آب در لانه مورچگان
جریانی می تواند اپوزسیون باشد که حداقل ارتباطی با مردم خود داشته و تبلیغ حمله امریکا را علیه مردم کشورش را ثقل هیاهو خود نکرده باشد. از طرفی چگونه می توان به فرقه مجاهدین نسبت اپوزسیون داد که در حال حاضر بزرگترین درخواست آن از مجامع بین المللی این است که تحت الحمایه دولت و ارتش امریکا باقی بماند
روز هجدهم تحصن مجاهدین گم شد
صبح حین ورود به جلسه چیزی از بقایای فرقه رجوی در میدان نیشنز ندیدم. حین خروج هم همینطور. بنظر می رسد زندانبانان اروپا نشین اسرای اشرف در ساعات خاصی دور هم جمع می شوند و چند عکس می گیرند و آنگاه از ترس پلیس فورا متواری می شوند.
درخواست دستگیری سرکردگان فرقه رجوی
برخلاف آنچه فرقه جنایتکار رجوی طی این دوهفته گذشته تحت عنوان وقوع فاجعه بیان نموده و برزبان طرفداران رنگارنگ و پیدا و پنهانش جاری ساخته است بااین تحولات هیچ گونه آسیبی متوجه جان افراد بدنه فرقه نخواهد بود.بنابراین آنچه فرقه رجوی درپشت این جنجال آفرینی ها دنبال می کند همانا برهم خوردن تشکیلات فرقه دراین اسارتگاه است
شکست خفت باری دیگر
که این فرقه دارای کوچکترین پایگاه و جایگاه قابل استنادوارزشمندی درجامعه ایرانیان درون وبرون مرزنیست بگونه ایکه حتی درزمانی که این فرقه با اعلام بحران(بحران سازی) از ایرانیان کمک می طلبند تنها درصد بسیارناچیزی حاضر به همیاری با این فرقه گردیده اند…
کشتی فرقه رجوی به گل نشست
به دولت و ارتش عراق هشدار می دهیم ازشگردهای رهبر دجال این فرقه غافل نباشید و برای حفاظت از جان این اسیران ازچنگال خونبار مسعود رجوی هرچه سریع تر این اسارتگاه ایدئولوژیک راکاملا تسخیر نموده و افراد مستقردرآن را به مکان امنی تحت نظر کمیساریای سازمان ملل درمورد پناهجویان منتقل نمائید.
پی آمدهای کنترل اشرف توسط دولت عراق
روند تحولات طی یکی دو روز اخیر که از واگذاری کنترل قرارگاه اشرف به دست دولت عراق آغاز شده، درست در نقطه تقابل با شرایط ثبات و پایداری است که مجاهدین در اشرف و عراق وانمود می کنند. البته این یک قاعده و روش قدیمی از سوی مجاهدین است که هر چه شرایط شان در واقعیت بحرانی تر می شود، بازتاب و واکنش شان در قبال آن، بر ثبات و موفقیت های بیشتر سازماندهی تبلیغاتی و رسانه ای می شود.
ضربالاجل ششماهه دولت عراق برای خروج مجاهدین
دولت عراق امروز رسما ضربالاجلی شش ماهه برای خروج اعضای گروه تروریستی مجاهدین از این کشور تعیین کرد. سرتیپ”عبدالکریم خلف” سخنگوی وزارت کشور عراق رسماً اعلام کرد: دولت عراق برای خروج نیروهای سازمان مجاهدین خلق از خاک این کشور ضربالاجل شش ماهه تعیین کرده است.
به بهانه ۳۵۰ حرکت اعتراضی در مرداد ماه
آیا زمان آن نرسیده که با نگاهی به گذشته نکبت بار و خیانت بار خود و برخورد منطقی و واقعی با آرمان های مردم ایران دست از کوته بینی های خود برداشته و بیش از این آلت دست قدرت ها و ستمگران، این دشمنان قسم خورده و واقعی مردم ایران بردارید و به آغوش گرم آن ها بازگردید؟ باشد که شما را ببخشند و مسیری برای نجات شما یافت شود.
چاپلوسی های احمقانه
سردمداران امریکایی سیاست دوجانبه ی خود را در پیش می گیرند،اسم گروهی را در لیست گروه های تروریستی قرار می دهند و بعد خودشان با رهبران همان گروه تروریست وارد معاملاتی غیرمنصفانه می شوند! فردی را به این دلیل که چند سال پیش عضو این گروه تروریست بوده با بهانه تراشی هایی از شرکت در همایشی در امریکا محروم می کنند و بعد برای نابودی کامل همان گروه تروریستی که کاملاً در چنگالشان هستند اقدامی نمی کنند!
نقدی بر اسناد استقلال و سرفرازی مجاهدین – قسمت سوم
عملیات مروارید که به عملیات کردکشی نیز معروف شده، یکی از بزرگترین عملیات های مجاهدین در داخل خاک عراق می باشد.پس از حمله عراق به کویت و اشغال بخش هایی از خاک عربستان توسط ارتش عراق،آمریکا به مقابله با آن برخاسته و در یک ضد حمله فراگیر، ارتش عراق را از مرز های جنوبی تا بغداد وادار به عقب نشینی کرد.در این ضد حمله قریب به 75 درصد ارتش عراق و توانایی رزمی آن از بین رفت.
یادی از بانوی آواز ایران خانم مرضیه
عدم آگاهی این بانوی آواز وترانه ایران ازماهیت فرقه رجوی باعث شد تا ایشان طعمه لذیذی برای این فرقه ضدمردمی گردد…. فرقه رجوی پس از تماس باایشان درایران ودادن اطلاعات غلط ودروغین درباره سازمان امکانات خروج ایشان از ایران را با شرط پیوستن به فرقه فراهم نمود… فرقه جنایتکار رجوی از همان روز های نخست ورود مرضیه به فرانسه یک دیوار امنیتی به دور ایشان کشید تا بتواند با سواستفاده از این خواننده محبوب قدیمی برای فرقه خوراک تبلیغاتی فراهم آورد
همینجوری گرفته بودیم آنجا نشسته بودیم
دوستان و آشنایان به من پیشنهاد کردند و گفتند می توانم با 15 یورو به پاریس بروم و دو روز آنجا بمانم. خوب طبیعتا این یک پیشنهاد پرمنفعتی بود. واکنش نسبت به این پیشنهاد فوق العاده بود. ما از دوسلدورف با ده تا اتوبوس راه افتادیم. تو هر اتوبوس 50 نفر نشسته بودند، همه شون هم روس و اوکراینی. نه ایرانی و نه آلمانی؛ البته بجز رانندۀ اتوبوس. بیشتر شرکت کنندگان هم مثل من یهودی بودند…