دوشنبه, ۱۵ تیر , ۱۴۰۵
  • همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

    دلنوشته‌ای از امیر یغمایی
    همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

    دیشب دوباره همان کابوس قدیمی برگشت. این‌بار نه اشرف عراق؛ اشرف ۳ در آلبانی. در خواب، همراه یک عضو سابق زن و پسرش وارد قرارگاه شده بودم. حضورشان به من یک حس امنیت می‌داد. با خودم فکر می‌کردم: “اگر با هم باشیم، نمی‌توانند به ما آسیبی بزنند یا ما را نگه دارند.” اما خواب، خواب […]

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

گزارشگر هانس برنس: انتقامجوئی که اکنون ارتباطات بین فرهنگی را سازمان می دهد 24 مرداد 1392

گزارشگر هانس برنس: انتقامجوئی که اکنون ارتباطات بین فرهنگی را سازمان می دهد

او تجارب خویش را در دو کتاب روانشناسی خشونت و ترور به زبان فارسی و فرقه به زبان هلندی به چاپ رساند.پس از آن انجمن های پیام و رهائی را که فعالیت های فرهنگی- اجتماعی را سازمان می دادند به ثبت رسانید. در سال ۲۰۰۶ به دلیل این فعالیت ها از طرف ملکه هلند به دریافت نشان سلطنتی مفتخر گردید که توسط مراسمی به او اهدا گردید. در سال ۲۰۰۹ انجمن خویش را که او در آن بعنوان مشاور و مربی آسیب های روحی – روانی و همچنین متخصص در زمینه فرقه شناسی بوده است به ثبت رسانید.

مصاحبه با آقای میرباقر صداقی در رابطه با مناسبات و تشکیلات فرقه ای رجوی – قسمت اول 23 مرداد 1392

مصاحبه با آقای میرباقر صداقی در رابطه با مناسبات و تشکیلات فرقه ای رجوی – قسمت اول

بعد از نشست فرمان به بیرون رفت و نفت عشتار را روی سرش ریخت و به سالن برگشت فندک را بخود کشید و آتش گرفت و بعد از تلاش بچه ها و خاموش شدن به بغداد فرستاده شد و دو روز بعد فوت کرد.صحنه این خودسوزی به قدری دردناک و تکان دهنده بود که هر وجدانی را به عذاب در میاورد از همان لحظه زمزمه های خروج از سازمان را به زبان آوردم چند شب از ناراحتی خوابم نمیگرفت.

حجاب ساختگی”مریم رجوی” هیچ قید و بندی ندارد 14 مرداد 1392

حجاب ساختگی”مریم رجوی” هیچ قید و بندی ندارد

زمانی که قوه قضائیه این کشور براساس سیستم لائیک به او دستور داد که شما باید بدون روسری وارد صحن دادگاه شوید، مریم رجوی بدون هیچگونه ممانعتی این امر را پذیرفت، یعنی با انعطاف بسیار با آنها برخورد می‌کرد و این در حالی بود که خواهان خودسوزی از سوی افراد گروه بود تا این موضوع بتواند اهرم فشاری برای قوه قضائیه فرانسه برای آزادی مریم رجوی باشد.

گفتگوی خانم معینی و انجمن زنان – قسمت دوم 09 مرداد 1392

گفتگوی خانم معینی و انجمن زنان – قسمت دوم

البته من از مسئولم همان موقع سوآل کردم و او گفت: به قول برادر مسعود ما به امام حسین اقتدا کرده ایم ما تشکیل خانواده می دهیم، جنگ می کنیم می کشیم و کشته می شویم این قانون است و حرفهای فرمانده ام برای من قانع کننده نبود و در ذهنم جا نمی گرفت بعدها البته باز هم این سوال اضافه شد که پس چگونه بعد از همین عملیات فروغ جاویدان به دستور رهبری می بایست همه زنها و مردها از یکدیگر طلاق می گرفتند

ملاقات اعضای انجمن ایران فانوس با نمایندگان حقوق بشر اتحادیه اروپا در فرانکفورت 06 مرداد 1392

ملاقات اعضای انجمن ایران فانوس با نمایندگان حقوق بشر اتحادیه اروپا در فرانکفورت

همچنین آقای کریم غلامی لیست و عکس شکنجه گران و زندانبان فرقه مجاهدین که اخیرا به همراه گروه های ساکنین لیبرتی به آلبانی و یا مخفیانه به اروپا منتقل شده اند را، در اختیار مسئول حقوق بشر اتحادیه اروپا قرار داد، آقای کریم غلامی، توضیح دادند که طی سالیان اسارت درون فرقه مجاهدین، چگونه با وضعیت بیمار و مجروح خود بارها در زندانهای فرقه مجاهدین مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته بود

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت در گذشت فریبرز یار محمدی 05 مرداد 1392

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت در گذشت فریبرز یار محمدی

مطلع شدیم فریبرز یار محمدی اهل کرمانشاه از دوستان جداشده از سازمان مجاهدین بر اثر سانحه تصادف به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات این اتفاق ناگوار را به خانواده و دوستان و اعضای انجمن نجات تسلیت می گوید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

به عشق اروپا در دام مجاهدین افتادم 05 مرداد 1392

به عشق اروپا در دام مجاهدین افتادم

پس از پایان درسم در مقطع راهنمایی به همراه برادرم به صورت غیرقانونی به ترکیه رفتیم. من ۱۵ ساله بودم و آرزوی تحصیل در اروپا داشتم و برادرم هم به دنبال کار بود. دایی‌ام هم که از هواداران گروه مجاهدین بود هم در ترکیه زندگی می‌کرد و به امید اینکه بتوانیم از طریق او برویم کشور را ترک کردیم. دایی‌ام گفت برای سفر به اروپا باید پاسپورت داشته باشی و غیرقانونی نمی‌توانی بروی و من را همراه گروهی کرد

گوشه ای از ناشنیده ها از زبان خانم معینی عضو سابق تشکیلات رجوی در آلمان 01 مرداد 1392

گوشه ای از ناشنیده ها از زبان خانم معینی عضو سابق تشکیلات رجوی در آلمان

بعد از ورود به پایگاهشان در پاکستان سازمان مجاهدین خلق همسرم را از من جدا کرد و به من گفتند تو به ایران برگرد ازدواج با تو دستور ما بوده است که محمد حسن بهشتی بتواند با محمل عادیسازی خارج بیاید و تو به ایران برگرد. من شوکه شدم و گفتم که هرجا شوهرم باشه من هم می مانم. من به لحاظ عاطفی به او وابسته بودم و به لحاظ عاطفی خیلی اذیت شدم ویادم هست چقدر گریه کردم.

رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است 30 تیر 1392

رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است

آنقدر ما را ترساندند که من خودم به شخصه تصمیم گرفتم که بمانم اونجا و بعد ببینید حالا بعد از بیست سال همکاری با این سازمان و در حالیکه از همه چیز خودم گذشتم چگونه است که به صرف انتقاداتی که به اونها و تشکیلاتشون از روز جدائی داشته ام دشمن درجه یک من می شوم اینها شیرازه تشکیلاتشون در حال از هم پاشیدن است

تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی 24 تیر 1392

تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی

تبریک بعدی به خود علی است که امروز خودش را از آن غل و زنجیر ساخته ذهنی که سالها آن را درآن اسارتگاه نگه داشته آن را پاره کرده وخودش را نجات داده است. اما علی آن زمان که باهم برای رهایی صحبت می کردیم و قرار گذاشتیم که آن نامه را امضاء نکنیم واز دست مجاهدین خلاص شویم از آن تاریخ حدود 9سال می گذرد ویادم است که درآن زمان پدر و مادرت و همچنین برادر کوچک ات برای دیدن تو به عراق آمده بودند

تظاهرات اعضای جداشده مجاهدین در فرانسه و آلمان علیه مریم رجوی 19 تیر 1392

تظاهرات اعضای جداشده مجاهدین در فرانسه و آلمان علیه مریم رجوی

اعضای جداشده گروه تروریستی مجاهدین در آلمان و فرانسه، در محکومیت اقدامات فریب‌کارانه سرکرده این گروه برای جلب حمایت اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها و پیشبرد اهداف شومش، تظاهرات کردند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، افراد جدا شده از گروه تروریستی مجاهدین طی دو هفته گذشته، دو تظاهرات در شهرهای «پاریس» فرانسه و «کلن» آلمان علیه «مریم رجوی» سرکرده این گروه برگزار کردند.

اظهارات یکی از جداشدگان اخیر فرقه رجوی 18 تیر 1392

اظهارات یکی از جداشدگان اخیر فرقه رجوی

رجوی گفت (رو به جمعیت):”اگر بریدی بریده حکمش چیست؟” و جمعیت به هیجان آمده فریاد زدند:”اعدام، اعدام، اعدام” خلاصه ما از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ساعت یک شب زانو زده بودیم و درد کمر و زانو ما را بیچاره کرده بود. این روال هر شب ادامه داشت. شبهای بعد فهمیدیم که این خودش یک روش شکنجه است که دیگر فکرمان کار نکند و خودمان التماس کنیم تا اسممان را جزو ارتش آزادیبخش ملی بنویسند.

blank
blank
blank