آهی و نگاهی و یادی و برداشتی از: روزهای تاریک بغداد
به راستی آنچه در فرقه رجوی گذشت و می گذرد « از هر زبان که می شنوی نامکرر است ». دریغا نیم بیتی چنین شورانگیز سروده حافظ شیرین سخن در ره عشق، در این مطلب شامل تنفری می شود که از جانب فرقه دار رسوا به قلعه« سنگباران »، در دنیای حقیقت و خارج از افسانه های کهن ایرانی، بر فرزندان ایران زمین رفته است.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول ملکی
همانطور که در مطلبی تحت عنوان” بمناسبت سالگرد انتشار گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر” ملاحظه کردید، در حد مقدورات وعده دادیم که جهت تببین تاثیرات حقوقی و سیاسی گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر و همچنین ریشه های ایدئولوژیک و استراتژیکی نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین، با تعدادی از فعالان حقوق بشر و کارشناسان مسائل سیاسی گفتگوهایی را انجام دهیم
نقش خانواده و تعلقات عاطفی در انقلاب ایدئولوژیک
در تاریخ مبارزات سیاسی حذف خانواده و التزامات عاطفی و اخلاقی به واسطه اصالت دادن به مبارزه از اتفاقات نادری است که تنها در مناسبات سازمان مجاهدین خلق شاهد آن هستیم. این رویکرد برای اولین بار در میان گروه موسوم به باطنیه و طرفداران حسن صباح، اتفاق افتاده است. در فرقه باطنیه اعضاء برای اثبات میزان وفاداری و خودسپاری به رهبری ناگزیر به قطع روابط عاطفی و خانوادگی و در نهایت مقطوع النسل شدن خود بودند
برای هر فرعون موسایی هست
بنگرید چنان ایستاده محکم بر ایمان و اعتقاد خویش، هموطنی چنین! جایی که خزندگان رجوی، در جستجوی منافع، همرنگ خاک و برگ می شوند. بسی ابلهانه و بی ثمر که آواره چون خاری در کف تندباد، سبک و بی ریشه چون دانه های شن گرفتار جابجایی بسیار، رنگ اصلی خویش را تیره و سیاه از خیانت، قتل و غارت وآدم ربایی، نمک خوردن و نمکدان شکنی، پاره کردن میثاق و کشتار میهمان، کینه توزی برعلیه درستکاری و عشق و عاطفه، رسوا کرده اند.
نامه انجمن ایران سبز به آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق
لازم است به استحضار برسانیم که بعد از گذشت چهار سال از خلع سلاح فرقه رجوی در کشور شما هنوز حدود 3000 نفر از اعضای سازمان مجاهدین که در کمپ موسوم به اشرف در نزدیکی شهر خالص (استان دیالی) مستقر می باشند، جزء بدنه سازمان مجاهدین بوده و اغلب آنان تحت شکنجه و آزار جسمی و روحی توسط مسئولین سازمان مجاهدین قرار گرفته اند و به دلیل مناسبات فرقه ای حاکم در درون سازمان مجاهدین از هر گونه ارتباط گیری با جامعه و حتی اعضاء خانواده خود محروم هستند. همانطور که خود شما حتی در زمان حکومت صدام حسین تاکید می فرمودید باید حساب آنان را با مسئولین سازمان مجاهدین جدا دانست.
برنامه LK Today از تلویزیون GMTV انگلستان
مجری خطاب به بینندگان: مهمان بعدی من یک مادر است که از لیدز آمده است. او از یک خانواده متوسط معمولی انگلیسی است. او کسی نیست که در نظر اول تصور شود که ممکن است برای آموزش نظامی به یک قرارگاه تعلیمات نظامی رفته باشد. ولی این دقیقا همان چیزی است که در خصوص Anne Singleton زمانی که توسط یک گروه افراطی شستشوی مغزی داده شد اتفاق افتاد. او امروز به من ملحق شده است.
مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری
شمس حائری جزو اولین رده های این ها بود و در حسرت دیدن بچه اش است. آنوقت آقای رجوی و دار و دسته به او لقب مزدوری!! می دهند…..مادری از ایران التماس می کند با ایمیل که من از بچه ام هفت هشت سال است خبر ندارم. میشه خبری ازش بگیری؟!!… آیا این جنایت نیست؟!!…رجوی سالها است روی این بچهها معامله میکند. من وقتی یاد پدر و مادرهای این بچهها می افتم، از خودم می پرسم رجوی با اینها چکار کرده است
تحصن در ژنو، آنچه نباید دید
از چندی پیش برخی از هواداران فرقه ی رجوی برای جلوگیری از اخراج اعضای دربند فرقه در عراق، در سوییس و در شهر ژنو دست به تحصن زده اند. فرقه با پیش بینی این موضوع که اخراج از عراق قریب الوقوع و اجتناب ناپذیر است با بسیج باقی مانده ی هواداران خود دست به دامن جو سازی و هیاهو شده است تا بازهم با توسل به فریب و حیله با اخراج اسرا و گروگانهای خود در اشرف مقابله نماید.
ثمر شیرین و عطرآگین صبر
توطئه و تمهیدهای مزورانه و پرخرج رجوی ها عاقبت در برابر مقاومت و صبر همره دلاورمان حبیب خرمی بخاک افتاده و طلسم منحوس رجوی ها شکست. حبیب خرمی در نهایت هوش و شجاعت فرزندش را از افتادن به دام برده داری رسوا، چاه ویل رجوی نجات داد و او را از سربازی برده وار در قلعه بدنام دژخیم در عراق رهایی بخشید و طوق لعنت تراژدی سازی را از سرنوشت « بهادر » گشود.
بمناسبت تولد برادرعزیزمان سعید نوروزی
مرحوم مادر روزهای تولد بچه هایش ساعت بدنیا آمدن و محل تولد آنها را یادآورمیشد. مادر خدا بیامرز میگفتند که سعید ساعت 12 ظهر 7 دیماه 1344 (مطابق با 28 دسامبر 1965 هنگامیکه اذان از مسجد جنب بیمارستان (فرح سابق) پخش میشد آخرین فرزند خانواده یعنی سعید چشم به جهان گشود و شادمانی خانوده را صد افزون نمود. لعنت برخودکامگان، وطن فروشان و خودفروشانی چون مریم و مسعود رجوی و طرفداران این فرقه کثیف.
تو اما رقصنده با گرگها و شیطان
مدتی است که به درک مبتدی از ماهیت تو رسیده ام. گر چه متحیرم اما خدا را شکر می کنم، که این خیمه شب بازی،دیگر شبهه ای برایم باقی نگذاشت… بازیچه های خشکه فخرت پشت تریبون استعمار زده ماهواره آمدند و در باره من هر چه خواستند گفتند: باصطلاح پرونده جاسوسی مزدوری و… مرا افشا نمودند اصلا دردم نیامد چون بافته هایتان بی نهایت ناچسب است. یک کلام اعلام نکردن این عامل کار کشته وزارت اطلاعات با 5 کودک زیر یک سال برای نفوذ آمده بود؟!
تقاضای هیئت نمایندگی انجمن نجات از دکتر خاخام دانیل زوکر
ما مقاله جدید شما تحت نام”واواک ایرانی…” را با علاقه مطالعه کردیم. که با همکاری سازمان مجاهدین خلق ایران نوشته اید. بدون توجه به این مقاله بی ربط، هفت عضو هیئت نمایندگی انجمن نجات که در حال حاضر در پاریس بسر می برند تمایل بسیاری برای ملاقات با شخص شما دارند تا بتوانیم نگرانی های خود در مورد نقض مستمر حقوق بشر در کمپ اشرف مجاهدین در عراق را با شما مطرح کنیم.