من یک تروریست مسلمان تعلیم دیده هستم
مادری به نام Anne Singleton از پنجره های کلبه ای شکل خانه مرتبش که در یک خیابان خلوت در حومه شهر قرار گرفته به بیرون خیره شده است. ماشین Audi او در محل پارک مقابل خانه قرار گرفته و در پشت آن او ردیف مرتبی از درختان سپیدار که به یک کلیسا در یک محوطه باز منتهی میشود نگاه میکند. این یک منظره خاص انگلیسی است… و یک دنیا از بیابانهای خصمانه عراق و قرارگاه های آموزش نظامی سازمان مجاهدین خلق فاصله دارد. اگر چه Anne نیز زمانی آن را خانه خود میدانست. او تحت سلطه یک سازمان تروریستی بوده و آماده بود تا زندگی خویش را فدا کند – و قربانی کردن زندگی افراد بی گناه – به نام یک جنگ تشنه به خون.
چهل سال انحراف
در شهریور ماه سال جاری مطلبی تحت عنوان” چهار دهه انحراف” در سایت کانون آوا منتشر شد که دارای نکات جالبی بود و اکنون مایلم از زوایای دیگری نیز به این موضوع انحراف برخورد نمایم وقتی به انحرافات سازمان مجاهدین در طی چهل سال گذشته نگاه می کنیم به چند مورد واضح و آشکار می رسیم که می توان به سه مجموع زیر اشاره کرد: اگر در بدو تاسیس این فرقه ملی گرایی ــ اسلام گرایی و چپ گرایی مبنای اصلی ایدئولوژی آنان بود اکنون بعد از گذشت سالها از آن انگیزه ها جز دیکتاتوری رجوی چیزی باقی نمانده. ملی گرایی آنان با استقرارشان در عراق و اقدام نظامی علیه هم میهنان خود از خاک دشمنی که در حال جنگ با کشور ایران بودرنگ باخت.
حمله خمپاره ای رجویستها به مجتمع مسکونی نور
از زمانی که مجاهدین اعلام به مبارزه مسلحانه علیه نظام نمودند و متعاقب آن تشکیلات و زیر مجموعه خود را از ایران به خارج از مرزها کوچ دادند، در اولین گام ها تمامی تلاشش را معطوف به نفوذ نیروهایش برای عملیات به داخل کشور می کرد که خود یکی از بزرگترین مشکلات سازمان تلقی می شد. و می بینیم که بعد از سال های اولیه، تحرکات نظامی سازمان و ترور اشخاص اعم از دارای مقامات و چه مردم کوچه بازار ورود نیروهای سازمان به داخل خاک میهن بسیار سخت شد، به طوری که دیگر نوار مرزی ایران عراق که در آن روزها درگیر جنگ بودند مکان امنی برای نفوذ نبود و چه بسیار نیروها که حتی با شبیه کردن خود به افراد کرد باز هم مورد پیگرد و دستگیری نیروهای امنیتی ایران قرار می گرفتند.
فرافکنی از نوع سوم
گاهی برخی نوشته ها،مانند یک جرقه، روشن کننده فضای تیره و تار شایعات و اکاذیبی است که با جهت گیریهای خاص پراکنده و منتشر می شود. چند روزی است که دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین، با نقل قولهای بی پایه و خبرسازیهای مشکوک، رفتن برخی از شخصیتها و مقامات عراقی از جمله مقتدا صدر به ایران را جار می زند. در نگاه ابتدایی تصور می شود که این شایعه سازیها در راستای استراتژی کنونی مجاهدین یعنی رو در رو قرار دادن آمریکا با ایران و تحریک آن برای حمله نظامی به ایران باشد، اما مقاله بسیار مهم آقای حبیب العراقی که در سایت صوت العراق درج گردید، بخش دیگری از نیات پنهان مربوط به این شایعه افکنی در باره رفتن مقامات عراقی به ایران را آشکار می سازد.
اتحاد شوم تروریستها
الف- عراق همچنان در آتش قهر و کینه ی خرابکاران، فرصت طلبان و تروریستها می سوزد و هر روز آتش این ستمکاری بیش از پیش بر دامن ملتی رنج کشیده و مظلوم شعله ور می شود. بنا بر آمار رسمی تاکنون 2 میلیون نفر از مردم عراق از ترس کشته شدن به سوریه و اردن پناه برده اند، همچنین 2 میلیون نفر دیگر در وضعیت بسیار بد امنیتی معیشتی به سر می برند ضمن اینکه هر ماه نیز صد هزار عراقی خانه و کاشانه ی خود را ترک می کنند.
چرا عاقل کند کاری، که باز آرد پشیمانی
پرونده سیاه سازمان مجاهدین اصلاح پذیر یا حذف شدنی نیست، چون رنج وظلم اعمال شده بر قربانیان ترور و خشونتِ مجاهدین را نمی توان نا دیده گرفت، تا دنیا دنیاست نام ونشان تروریستی بر تارک سازمان مجاهدین نقش بسته می ماند، به آرم سازمان نگاه کنید، در نگاه اول می بینیم که با آلت و اسباب ترور تزیین شده، رجوی جز به آدم کشی و خیانت نمی اندیشد، حال چه شده که هر روز رنگ ورخسار عوض می کند؟ روزی دم شیر خورشید را می گیرد و کشان کشان آنرا تا وسط پرچمش می برد، بعد برای فرار از بن بست ها و اعلام تغییر هویت یال و گوپال شیر را قیچی می کند
طرح امنیتی جدید را از مجاهدین شروع کنید
یکی از دوستانم از استان دیاله و شهر بعقوبه واقعهای را برایم بیان کرد که در آن زمان (رژیم صدام) نتوانستم درست آنرا تحلیل کنم. خلاصهی ماجرا این بود که مجاهدین، بر خیابانی که او در آن ساکن بوده سیطره پیدا میکنند. در همان زمان به یکی از خانههای این منطقه هجومی صورت میگیرد و یکی از جوانان به نزد آنان میرود تا از آنها کمک بگیرد، به او جواب نمیدهند و او برمیگردد. یکی از مردم از وی میپرسد”با آنها صحبت کردی؟ چرا برای کمک نیامدند؟” او میگوید”خیلی با آنان صحبت کردم ولی جواب مرا ندادند، به گمان من آنان زبان عربی را نمیفهمیدند!”
اوجگیری بحران بود و نبود باند رجوی
پس از درج مقالهی”مجاهدین، سیاسی یا نظامی” که مبتنی بر آگاهی از وضعیت فعلی درون تشکیلات اروپایی مجاهدین و فضای به تدریج حاکم شونده بر اردوگاه اشرف به رشتهی تحریر درآمد، بخشی از مباحث بهشدت رایج در میان اعضاء، سمپاتها و هواداران گروه تروریستی مجاهدین، که بر سر خروج از عراق، انتخاب مشی سیاسی و… مطرح است، بیرونی شده و پچپچهای در خفا را علنی نموده است.
همه چیز فدای انتقام گیری
فرقه تروریستی مجاهدین تحت رهبری رجوی ها سه سال پیش در عراق خلع سلاح شدند آنها از طرفی صدام و شرایط ایده آل اقدامات تروریستی خود را باخته اند، این را از چشم ملت ایران می بینند چون این مردم از مجاهدین نفرت دارند و به آنها اجازه ورود به میهن خود را نمی دهند. به همین دلیل رجوی تشنه به خون این ملت بوده و هست لذا بعد از شکست و به بن بست رسیدن استراتژی های کهنه اینک دشمنی های خود را در قالب ها و اشکال دیگری علیه مردم ایران بارز می نماید، ابتدا با جاسوسی های هسته ای علیه منافع ملی ایران وسپس با مزدوری هر چه تمامتر به تحریم علیه مردم از طریق بیگانگان مبادرت ورزید. این فرقه برای نشان دادن محتوای ضد ایرانی خود از آمریکا می خواهد علیه ایران وارد عملیات نظامی شود و به ایران حمله کند.
ائتلاف بعث – مجاهدین در گوشه ی رینگ
در حالی که سه سال از آغاز دخالتهای آشکار گروه تروریستی رجوی با همدستی بقایای حزب بعث در عراق میگذرد و اکنون آشکار گشته است که این ائتلاف نقش محوری را در ناآرامیهای عراق بازی میکند، روشنفکران و دلسوزان عراقی نسبت به برنامههای دار و دستهی رجوی و حامیان آنها که بهدنبال تفرقهافکنی مذهبی و قومی هستند هشدار میدهند.
مجاهدین خلق، سازمان تروریست فرقه ای
این سازمان علیه هموطنان ما بهعنوان یک گروه دارای افکار فرقهای بهکار گرفته شد و صدام از آنان بهعنوان ابزار سرکوب علیه ملت عراق استفاده کرد. سال 1991 شاهد نقش این سازمان در سرکوب انتفاضهی ملت عراق در قیام شعبانیه بودیم که علیه کردها بهکار گرفته شدند. عناصر این گروه به افراط در بهکارگیری خشونت و وحشیگری شهرت دارند. در سال 1999 در جریان جنایت ترور مرجع دینی سید محمدصادق الصدر (قدس سره)، باز هم بهعنوان ابزار سرکوب بهکار گرفته شدند. سازمان مجاهدین خلق از سازمانهایی بهشمار میرود که در لیست گروههای تروریست گنجانده شده است و موضع اروپا و امریکا در این زمینه مشترک و واحد است.