شنبه, ۱۱ بهمن , ۱۴۰۴
  • خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم 08 بهمن 1404

    نمونه پرسش و پاسخ‌ها در بازجویی همراه با شکنجه
    خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم

    هشدار محتوا: خاطرات این نوشته حاوی توهین‌ها و تهدیدهای جنسی است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد. هدف از انتشار، نشان دادن خشونت و تحقیر سیستماتیکی است که بر زندانیان اعمال می‌شد. ‎‎همانطور که در داستان زندگی‌ام گفتم آن زمان جوانی روستایی و شورشی بودم که‎ از مناسبات سادهٔ روستا امده بودم و […]

اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست 06 بهمن 1404

مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست

مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق 06 بهمن 1404

برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق

در میان اشک و شوق خانواده ها – قسمت دوم 04 شهریور 1391

در میان اشک و شوق خانواده ها – قسمت دوم

خانواده ها با ابراز خوشحالی جداگانه بازگشت مجید به نزد خانواده اش را تبریک گفتند و آرزوی بازگشت اسیران خود به میهن را نمودند.مادر محمد رضا خزائی اسیر دست رجوی که شدیدا متاثر شده و از حال رفته بود در لحظه دیدار مجید با مادرش به رجوی جنایتکار لعنت می فرستاد و آرزو می کرد که این لحظه نیز نصیب همه و از جمله او شود تا پسرش را بعد از دو دهه در آغوش بگیرد.

گزارش تصویری از بازگشت آقای مجید محمدی به آغوش خانواده 04 شهریور 1391

گزارش تصویری از بازگشت آقای مجید محمدی به آغوش خانواده

آقای مجید محمدی بعد از سالیان از چنگال فرقه رجوی رها گشته و به خاک میهن بازگشته و مورد استقبال خانواده اش و جمعی دیگر از خانواده های انجمن نجات که اسرایی در قراگاه اشرف و کمپ موقت در بغداد دارند قرار گرفت. این استقبال که به همراه جمعی از دوستان سابق بازگشته در دفتر انجمن صورت گرفت با شور و حال خاصی همراه بود که گزارش کامل آن متعاقبا به اطلاع می رسد.

در میان اشک و شوق خانواده ها – قسمت اول 02 شهریور 1391

در میان اشک و شوق خانواده ها – قسمت اول

مادران و پدران پیری که سالیان چشم انتظاری فرزندانشان را کشیدند با چشمان اشکبار هر کدام به خانواده آقای محمدی تبریک می گفتند و آرزوی فرار و رهائی فرزندان خود را از جهنم رجوی در عراق می کردند.مادر پیر مجید محمدی گل افشان که به همراه یکی دیگر از پسرانش آقای رشید محمدی به دفتر آمده بود با دل شکسته و با چشمانی گریان ضمن نفرین به رهبران مجاهدین می گفت: با خود می گفتم آیا می شود که این خبر خوش برای بازگشت و رهائی پسرم مجید باشد

فطر رهایی اسیران دربند فرقه رجوی 01 شهریور 1391

فطر رهایی اسیران دربند فرقه رجوی

عید فطر سال 84 برای اعضاء جدا شده از بند اسارت این فرقه جهنمی حال وهوای دیگری داشت.آنها بعد ازسالیان اسارت با رقم خوردن شب قدرشان برای اولین بار طعم شیرین رهایی وعید را چشیدند ودرکنار یکدیگر وبصورت آزاد و بدون هراس از عوامل سرکوبگر و حصارهای عینی به شکرانه این روز بزرگ در صفی واحد به نماز عید فطر ایستاده و خدا را بابت این نعمت شکر کردند و برای نخستین بار و بدورازاعمال هرگونه زور واجبار با صدای بلند فریاد تکبیر سر داده و خدا را به پاس اعطای اوج کمال و ارتقاء به مدارج بالای انسانی یاد کردند

به یاد اولین عید فطر بعد از رهایی از اسارت فرقه رجوی 31 مرداد 1391

به یاد اولین عید فطر بعد از رهایی از اسارت فرقه رجوی

. از لحظه ای که از آنها جدا شدم همواره با خود می اندیشم که چگونه میتوان بار دیگر سرنوشت خویش را با آنها گره بزنم و چگونه آن همه خاطرات باز می تواند برایم تداعی شود از لحظه جدایی هیچگاه نتوانستم خود را جدا از آنها احساس کنم و همواره یاد و خاطرات آنها مرا همچون سایه ای دنبال می کرد.خاطرات,دقایق,روزها وحتی ثانیه های با آنها بودن راحتم نمی گذاشت و گویی مرا از آنها گریزی نیست. با آنها طعم تلخ زندگی یا بهتر بگویم مرگ لحظه مره را در مناسبات رجوی لمس وتجربه کرده بودم.

بازگشت آقای مجید محمدی به آغوش خانواده 24 مرداد 1391

بازگشت آقای مجید محمدی به آغوش خانواده

عضو دیگری از فرقه رجوی آقای مجید محمدی بعد از سالیان از چنگال فرقه رجوی رها گشته و به خاک میهن بازگشته و مورد استقبال خانواده اش و جمعی دیگر از خانواده های انجمن نجات که اسرایی در قراگاه اشرف و کمپ موقت در بغداد دارند قرار گرفت.این استقبال که به همراه جمعی از دوستان سابق بازگشته در دفتر انجمن صورت گرفت با شور و حال خاصی همراه بود که گزارش کامل آن متعاقبا به اطلاع می رسد.

بازگشت توفیق سلیمانی به آغوش خانواده 23 مرداد 1391

بازگشت توفیق سلیمانی به آغوش خانواده

توفیق سلیمانی بعد از 24 سال اسارت در فرقه رجوی روز 21/5/91 به آغوش خانواده برگشت. توفیق در میان حرفهایش می گوید من هنوز باورم نمی شه که برگشته ام و کنار شما هستم. بعد از کمی مکث بغض گلویش را فرو می خورد و می گوید 24 سال از عمرم فنا شد و در اسارت به سر بردم. چند باری خواستم فرار کنم و بیایم اما چون تنها بودم می ترسیدم. باورم نمیشه که آزادم. بعد از چند لحظه آقای سلیمانی از درد کلیه هایش می نالد؛ به علت اینکه به موقع به پزشک مراجعه نکرده هر دو کلیه اش دچار مشکل شده

افشا‌گری جدید عضو جدا شده شورای فرماندهی گروه مجاهدین 18 مرداد 1391

افشا‌گری جدید عضو جدا شده شورای فرماندهی گروه مجاهدین

مریم سنجابی در افشاگری‌های جدید خود گفت: سازمان مجاهدین طی یک نامه تنظیم شده به تاریخ 4 مرداد 1391 با استناد کردن به یک سری قوانین” گروه کار- بازداشت‌های خودسرانه” خواسته است تا با به پا کردن گرد و خاک و هیاهو تبلیغاتی باز هم از پاسخ دادن به خیانت‌هایی که در طی این سال‌ها نسبت به اعضایش روا داشته طفره رفته و در نهان همچنان به دسیسه و فریب و خرابکاری و بند کشیدن آنها ادامه دهد.

خاطره ای از هادی نگراوی 14 مرداد 1391

خاطره ای از هادی نگراوی

رخلاف گذشته خیلی گرفته بود و درخود فرو رفته بود.می گفت به دلیل شکنجه های روحی و روانی شدید نمی توانم با تو صحبت کنم.وضعیت جسمی و روحی و روانی وی حاکی از بیماری خاصی در او بود. بعد از نشست های طعمه که او سوژه شده بود و به تحریک مسئول نشست خانم فائزه محبت کار چند نفر از مزدوران رجوی جلوی محمد را گرفته بودند و حسابی او را کتک زده بودند..

خاطره ای از ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی 11 مرداد 1391

خاطره ای از ماه مبارک رمضان در فرقه رجوی

در ماه مبارک رمضان در فرقه همه بایستی روزه را بگیرند اگر فرد مریض هم باشد. سران فرقه به ظاهر می گویند که هر کسی توان روزه گرفتن را ندارد روزه را نگیرد در نشست ها در رابطه با شعارهایشان خیلی بحث ها را می کنند می خواهند وانمود کنند که ما به شعارهایی که داریم پایبند هستیم شعائر فرقه به مثابه چماقی است بر سر افراد سطح پایین. افرادی که سطح آنها پایین باشد و توان روزه گرفتن را ندارند برای وعده های غذایی به سالن غذا خوری مراجعه می کنند.

عملیات مرصاد جنایت رجوی وطن فروش – قسمت دوم 10 مرداد 1391

عملیات مرصاد جنایت رجوی وطن فروش – قسمت دوم

وقتی به بغداد رفتیم به ما خبر دادند که نیروهای سازمان کرمانشاه را گرفته و اکنون گردنه اسد آباد همدان را رد کردند و به سمت شهر همدان در حرکت هستند ولی بعدا متوجه شدیم که همه مثل بقیه حرفها و تحلیل های رجوی دروغی بیش نبود و رجوی چه مفتحضانه باقی مانده نیروهای سازمان را به عقب کشیده و آنها را در همان شهر خانقین خلع سلاح کرد و با اتوبوس با حفاظت نیروهای عراقی به اشرف برگرداند تا مبادا نیروهای معترض خشمگینانه دست به اقدامات تلافی جویانه بزنند.

رجوی ضحاک وار یکی دیگر از قربانیان خود را به کام مرگ کشاند 09 مرداد 1391

رجوی ضحاک وار یکی دیگر از قربانیان خود را به کام مرگ کشاند

متاسفانه باخبر شدیم که محمد حمادی یکی از اعضای اسیری که اخیرا از فرقه رجوی جدا شده بود بعد از سالها اسارت و شکنجه در فرقه، در بدو ورود به خاک میهن و در جمع خانواده چشم براه خود به دلیل ابتلا به تومور مغزی دار فانی را وداع گفت. بی شک مرگ غم انگیز ودردناک محمد برگ دیگری از هزاران سند جنایت وخباثت رجوی خائن و جنایتکار است، که امروز رقم خورد. در واقع مرگ قربانیان و اعضای اسیر که با کمال تاسف هرروز و به شکلهای مختلف دراین فرقه اتفاق می افتد

blank
blank
blank