خارجی چسبیدند تا با حمایت آنان به قدرت برسند که برای رسیدن به آن جنون گرفته اند.خواهر یکی دیگر از اسرای دربند که تحصیلات دانشگاهی دارد در ادامه می افزاید کارمجاهدین ازاین حرفها گذشته وچونکه مطلقا درایران پایگاه اجتماعی ندارند واساسا مطرح نیستند به بیگانگان چشم دوختند شاید
کشف تاریخی مجاهدین خلق در روزنامه های ایران
باید به مجاهدین گفت که قدرتمندان بزرگ تاریخ هرچه بوده اند، قدرتشان را یا از اراده و اعتماد مردم عاریه گرفته اند، یا به زور از هم مسلکان شان تصاحب کرده اند. اما هر چه بوده نان بازوی خودشان را خورده اند. شما دراین حالت حتی اگر هم صاحب قدرت شوید، کماکان همین آدم های حقیر و زبون باقی خواهید ماند. برای همین به شما توصیه می شود اگر هنوز فکر کنید، کورسوی امیدی به بیرون آمدن از این وضعیت فلاکت بار می بینید، به همان کورسو اگر دخیل و امید ببندید هزار بار ارجح تر و شرافتمندانه تر از امید بستن به وضع موجود است.
نمایندگان جنگ طلب غرب هم از انقلاب مریم بهره می گیرند!
مریم قجر در اروپا دروغ های رجوی فریبکار در مورد مبارزه با امپریالیسم را کاملا گٍل گرفت و دیگر اکنون کار به جایی رسیده است که در تمام سخنرانی ها و مهمانی های آنچنانی نمایندگان جناح طلب غرب در کنار مریم برای آزادی مردم ایران نعره دمکراسی و… سر می دهند و از اینکه مریم توانسته خط نهایی رجوی جنایت کار را که همانا همسویی با امپریالیسم می باشد را به پیش برده بسیار خوشحال است.
مجاهدین در سرزمین استانداردهای دوگانه
تا آنجا که از ظاهر امر برمی آید، چنین سخنرانی هایی این چهار پاریسی را تبدیل به مجرمان خود-اعلام کرده می کند. دیوید کول، یکی از بهترین وکلای حقوق مدنی در امریکا وضعیت را در مقاله ای در نیویورک تایمز مورخ 2 ژانویه توضیح می دهد. « مشکل اینجاست که دولت امریکا مجاهدین خلق را سازمان تروریستی خارجی» تلقی می کند و بر طبق قوانین وزارت دادگستری… حمایت مادی نه تنها شامل کمک نقدی و دیگر کمک های قابل ملاحظه می شود بلکه سخنرانی مرتبط به نفع یک گروه تروریستی خارجی را نیز در بر می گیرد.»
متن مصاحبه دکتر بنی صدر با رادیو فارسی زبان فرانسه
دکتر ابوالحسن بنی صدر: عرض کنم از طرف روح آقای رجوی که یک چرخش 180 درجه هست.سازمان مجاهدین فعالیت خودش رو با ترور امریکایی ها در ایران شروع کرد.حالا رسیده کار این سازمان بجایی که می رود کاری که اصلا در تاریخ ما سابقه ندارد.مقامات خارجی رو میاره خرج آمد و رفت و برگزاری جلسه و همه اینها را هم برعهده میگیره حالا از کدوم منبع عرض صحبت است برای اینکه اونها از این گروه حمایت بکنند.
سیاستمداران آمریکایی حامی تروریسم می شوند! اف بی آی کجاست؟
این گـروه تحت رهبری مریم رجوی، « رئیس جمهور منتخب » خودخوانده ایران، شامل فرقه شخصیتی عجیب و غریبی با معجونی از مکتب مارکسیسم است و مانند مجاهدین افغان ـ همان مردمان دوست داشتنی که بعدها طالبان و القاعده را شکل دادند ـ سیاستمداران بلند پایه، جمهوری خواهان و دمکرات های بسیاری در آمریکا هستند که خواهان بهره مندکردن انها از حمایت هایشان هستند.
افول تبلیغات گشتاپوی مجاهدین و تلاش برای حفظ اشرف
اعتراضات ابلهانه فرقه به وجود 140 بلند گو و آویزان شدن و لیسیدن چندین نماینده مجلس انگلیس و ایالات متحده امریکا برای بقای خود در اشرف اثری نخواهد داشت. و به نظر می رسد با توجه به امنیتی کردن بیشتر قرارگاه برای حفظ نفرات تشکیلات و افزایش فشارهای روحی جز منفک شدن نفرات آنهم به هر شکلی، ثمری برای رجوی نخواهد داشت.