جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

اظهارات یکی از اعضای نجات یافته مجاهدین درباره رجوی 14 آذر 1392

اظهارات یکی از اعضای نجات یافته مجاهدین درباره رجوی

حمید منصوری با بیان این که دارا بودن یک رهبر بلامنازع و مطلق از ویژگی‌های فرقه‌داری است گفت: زمانی که من در فرقه رجوی فعالیت می‌کردم مریم رجوی به گونه‌ای این ویژگی را مطرح می‌کرد و می‌گفت هرکس به خدا شک کند گناهش قابل بخشش است ولی شک کردن به رهبری گناهی غیرقابل بخشش به حساب می‌آید.

نامه ای به دوست قدیمی ام آقای سعید جمالی 13 آذر 1392

نامه ای به دوست قدیمی ام آقای سعید جمالی

اگریادتان باشد درطی سالهای 67 تا 73 به اتفاق یکدیگردربخش روابط خارجی سازمان دربغداد بودیم ودرآنجا با دهها مورد ملاقات رجوی و دیگرسران ازجمله مهدی ابریشمچی – عباس داوری با فرماندهان واستخبارات و مخابرات برخورد داشتیم. ملاقاتهایی که درطی آن کلیه اطلاعات بدست آمده ازایران که بعد ازجمعبندی توسط مسئولین بالای امنیتی عراق جهت طراحی وانجام عملیات نظامی دراختیار فرماندهان نظامی قرارمی گرفت وموشک باران شهرها وتصحیح گرای موشکها وبه کشته دادن دهها نفرازمردم بیگناه یکی ازمحصولات همکاری مشترک بود.

بیانیه ی جمعی از اعضای پیشین مجاهدین در محکومیت ممنوعیت غذا در کمپ لیبرتی 03 آذر 1392

بیانیه ی جمعی از اعضای پیشین مجاهدین در محکومیت ممنوعیت غذا در کمپ لیبرتی

این مطلب که مریم رجوی و دستگاه تبلیغاتی او وانمود می کنند این اعتصاب غذا داوطلبانه بوده و افراد به تصمیم خود درحال اجرای آن هستند دروغ بی ارزشی است. در خوشبینانه ترین حالت و با گوش دادن به اظهاراتِ شعار گونه و عاری از شعورِ کسانی که وادار به این اعتصاب غذا شده اند بخوبی می توان دریافت که این افراد در فضایی بشدت مسموم قرار داده شده اند که بی خبری از دنیا یکی از ویژگی های بارز آن است.

اسماعیل وفا یغمایی و نگاهی به مقاله «بیماران عقیدتی» 30 آبان 1392

اسماعیل وفا یغمایی و نگاهی به مقاله «بیماران عقیدتی»

برخلاف مجاهدین که هیچ «مرزی» جز به قول خودشان «جبهه رژیم و جبهه مجاهدین» به رسمیت نمی شناسند، سه جبهه به اسم «مجاهدین، رژیم، خودتان» ساخته اید، بر همین اساس «خود» را برحق می انگارید و بقیه را ناحق؟ در اینصورت تفاوت شما و مجاهدین و جمهوری اسلامی در چیست؟ شما مرزهای خودی و غیرخودی تشکیل داده اید

شهادتهای حسین نژاد در حاشیۀ مقالۀ افشاگرانۀ آقای سعید جمالی و … 25 آبان 1392

شهادتهای حسین نژاد در حاشیۀ مقالۀ افشاگرانۀ آقای سعید جمالی و …

دروغ وقیحانه و بسیار فریبکارانۀ دیگر رجوی حرفش در مورد گردنبندها می باشد. مریم رجوی در عید نوروز سال ۹۱ به همۀ افراد اشرف یک گردن بند معمولی و نه طلا هدیه کرد که عکس برجسته شدۀ مسعود رجوی را داشت و گفتند همه آن را به گردنشان آویزان کنند که اکثرا چنین نکردند، در حالیکه گردنبندهایی که خانم بتول سلطانی افشا کرده که رجوی آنها را به گردن فقط زنانی از شورای رهبری که به عقد خودش در آورده انداخته است و طلا بوده است

مصاحبه با آقای علی خاتمی 21 آبان 1392

مصاحبه با آقای علی خاتمی

یک بار از یکی از مسئولین سوال کردم که چرا فیلم های عملیات پ ک ک را برای ما می گذارند. او گفت که آنها هم مثل ما هستند ولی رهبر و تشکیلاتی مثل ما ندارند. رجوی از نامه نگاری هایش با پادشاه عربستان و پادشاه اردن می گفت. صراحتا می گفت که در دنیای سیاست باید نان را به نرخ روز خورد به همین دلیل از نظرمن مسعود رجوی یک مزدور اجاره ایست که با همه رابطه دارد و خودش را برای خدمت ارائه میکند.

ناشنیده های خانم معینی، از عملیات انتحاری فروغ جاویدان تا نشست های طلاق – قسمت هفتم 20 آبان 1392

ناشنیده های خانم معینی، از عملیات انتحاری فروغ جاویدان تا نشست های طلاق – قسمت هفتم

برای ما خانم ها بخصوص بحث عبور از شکل و قیافه هم مطرح شد و اینکه چه کسی که خود را زشت می پندارد و یا زیبا … می گفتند که اینها مانع رشد و اعتلای زن انقلابی موحد مجاهد خلق ناموس است،من هر چه بیشتر می نوشتم بیشتر تحقیر می شدم، یک روز یکی از مسئولین در نشست گفت که خواهر مریم پیام داده که عاشق چهره های آفتاب سوخته زن موحد مجاهد خلق است

خطابه دکتر کریم قصیم به سازمان مجاهدین و … 14 آبان 1392

خطابه دکتر کریم قصیم به سازمان مجاهدین و …

اگر سران مجاهدین بر این نظرند که این و آن / یا همه محتوای نوشته های آقای جمالی درست نیست، به جای اهانت و افترا زدن به ایشان و دیگر منتقدان می باید رسماً نکات مربوطه را تکذیب کنند.یا با نویسنده در باره مدعاها به مناظره علنی بنشینید. ابتکاری دموکراتیک جهت روشنگری به خرج دهید و این قدر – با هتاکی و اتهامات غیرمستند – شتابان تتمه آبروی خویش را چوب حراج نزنید.

تبریک انجمن نجات به آقای مهرداد امیری 12 آبان 1392

تبریک انجمن نجات به آقای مهرداد امیری

اخیرا با خبر شدیم که آقای مهرداد امیری یکی دیگر از رها شدگان از مناسبات ظلمت و سیاهی رجوی ها موفق به تشکیل زندگی و خانواده شده است.انجمن نجات استان کرمانشاه این ازدواج فرخنده و تشکیل خانواده را که موفقیتی دیگر بعد از فرار از دست رجوی است به این دوست عزیز تبریک گفته و برای ایشان موفقیت روز افزون خواهان است.

سخنی با دوست خوبم امیر صیاحی 09 آبان 1392

سخنی با دوست خوبم امیر صیاحی

همه ما زمانی درسازمان نمی توانستیم ازحق خود دفاع کنیم و محکوم به سکوت و نشستن به انتظار سرنوشت بودیم پس آیا بنظر تو الان که آزاد هستیم سزاوار است که باز سکوت کنیم و از حق خودمان بگذریم وشرح جنایاتی که رجوی درحق ما روا داشته برای ثبت درسینه تاریخ به قضاوت همگان نگذاریم؟ وچرا باید افشای جنایات رجوی را برای بعد بگذاریم؟ آیا باید بگذاریم تا نسل دیگری باز فریب شیادی های رجوی را بخورد و باز مثل ما پروسه ی اسارت ذهنی را تجربه کنند؟

نامۀ حسین نژاد به نمایندۀ ویژۀ دبیر کل ملل متحد در عراق 04 آبان 1392

نامۀ حسین نژاد به نمایندۀ ویژۀ دبیر کل ملل متحد در عراق

رهبران MKO مانع دیدار و صحبت من با دختر بزرگم زینب حسین نژاد (۳۵ ساله) حتی وقتی هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف بودیم می شدند و تنها سالی یک بار در عید نوروز (عید سنتی اول سال ایرانی – ۲۱ مارس) به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازۀ دیدار و صحبت می دادند آنهم تحت کنترل و مراقبت مستمر توسط مسئولین سازمان از جمله کنترل صحبتها با ترفندهای مختلف تشکیلاتی.

برای زندگی در ایران چیزی ندارم، رجوی کاری کرد که همه چیز را از دست دادیم 29 مهر 1392

برای زندگی در ایران چیزی ندارم، رجوی کاری کرد که همه چیز را از دست دادیم

ببینید من ملتم را دوست دارم شما فکر می کنی اینجا در اروپا راحت هستم؟ البته ترس هم دارد اگر بگویم نمی ترسم دروغ. اما واقعیت اینکه برای زندگی در ایران چیزی ندارم رجوی کاری کرد که همه چیز را از دست دادیم خانواده و… حالا حساب کنید که بیام ایران از کجا باید زندگی شروع بکنم؟ با چه چیزی؟ با دست خالی؟ در ضمن چه جوابی برای خانواده ؛ دوستان؛ ملت دارم؟ بگویم کجا بودم؟

blank
blank
blank