قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
سخنان آقای شهروز بهادری در مراسم استقبال
درعراق به سازمان اعتراض کردیم که چرا باما چنین کردند ودرخواست بازگشت نمودیم که گفتند اینجا منطقه نظامی است وشما نمیتوانیدازاینجا خارج شوید. باید دوسال درزندان اشرف بمانید تا اطلاعات تان بسوزد وسپس به زندان ابوغریب عراق منتقل شوید که ما دیدیم که باید صبر کرد.
حمایت جدا شدگان فرقۀ رجوی در اروپا از تحصن خانواده های دردمند جلوی لیبرتی
رجوی یک شخص کاملا زبون وترسو و بزدل است که نه به فکر جان اسیران است و نه به فکر ایران و ایرانی. او در یک توهم ابلهانه بسر می برد وگمان می کند که با گروگان گرفتن بچه های شما می تواند چند صباحی بیشتر با در آوردن ادا و شکلک های میمونی مزدش را از اربابان عربش یعنی همان شیخ های مرتجع و هم چنیین جناح های جنگ طلب آمریکایی و لابیهای اسرائیلی اش وصول کند.
تبریک به دوست و هم بند سابقم محمود روح الله
محمود جان اگرچه خاطرات ما با هم به سالیان پیش برمی گردد ولی همواره درخلوت خودم چهره خندان وشوخی های تو را لحظه ای فراموش نکردم،کری هایت درزمین فوتبال قرارگاه محسن،دبه درآوردنهایت سرگل خوردن و دعواهایت برسرآبی و قرمزهمواره در ذهنم تداعی می شود.محمود جان به راستی بعد از27 سال بازگشت به دنیای آزاد وپشت سرگذاشتن سالیان بدبختی و نکبت رجوی چه لطف و صفایی دارد.
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو منشعب و منتقد فرقه رجوی
روزی من از شهرام عالی بند که بهمراه برادرش بهرام درمناسبات رجوی درکمپ اشرف بودند وپدر ومادرشان عضو رهبری وخارج ازکشور که برای شرکت درجلسه به عراق آمده بودند، پرسیدم که مادرت چند روز پیش شما ماند وچه سوغاتی هایی برای شما آوردند که او باخنده جواب داد که منهم مانند تو حضور والدینم را ازسیمای آزادی دیدم واگر سوغاتی هم بوده، پرکشیده و رفته است!!
تبریک به مناسبت رهایی آشور ورشی از چنگال شیاطین فرقه رجوی
آری آشور ورشی توانسته بود بعد از 27 سال که در اسارت شیاطین انسان نمای سازمان مجاهدین و بدست شخص مسعود رجوی تروریست از دیدار پدر و مادر و آزادی که تمامی انسانها میبایست به اندازه برابر از ان استفاده مینمودند، گرفتار شده و تمامی عمر و جوانی خود را به خاطر هرزه گری و خوشگذرانی سرکردگان سازمان مجاهدین یعنی مریم عضدانلو و مسعود رجوی جنایتکار از دست بدهند.
رهائی ۲ نفر از دست رجوی داعشی
چند روز پیش دو نفر از کمپ لیبرتی موفق به فرار شدند و هم اکنون در بغداد بسر می برند و توانستند بعد از دهها سال با خانواده هایشان تماس بگیرند. آقایان محمود روح الله زاده از بابلسر و آشور ورشی از گنبد کاووس.
بیانیه گروهی از منتقدین و منشعبین فرقه رجوی بمناسبت آزادی برادران بهادری
باخبر شدیم که شهرام و شهروز بهادری از اهالی جلفای آذربایجان شرقی که در سال 1381 و با وعده ی اعزام به اروپا وداشتن زندگی بهتر ازطرف باند رجوی ربوده شده وسر از وادی اشرف ولیبرتی درآورده بودند، بعد از سالها تلاش بی ثمر، سرانجام موفق به جدایی شده و درتاریخ29/10/94 به ایران رسیده وتحویل خانواده های محترمشان گردیدند.
یاد ماندها – قسمت هفتم
آری من دادگاه رمضان را با این عکس بیاد آوردم. به گفته خودش اگر آن چهار نفر که من با علامت قرمز مشخص کردم نبود رمضان را درآن جلسه اول می کشتند.چون به انقلاب مریم تن نمی داد.بهمین خاطر به ایشان هم مسئولیت نمی دادند که درس عبرتی برای بقیه باشد.
سوء استفاده رجوی از پناهندگان سوری را محکوم می کنیم
علاوه بر این طبق اخبار رسیده به دست ما از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق ایران (OMPI) در آلمان افراد مریم رجوی تلاش می کنند تا آنجا که می توانند و از راههای مختلف و با صرف هزینه هایی هنگفت تعداد زیادی از سوریهای پناهنده در کشور آلمان را نیز برای شرکت در تظاهراتشان در پاریس به فرانسه بیاورند.
بازگشت برادران بهادری به وطن و آغوش گرم خانواده
شهرام و شهروز بهادری اهل شهرستان جلفای آذربایجان شرقی که 14 سال دراسارت فرقه ی رجوی بودند،، روز جاری با استقبال هرچه بیشتر به محل تولد خود بازگشتند! این دوبرادر که دارای خانواده ی بزرگی میباشند، با استقبال وسیع اعضای خانواده و فامیلان خود، اهالی شهر جلفا وخانواده هایی که هنوز فراق فرزندشان را باتلخی وسختی تمام تجربه میکنند ونیز گروهی از رها یافتگان قبلی از فرقه ی مخوف رجوی، مواجه شدند.
کتاب”سراب آزادی” بقلم خانم مریم سنجابی منتشر شد
«به کمک افرادی از پرسنلی برای رسیدگی به بعضی از یگانها اقدام کردیم و برای آنها لباس و وسایل میبردیم تقریباً در هر یگان صد نفره بیش از ۱۰ الی ۱۵ نفر بازنگشته بودند و در چهرههای بازگشتیها نیز شکست و ماتم به خوبی حس میشد. بالاتر از آن یأس و ناامیدی در همه جا موج میزد. افراد بیش از هر چیز بهت زده بودند و تصور چنین سرنوشتی را نمیکردیم.»
مصاحبه ای با آقای کیخایی از اعضاء جداشده از فرقه رجوی
من همیشه در مباحث ایدئولوژیک و بخصوص بحث خانواده، با رجوی چالش داشتم، سال 1390 که خانواده ها به پشت درب اشرف آمده بودند رجوی به ما بلندگو می داد تا با فحاشی جواب آن ها را بدهیم. از طرفی هم او خانواده را خائن و مزدور رژیم ایران معرفی می کرد، که این ها تضادم با سازمان را بیشتر کرد.

