در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
چرا رهبران فرقه با شرط و شروط می خواهند اشرف را ترک کنند؟
سران گروه تروریستی مثل همیشه از شرایط بوجود آمده غافل بودند که این بار دیگر مثل 9سال پیش عراق نیست که با یک یا دونامه بتوانند برای خود بازی درست کنند واینکه بعداز سخنگوی وزارت آمریکا که باید اشرف را ترک کنند سران فرقه می خواست در آمریکا وفرانسه با راه اندازی همایش قدرت نمایی کنند اما این همایش ها برخلاف نظر سران فرقه با شکست روبرو شد طوری که مریم رجوی اعلام کرد ما آماده ایم اشرف را ترک کنیم اما باید به حرف های ما هم گوش کنند واین حرف مریم هم از آن حرف های بی ربط بود ولی باید می زد تا خود ش مقصر نباشد.
گردهمائی ویلپنت پاریس هم به لیبرتی ختم میشود
سخنرانی مریم رجوی در نمایش ویلپنت پاریس در یک کلام نشخوار همان ارجیف صد بار تکرار شده ای بود که طی سی سال گذشته توسط مسعود رجوی در گوش اعضای این سازمان در قرارگاه اشرف خوانده شده است و حال اینبار مریم رجوی بود که تلاش میکرد برای شنیدن آنها مخاطبان جدیدی را پیدا کند. مریم رجوی بار دیگر با حمایت از رهبران العراقیه و دیکتاتور خواندن حاکمیت مردمی عراق، همچنان به استیضاح نخست وزیر این کشور آقای مالکی و لاجرم ساقط کردن وی توسط مخالفانش امید بسته است تا شاید بتواند چند صباح بیشتری را در خاک عراق باقی بماند
رجوی از جان گروگان هایش چه میخواهد؟
مقامات دفتر نمایندگی ملل متحد در بغداد اعلام کرده اند که جابجائی فرقه رجوی از اشرف به لیبرتی از زمانی که گروه پنجم در پنجم ماه قبل منتقل شدند متوقف شده است. آنان علت این امر را ممانعت فرقه برای انجام جابجائی های بعدی گزارش نموده اند. دلیل این امر را البته مسعود رجوی بهتر از هر کس دیگری میداند. در اروپا گفته میشود که فرقه این تعداد را گروگان نگاه داشته تا ابتدا از لیست گروه های تروریستی ایالات متحده خارج شود. رجوی امیدوار است تا روند انتقال را تا 4 ماه دیگر به عقب بیندازد تا به مقصود خود برسد و به تصور خودش وضعیتش تغییر کند.
مروری بر تشکیل و پروسه اضمحلال فرقه رجوی ها
با روشن شدن ماهیت جریانات انحرافی از جمله مجاهدین، مردم دست رد به سینه آنها زدند. وقتی رجوی ازحمایت مردم مایوس شد همه پرنسیب های اخلاقی و دینی راکنار گذاشت و آن روی سکه خشونت طلبی خود و فرقه اش را به مردم نشان داد و در30 خرداد60 عملا وارد مرحله فاز نظامی و جنگ و کشتارعلیه مردم شد تا به قول خود انتقام بگیرد.انفجار، ترورهای کور، ایجاد ناامنی جواب رجوی به مردم ایران بود. اقدامی که جز به کشتن دادن عده ای بی گناه نتیجه ای دربر نداشت.
بیانیه وزارت خارجه آمریکا بادکنک گردهمائی ویلپنت پاریس را ترکاند
بیانیه ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در هجدهم ژوئن 2012 – 29/03/1391 که با درخواست از مجاهدین مبنی بر”همکاری کامل در انحلال اصلی ترین کمپ شبه نظامی باقی مانده از سازمان، با دولت عراق و یونامی” و”حرکتی انحرافی و غیر ضروری” خوانده شدن پیش شرط های مجاهدین بویژه بازرسی قرارگاه اشرف قبل از خروج باقیمانده ساکنان از آن، توسط وزارت خارجه آمریکا، مهر پایانی بر تمامی قانون گریزی ها، گردنکشی ها و البته بحران آفرینی های مجاهدین بعد از انتقال گروه پنجم است که تلاش میکرد راه کار مسالمت آمیز را به بن بست بکشاند.
گربه رقصانی های گروه تروریستی مجاهدین
و تجمع اعضای جداشده آنهم بطور همزمان با جلسه رسیدگی به موارد اتهامی مریم رجوی، بار دیگر اذهان و افکار رسانه ای فرانسه را به یاد صحنه های خودسوزی افراد شستشوی مغزی شده فرقه مجاهدین خلق در سال 2002 انداخت که چگونه مسئولین تشکیلاتی پیت های پلاستیکی پر بنزین را با قرار تشکیلاتی به محل صحنه در خیابانهای پاریس آورده و دست چند نفر برای خودسوزی می دادند. ویا مقولاتی از جمله اختفای میلیون ها دلار پول اسکناس در زیر گچ دیوار اتاق های اورسورواز و یا مستندات پول شویی های مجاهدین و نهایتا هدایت اقدامات تروریستی از مرکز اور برای مواردی همچون ترور سردار صیاد شیرازی و چندین مورد دیگری که خوشبختانه عقیم ماندند.
امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت دوم
سازمان به میزانی که بعد از خلع سلاح همچنان بر سوء استفاده از فضای ناامن عراق مصر شد و با رابطه زنی با امریکاییان و بستر سازی برای همه نوع همکاری های غیر متعارف و ضد ملی به عدم کناره گذاری مشی مسلحانه امیدوارتر شد به همان نسبت و مدار ضربات سهمگین سیاسی برای مدت زمان حضور خود در عراق بجان خرید. سازمان می توانست به دمکراسی در قالب تشکیلات بها داده و کسی را بخاطر فرار زیر ضربه نمی برد به هرحال از فضای بوجود آمده برای ترغیب افراد برای تعیین تکلیف خودشان و ماندگاری و یا رفتن شان از تشکیلات استفاده می نمود. ولی بازهم گفتنی است که ماهیتا سازمان کشش چنین انعطاف پذیری هایی را برای حفظ حرمت انسانها نداشته و ندارد.
امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت اول
اگر به سال 83 و تعیین تکلیف وضعیت استاتوی حقوقی سازمان برگردیم سازمان قبل از فرار اعضا از تشکیلات بسوی کمپ جداشدگان میبایست خود به اینکار یعنی ایجاد امکان آزادنه جدایی اعضای داوطلب مبادرت می نمود و اینکار درکنار اقدام اجرایی سازمان برای تخلیه و سپس جابجایی و اعزام به کشوری ثالث انجام می گرفت. سازمان با ریزش خیلی کم نیروهای خود مواجه میشد یعنی الان که سازمان بالاجبار و با پیام و توپ و تشر هیلاری کلینتون و مسئولین عراقی اشرف را تخلیه می کند و با سرافکندگی در انتظار تحقق فروش خود به یک صاحبخانه جدید میباشد و درزمان اخراج نیز با اجرای دستگیری تعدادی از فرماندهان خود توسط پلیس اینتر پل عراق مواجه خواهد شد
کمپ موقت ترانزیت بلای جان رجوی خواهد شد!
کمپ موقت ترانزیت که مکان جدید استقرار اعضاء فرقه مجاهدین است به بلای جان رجوی تبدیل شده است! بگونه ای که رجوی مجبور شده است دوباره سر ازخاک بیرون آورده و با صحبتهای صدمن یک غاز خود، به خیال خود به نیروهای زهوار در رفته اش روحیه ببخشد! صحبتهای تکراری و همیشگی که افعی کبوتر نمیزاید و نتیجه این جابجایی هرچه که باشد را پیشاپیش به همه تبریک میگویم و ما محکوم به پیروزی هستیم و تمام جهان خیره به مجاهدین هستند وخلاصه کلی از این چرت و پرتها! معمولا مجاهدین هر وقت با اعضاء خود مهربان میشوند یعنی که کارشون جایی گیر کرده است.
کمپ لیبرتی، همچنان طناب دار رهبران مجاهدین
تاکنون پذیرفته شدن ساکنان لیبرتی در کشورهای ثالث (بعنوان درخواست حداکثری و مطلوب) هیچ چشم اندازی نداشته، و تقریبا به امری محال تبدیل شده است. به همین دلیل تبدیل لیبرتی به بعنوان کمپ دائم پناهندگی و تحت نظارت مستقیم ملل متحد (بعنوان درخواست حداقلی و از البته از موضع ضعف)، همچنین فروش اموال منقول و غیر منقول در قرارگاه اشرف که طبق برآورد خود سازمان چیزی معادل 500 میلیون دلار برآورد شده است اصلی ترین نگرانی و دغدغه، و لاجرم مبرم ترین خواسته رهبران مجاهدین بحساب می آید.
کاری که رهبری سازمان برای نابودی آن انجام داد، هیچ کس انجام نداده است
)) به خوبی می دانیم که سازمان مجاهدین به دست خود رجوی، در حال انحطاط و نابود شدن است. اگر این سازمان به صورت سیاسی اداره می شد و دست از خراب کاری ها و زیکزاک های مستمر و طولانی بر می داشت به صورتی نرمال و تلخ کننده قدم برنمی داشت، در ذهن دیگران چرایی ایجاد نمی کرد. امّا تعجب این است که چه طور می شود افرادی مثل رجوی رهبری یک سازمان را به دست می گیرند و آن را به بی راهه می برند.
رجوی ها از مرگ محتوم نجات نخواهند یافت
در زمانی که فرقه نامش در لیست سیاه وزارت خارجه آمریکا نبود و حمایت وسیع تسلیحاتی، مالی و… صدام دیکتاتور را هم داشت و با کمک صدام از مرزهای ایران و عراق برای انجام عملیات تروریستی خود استفاده می کرد، چه غلطی توانست علیه مردم ایران بکند که حالا می خواهد بدون صدام، بدون سلاح و بدون اشرف انجام بدهد؟

