گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
تروریستها از یک آخور ارتزاق می کنند؛ خواه مجاهدین و خواه داعش والقاعده و…
وقتی دیدند که فعالیت قدرت پرستانه شان کفایت نکرد وطرف مقابلشان نخواستند که درکنارشان باشند وسهمی ازقدرت نصیبشان نشد درمقطع 30 خرداد 1360 نابخردانه و بدور از درک وفهم شرایط وقت دست به سلاح بردند وازمیان مردمان عادی و هواخواهان نظام بسا جنایات و کشتارخلق کردند که النهایه رقم قربانیان این جریان تروریستی به 12000 بالغ شد ودرکارنامه سیاه رجوی خائن به ثبت رسید.
جشن «ترور» و همبستگی با «آمران و حامیان» کشتار مردم سردشت و حلبچه
سخنرانی مریم رجوی و نمایش رسوای او، بیش از این جایی برای مطرح شدن ندارد، حمایت بی دریغ وی از انواع تروریستهای لیبیایی، سوری، اوکرائینی، عراقی و چند گروهک دست آموز عربستان در شرق ایران، بیش از پیش، انزجار و نفرت مردم ایران را برانگیخته و بخوبی ماهیت مریم و مسعود رجوی را برملا نموده و نیازی به تکرار مکررات نیست.
فرقۀ رجوی: من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود!!
فاجعۀ انفجار ۷ تیر سرآغاز یک جنگ داخلی وحشتناک و خونین و ضد ملی و ضد اسلامی که در تاریخ کشورمان بی سابقه بود بشمار می رود که هیچ نامی به آن جز انتقامگیری و ترور کور وحشیانه نمی توان گذاشت به طوریکه بسیاری قربانیان آن هیچ سمتی در نظام نداشتند و در میان آنان پزشکان و صاحبان مشاغل عادی بسیاری به چشم می خورند.
قربانیان عروسی
کار سازمان در راستای جراحی بزرگ که از ابتدا با عقد و عروسی مریم و مسعود، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۴ آغاز شده و اگر سازمان حربه های مختلف سیاسی و ایدئولوژیک و نظامی و زندان و تصفیه و غیره، را به کار نمی برد، چه بسا موج انتقادات و نارضایتی از درون و بیرون، طومار سازمان و رهبرانش را در هم می پیچید. اما کار به همین جا و همین تاریخ ختم نشد و سازمان جهت محکم کاری، خط و خطوط سابق را کماکان ادامه داد.
فرقه رجوی (مجاهدین خلق) سی و سه سال بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
چون این سازمان از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده و بصورت فرقه ای اداره می گردد و خشونت و ترور جزو ذات اش گردیده نمی تواند به هیچ عنوان ازگذشته خود فاصله گرفته و از آن دست بردارد و مثل دیگران به مبارزه مسالمت امیز و فعالیت های سیاسی بپردازد چرا که فاصله گرفتن از گذشته خویش مساوی است با نابودی کامل و فروپاشی
کشتن، سر به نیست کردن و شکنجه مخالفین به بهانه چک امنیتى
رجوى براى فریب افراد طرحى به اسم راه اندازى عملیات داخله و تشکیل واحدهاى عملیاتى به راه انداخت که چون سرّى بود، هر کسی که از یکان جدا میکردند، نباید کنجکاوى کسى را برمى انگیخت. به همین دلیل، حقه خوبى براى خام کردن افراد در تشکیلات بوجود آورد. در واقع به این شیوه میخواست مخالفین خود را از تشکیلات جدا کرده، به زندان و زیر شکنجه ببرد و کسى هم به این عمل جنایتکارانه اش پى نبرد.
اوج شقاوت و پلشتى رجوى
یک روز صبح، دوستی پیشم آمد و با ناراحتى گفت، خدام دیروز عصر خودسوزى کرد و خودش را در سنگر کنار آسایشگاه آتش زده، شب مسئولین دزدکى جسدش را با خودرو بردند، دلیل را پرسیدم گفت، دیروز از طرف ستاد او را خواسته بودند و به علت اینکه در نشست جواب داده مارک جنسى به او چسبانده اند و او هم به همین علت، خودش را آتش زده است.
آیا می دانید که مجید شریف واقفی توسط فرقه مجاهدین ترور شده است؟!
بعد از گذشت مدتی رهبری سازمان تصمیم گرفتند ایدئولوژی سازمان که برگرفته از اسلام بود را به ایدئولوژی مارکسیستی عوض کنند و مجید شریف واقفی که بشدت باین مسئله مخالفت داشت به موضوع و مشکلی برای سازمان تبدیل گشت! مخالفت مجید شریف واقفی با مارکسیست شدن سازمان مجاهدین به حدی بالا گرفت که اورا از سازمان اخراج کردند و در مقاله ای که همانزمان از سوی سازمان منتشر شد اورا به میکروبی در درون سازمان تشبیه کردند!
مجاهدین؛ همان اپورتونیست های چپ نمای قاتل شریف واقفی
خشونت و ترور همواره در سازمان برای برون رفت از بن بست و حذف مخالف بهترین راهکار بوده است. اما در برهه ی زمانی فعلی، این راهکار برای مصالح مجاهدین مناسب به نظر نمی رسد بلکه سران سازمان مجبور هستند دست کم تا مدتی تاکتیک های قدیمی حذف نیروی مخالف از درون را پنهان کنند یا حقایق را به صورت دیگری جلوه دهند در سودای آن که غربی ها آن ها را بپذیرند.
افشای اسناد تکاندهنده از عملکرد مجاهدین در نشست «انتفاضه شعبانیه»
در خلال اثر بخشی به انتفاضه شعبانیه مردم عراق میپردازد. بعد از اینکه نیروهای عراقی به واسطه حمایتهای کشورهای غربی از کویت، شکست خورده و به کشور خود بازمیگردند، مردم عراق این فرصت را مغتنم میبینند و به اعتراض به حکومت میپردازند. نیروهای عراقی که نمیتوانستند جواب مردم عراق را بدهند و با آنها مقابله کنند، از مجاهدین برای سرکوب مردم بیگناه عراقی استفاده کردند. در حققیت نیروهای مجاهدین چرخ گاری صدام برای رد شدن از مردم بودند.
اقدامات تروریستی فرقه رجوی درمناطق کردنشین عراق
یک روزکه مشغول سرویس فنی ماشین الات بودیم، شلیک پی درپی توپ با تانک تی 55 روسی، نظرم را جلب کرد وخودم بمنظور دسترسی به خبردقیق ازروی کنجکاوی به سمت موضع شلیک حرکت کردم. دیدم 3 تانک تی 55 روسی آماده به شلیک هستند وروی قبضه اول شهره عین الیقین { فرمانده مرکز 91}، روی قبضه دوم جمال ناطقی { فرمانده گردان لشکر91} و روی قبضه سوم نیزیکی ازفرماندهان دسته حضورداشت وبه ترتیب شماره اقدام به شلیک میکردند.
زندان و شکنجه در سازمان مجاهدین چطوری شکل و رسمیت گرفت؟
همچنان که هر روز ابعاد تازه ای از این زندان و شکنجه ها توسط اعضای جدا شده افشا میشود که بتازگی دوست عزیزم جمال سکوت را شکست و آنچه را ما ندیده بودیم با وجودی که من خودم در آن زمان در زندان بودم را افشا کردن و بعضا بدلیل شرم آور بودن نمونه های از شکنجه هنوز توان بازگو کردن آنها را نداریم و آنهای هم که سکوت کردن بلاخره وجدانشان روزی یقه آنها را خواهد گرفت و افشا خواهند کرد.

