تداوم نقض حقوق بشر در کمپ های سازمان مجاهدین خلق
رهبران گروه و حامیان شان، این که سازمان فرقه ای است و اعضایش را مورد سوء استفاده قرار می دهد را رد می کنند.آنها منتقدین را متهم می کنند به این که یا مأمورین جمهوری اسلامی هستند و یا گول آن ها را خورده اند. بااین حال، گفته های شاهدان عینی که مستقیماً مناسبات مجاهدین را رصد کرده اند در کنار شهادت اعضای سابق گروه، آشکارا نقض فاحش حقوق بشر در سازمان را تأیید می کنند.
در فرهنگ رجوی افراد بعد از مرگ نام و نشان دار می شوند؟!
در واقع در تشکیلات همیشه یکسری مسائل حل نشده هست که گردن آدم های بد بخت می افتد و دستگاه رجوی همواره تمامی خرابی ها و نقص هایش را به گردن افراد بیچاره سازمان می اندازد که این شیوه برخورد منحصر به خود رجوی است؟! یادم هست در بحث های درونی سازمان به افراد می گفتند تا الان که مسعود اینجاست و نتوانسته به تهران برود به دلیل اعمال نکرده شماست؟! در این حال بود که افراد همواره مقصر شناخته می شدند.
تاکید یونامی بر ساختار فرقه ای رجویها
فرقه رجوی از ابتدای عقب نشینی و اخراج مفتضحانه از اشرف که به مثابه بزرگترین ضربه استراتژیک بر کالبد نیمه جان این فرقه تلقی می شد سعی کرد که ساختار و مناسبات فرقه ای خود را همچنان در کمپ لیبرتی بر اعضا اعمال نماید.به همین دلیل ازهمان ابتدا از برخورد مستقیم نیروهای یونامی بااعضاء، تحت بهانه های مختلف جلوگیری نمود.
گوشه ای از خاطرات کریم شیخی از اعضاء جداشده از فرقه رجوی
سازمان با استفاده از نقطه ضعف افراد،آنها را به عملیات می فرستاد از جمله (آرام) آرام یکی از بچه ها بود که همراه با خانواده اش پیوسته بود از بدو ورود به سازمان از او خواستند که همسرش را طلاق بدهد و حدودأ یک ماه با او جنگ و دعوا می کردند تا نهایتأ به خواست کثیف سازمان تن داد و همسرش را طلاق داد، زن و بچه او را به عنوان گروگان گرفتند و او را برای انجام عملیات به تهران فرستادند
گزارش های دست اول از نقض حقوق ساکنان کمپ های مجاهدین
حالی که ناظران سازمان ملل متحد و دیگر شاهدان عینی نقض حقوق ساکنان کمپ های مجاهدین خلق را در درون کمپ ها تأیید می کنند، دستگاه پروپاگاندای سازمان درباره ی آن چه” نقض فزاینده ی حقوق بشر در ایران” می نامد، غوغا و هیاهو به پا می کند. الیزابت روبین به درستی عنوان می کند که علیرغم ادعاهای مریم رجوی برای دفاع از حکومتی دمکراتیک و سکولار در ایران” مجاهدین مانند هر دیکتاتوری دیگری عمل می کند”.
خاطرات تکان دهنده از مناسبات فرقه رجوی از زبان عبدالحمید هاشمی
به دستور شخص مسعود رجوی که قبل از عملیات مروارید در نشست جمعی صادر شده بود، هر کس به پایگاه یا جاده تردد داشت بایستی کشته می شود و بایستی تیراندازی می کردیم و می گفت حق استفاده از سلاح را دارید، و درنگ نکنید و شبها بطور خاص با کمترین شک و یا تردیدی شلیک کنید، شلیک ها مستمر ادامه داشت در حالی که در اطراف پایگاه و کنار جاده عبوری مردم تردد و یا ساکن بودند، و بعدها از همین نیروها که ثابت کارشان نگهبانی بود شنیدم یک شب سه تن از اکراد عراقی را در کنار جاده جلولا به کفری را کشته بودند
ادامه فریبکاری ها و دسیسه های رجوی
رجوی برای ظاهرا ارتقای روحیه و البته مشغول نگاه داشتن نفراتش در لیبرتی دستور داده است تا آنان به نوبت به صورت پراکنده در سنگر بخوابند که این امر موجب نارضایتی و اعتراض بسیاری شده است. او در نشست خود بیان داشته که میداند افراد با این کار سرما میخورند و سختی میکشند ولی تحمل این سختی ها به دنبالش پیروزی های الانبار و رمادی و فلوجه و سوریه و ترکیه را دارد و همه جنبش های جهان از وی و فرقه اش الگوبرداری کرده اند.
نامه ای به خانم ثریا عبداللهی؛ مادری چشم انتظار
مادر گرامی میبینید که آینده تاریک نیست. باید خدا را شکرگزار باشید پسرتان سالم هست و دعا کنید خدا صبرتان را هر چه بیشتر کند. دعا کنید از یک طرف زمینه ازادی انها فراهم گردد و از طرف دیگر صبر پسرتان را در روابط و مناسبات فرقهای هر چه بیشتر کند و بتواند در برابر سختیها، در نشستها، زیر بار توهینها و فشار نشستهای عملیات جاری و غسل هفتگی پابرجا بماند و خرد نشود
سازمان ملل: رجوی لیبرتی را برای اعضای خود به زندان بدل کرده است
همانطور که در گزارش ذکر شده، سران فرقه محدودیت های سختی بر ساکنان اعمال می کنند، بنابراین نمایندگان یونامی و کمیساریای عالی پناهندگی بایستی مماشات با رهبران فرقه را متوقف کنند. آنان باید تک به تک اعضا را بصورت منفرد و مستقل طرف حساب خود قرار داده و دیگر هیچ یک از فرماندهان دست نشانده رجوی را به عنوان «نماینده ساکنان لیبرتی» نپذیرند. اولین اقدام برای رها کردن اعضای اسیر، عدم به رسمیت شناختن این تشکیلات فرقه ای و ضد حقوق بشری از سوی سازمان ملل است.
عیش و نوش مریم رجوی، بیگاری و بردگی ساکنان لیبرتی
این رهبر خونریز و جنگ افروز که جز به سلامت خود نمی اندیشد، ذره ای ارزش برای نیروهای خودش هم قائل نیست و بدون در نظر گرفتن سن و سال افراد آنان را وادار می کند بلوکهای عظیم سیمانی و امثال آنرا از زمین بلند کرده و جابجا کنند تا به این طریق سرگرم شده و مسائل سیاسی و حقوقی خود را به فراموشی بسپارند و شبها هم بدون اینکه بتوانند کلمه ای با هم صحبت کنند، بیهوش در بستر دراز بکشند تا فردایی دوباره سر رسد و این بازیهای شیطانی تکرار گردد.
مستند تکاندهنده از روابط خانوادگی در مجاهدین
مرتضی پایهشناس کارگردان مستند «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» درباره موضوع فیلمش که در بخش مستند سی و دومین جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده است به خبرنگار مهر گفت: سوژه این فیلم مستند درباره پدری است که سالها هوادار گروه مجاهدین که خود را مجاهدین خلق مینامند، بوده است. وی در سالهای اول انقلاب به کانادا می رود از اعضای فعال و تاثیرگذار این سازمان به شمار می رود و خانواده همسرش هم از اعضای این گروه بودند.
گفتگو با آقای علی خاتمی عضو جداشده مجاهدین ـ قسمت هفتم
اصلا فکر نمی کردم بعد از۲۵ سال بتوانم خانواده ام را ببینم. اما آنها را دیدم و در آغوششان گرفتم. باید از همین فرصت استفاده کنم و به رجوی بگویم همه آن حرفهایی را که در مناسبات و تشکیلات کثیفت به دروغ به من القا کرده بودید۱۸۰ درجه عکس بود. تمام آن مزخرفات شما در لحظه اول دیدار و ملاقات با خانواده ام در ذهنم نابود شد. امروز احساس می کنم دوباره بدنیا آمدم و زندگی جدیدی را استارت زدم. بله آقای رجوی زمستان رفت و روسیاهی آن به زغال ماند.