دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵
ماجرای هنگ حنیف چه بود؟ 08 آبان 1398

ماجرای هنگ حنیف چه بود؟

یک روز در پادگان اشرف در مقری که مستقر بودیم از طریق بلندگو اعلام کردند به سالن مراجعه کنید پیام است. ما هم طبق معمول آماده شدیم و رفتیم سالن غذا خوری. چند دقیقه ای در سالن نشسته بودیم مسئول مقر زنی بنام فرزانه میدان شاهی وارد سالن شد و گفت برادر پیام داده آنهم […]

و اما واقعیت ملاقات مژگان پارسائی با فرمانده ارتش آمریکا 23 شهریور 1398

و اما واقعیت ملاقات مژگان پارسائی با فرمانده ارتش آمریکا

آمریکا فرقه رجوی را خلع سلاح کرد و شاخ رجوی و سرانش را شکست و محفل زدن در تشکیلات رجوی اوج گرفت. ناگفته نماند سلاحهای سبک و سنگین مربوط به زنها در مقرشان در اشرف مانده بود که قرار شد نیروهای آمریکایی در یک فرصت مناسب سلاحها را از زنها تحویل بگیرند. در آن زمان […]

تا به حال جشن”زیل” را شنیده اید؟! 13 شهریور 1398

تا به حال جشن”زیل” را شنیده اید؟!

یکی از شبها که از خستگی در خواب ناز بودیم درب آسایشگاه با شدت باز شد و چراغها روشن. از خواب پریدیم فکر کردیم موشک به مقر خورده! به فردی که چراغها را روشن کرد گفتیم چه خبر شده در جواب گفت: آماده شوید بروید زمین صبحگاه! ازآنجایی که من تاسیسات بودم به من گفتند […]

از کهکشان مجاهدین چه می دانید؟ 02 شهریور 1398

از کهکشان مجاهدین چه می دانید؟

گفتگو با فواد بصری ما جدا شده ها از فرقه رجوی خبرهای مربوط به مجاهدین را دنبال می کنیم و لازم می بینیم برای روشن شدن اذهان عمومی و جلوگیری از اغفال هم وطنان عزیزمان خصوصاً جوانان ، تحلیلی بر عملکردها وکارکردهای فرقه ارائه دهیم. هدف ما این است که فریب کاری و دروغگویی فرقه […]

رجوی در مانور غرش شیر 22 مرداد 1398

رجوی در مانور غرش شیر

عجب داستانی با رجوی و زنش داشتیم! به ما ابلاغ کردند که مانور حساس و سرنوشت سازی در راه داریم و هر کسی در این مانور از انرژی خودش استفاده مفید نکند مجاهد نیست! سه روز قبل شروع مانور ما را در بیابانهای عراق مستقر کردند. همه در محل مانور کار می کردیم. ازجاده سازی […]

روایت فواد بصری از دستگیری مریم رجوی 23 تیر 1398

روایت فواد بصری از دستگیری مریم رجوی

با سلام خدمت آقای فواد بصری ما مجددا مزاحم شما شدیم. من هم خدمت شما سلام عرض می کنم ، خواهش می کنم. آقای بصری سایت فرقه را مرور می کردم. مقاله ای خواندم تحت عنوان سالگرد دستگیری مریم رجوی خیلی هم خنده دار بود و از طرفی رسانه فرقه در رابطه با این موضوع […]

پیام نوروزی فواد بصری به اسیران در بند فرقه رجوی 27 اسفند 1397

پیام نوروزی فواد بصری به اسیران در بند فرقه رجوی

سلام به دوستان قدیمی سال 1398 را به شما تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال رهایی شما از فرقه منحوس رجوی باشد. سالها در حال گذشتن است و مریم قجر وعده های سر خرمن آن تمامی ندارد اگر یادتان باشد مریم قجر طی پیامی از موضع بالا اعلام کرد که 22 بهمن سال […]

خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت دوم 14 آبان 1390

خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت دوم

نشست طعمه به جای این که مشکل افراد راحل کند به ضد افراد تبدیل شد. رجوی فکر کرد با فحش های رکیک و با زور و فشار می تواند اعضای خودش راوادار کند که خط وخطوطش را پیش ببرند. بعد از نشست طعمه درمقرموزرمی هر روز نشست های تیغ و تیغ کشی برقراربود کینه های افراد نسبت به شورای رهبری ضریب خورده بود برای خود شورای رهبری این موضوع کاملا جا افتاده بود در همان زمان چند نفراعلام بریده گی کردند به اکثرافراد که نگاه می کردم روی چهره آنها غم نشسته بود.

خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت اول 28 مهر 1390

خاطرات نشست طعمه در فرقه رجوی – قسمت اول

سال 1380 مقر ما به نام قرارگاه موزرمی به فرماندهی زهره قائمی درخارج ازشهر عماره (عراق) بنا شده بود. من کارهای پشتیبانی را در مقر انجام می دادم معمولا به تمام نقاط مقر سرکشی می کردم. بعد از ظهرها نشست عملیات جاری با افراد رده بالا را زهره قائمی برگزار می کرد. هر موقع از کنار ساختمان ستاد رد می شدم افراد حاضر درنشست سرهمدیگر فریاد می کشیدند و به هم فحش های رکیک می دادند این روال هر روز ادامه داشت.

خاطره ای از ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی! 03 شهریور 1390

خاطره ای از ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی!

صورت مسئله نشست این بود که چرا روزه نمگیری و چرا در مقابل نفرات جدید الورود روزه خواری می کنی و آنها را تشویق می کنی که روزه نگیرند. در جواب به آنها گفتم از دُکتر خسرو سئوال کنید. در جواب گفتند این حرفها قابل قبول نیست به نوعی داری در مناسبات ما سم پاشی می کنی احکام ما به ما حکم می کند بزور هم که شده بایستی روزه را گرفت

خاطرات اعزام اولین اکیپ خانواده ها به اشرف 18 دی 1389

خاطرات اعزام اولین اکیپ خانواده ها به اشرف

ما به مقر بازگشتیم خانواده ها تاثیر به سزایی در روحیه افراد گذاشته بودند یک سری افراد در مقر بصورت محفلی به هم دیگر می گفتند که ای کاش خانواده ما به ملاقات ما بیاید. ارتباطی که چندین سال قطع بود مجددا وصل شد. این موضوع میز سازمان را چپه کرد در نشست های کله خوری علنا می گفتند که فکر نکنید خانواده دست از سر اشرف بر می دارد این رفت و آمدها تا زمانی که اشرف پا بر جاست ادامه دارد

خاطرات اسارت فواد بصری – قسمت دوم 12 دی 1387

خاطرات اسارت فواد بصری – قسمت دوم

با پذیرش قطعنامه، نفرات خیلی زیادی زن و مرد تحت پوش عملیات سرنگونی از خارج به عراق منتقل کردند در مقرها با کم بود جا مواجه بودند نفرات جدید شب ها در سالن غذا خوری استراحت می کردند. رجوی در رابطه با عملیات نشست توجیهی را در سالن اجتماعات برگزار کرد. در نشست گفت رژیم قطعنامه را پذیرفته وما هر چه زود تر بایستی به سمت ایران حرکت کنیم هماهنگی ها را با صاحبخانه (صدام) انجام دادم.

blank
blank
blank