چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم 18 خرداد 1405

    سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم

    محمود آسمان پناه در قسمت اول خاطراتش داستان جوانی کرمانی را شروع کرد که از آلمان به اشرف آورده شده بود… محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: بعد از اتمام رژه که کارها به روال قبل برگشت و کارهای روتین سازمان و نشست های تشکیلاتی شروع شد و شرایط سخت گردید، […]

وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت دوم 13 خرداد 1405
برایم سخت بود به مسعود دروغ بگویم

وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت دوم

بالاخره بعد از دو روز پیاده روی و شترسواری به داخل خاک پاکستان وارد شدیم. تعدادی از قاچاقچیان پاکستانی در حالیکه مقداری میوه برایمان آورده بودند، ما را تحویل گرفتند. بهنگام پیاده شدن از شترها به دلیل اینکه ساعاتی طولانی سوار بر شتر بودم پاهایم بشدت متورم شده بود و توان ایستادن نداشتم. بعد از […]

وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت اول 12 خرداد 1405
به سوی سرنوشتی نامعلوم

وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن – قسمت اول

روز 5 آذرماه برای آخرین بار شهرم را با هزاران خاطرات تلخ و شیرین و به امید کمک برای ساختن آینده روشن و بهتر برای مردم کشورم، به مقصد شهر کرمان ترک کردم. غم و اندوهی سنگین وجودم را فرا گرفته بود. به سوی سرنوشتی نامعلوم در حرکت بودم، در آخرین ساعت حرکت خبر بستری […]

تاملی بر پیام صمد اسکندری به دوستش هیبت علیشاهی 12 خرداد 1405

تاملی بر پیام صمد اسکندری به دوستش هیبت علیشاهی

در تاریخ 18 دی 1403 پیامی تصویری از صمد اسکندری خطاب به دوستش هیبت علیشاهی در سایت انجمن نجات درج شد. پیام صمد اسکندری حاوی چندین نکته مهم و قابل تأمل است که می‌توان به شرح زیر به آن‌ها پرداخت: تضاد تجربه زندگی در کمپ اشرف 3 و دنیای آزاد: اسکندری به خوبی به تضاد […]

پیام به دوستان در اشرف ۳ 11 خرداد 1405
ما را از خبر شیرین آزادی خود مطلع کنید

پیام به دوستان در اشرف ۳

نگاه به گذشته و دوران اسارت در سازمان ضدبشری مجاهدین خلق ، همیشه دردناک و غم انگیز است. اما یاد کردن از دوستانی که زمانی هم بند و هم زنجیر بودند، باخاطرات شیرین و تلخ همراه است، من همیشه در خوشی ها و لذت و گردش و تفریح ، بیاد کسانی هستم که زندگی و […]

قربانیان سیاست‌های ضدایرانی مسعود و مریم رجوی 11 خرداد 1405
به یاد حسن شرقی

قربانیان سیاست‌های ضدایرانی مسعود و مریم رجوی

اخیراً خبر درگذشت یکی از دوستان عزیزِ رهایی یافته از اسارتگاه رجوی را شنیدم و بسیار متأسف شدم. حسن شرقی که در ایام جوانی حین دفاع از کشورش به اسارت نیروهای صدام درآمده بود، پس از 9 سال اسارت، بدون کمترین شناختی از سازمان مجاهدین، در دامی که سران این تشکیلات پهن کرده بودند گرفتار […]

جشن تولد در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود 11 خرداد 1405
به مناسبت تولد شصت و یک سالگی ام

جشن تولد در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود

امسال همسرم در شب تولدم نهم خرداد در جمعی از اعضای خانواده و دوستان جان برایم جشن تولد گرفت و در رستورانی از آنان پذیرایی کرد. متعاقبا با تدارک کیک تولد به توصیه خودشان نیمه شب به دفتر انجمن نجات رفتیم تا آنچه که در ذهن شان در نظر داشتند به اجرا بگذراند. در ادامه […]

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی 11 خرداد 1405
در میان خانواده بزرگ نجات

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی

طبق توصیه های مژگان پارسایی در جریان ملاقات خانواده ها با وابستگان خود می بایست چهارنفر از اعضای وفادار به رجوی در پوش نفرات پذیرایی، روند ملاقات را کنترل می کردند و کلیه صحبت ها را شنود می کردند. به اعضا تاکید شده بود نباید با اعضای خانواده ها برخوردهای عاطفی و احساسی داشته باشند. […]

نگاهی به خاطرات ژینا حسین‌نژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق 10 خرداد 1405
کودک‌ سربازان اسیر

نگاهی به خاطرات ژینا حسین‌نژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق

در ماه‌های اخیر، خاطره‌نویسی برخی از “کودک ‌سربازان” رهاشده از فرقه تروریستی مجاهدین خلق، ابعاد تازه‌ای از جنایات این تشکیلات مافیایی را به نمایش گذاشته که خواندن آن برای نسل جوان بسیار باارزش و پندآموز است. امید است که مسئولین ذیربط و سازمان‌های مردم‌نهاد که وظایف حقوق‌بشری و بازسازی روانی جامعه و نسل جوان را […]

از روزهای رهایی و باز گشتم به وطن 10 خرداد 1405
به یاد خرداد 1390

از روزهای رهایی و باز گشتم به وطن

بعد از سالها اسارت و بندگی در تشکیلات رجوی، بالاخره در اردیبهشت 90 موفق شدم به همراه یکی از دوستانم از تشکیلات رجوی فرار کنم. بعد از آزادی، در هتل مهاجر بغداد مستقر شدم. برای اولین بار با خانواده ام در ایران تماس برقرار کردم. در کمال تعجب وقتی خانواده ام بعد از سالها صدایم […]

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم – قسمت دوم 09 خرداد 1405
تلاش برای رهایی دوستانم

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم – قسمت دوم

علی اکرامی در قسمت قبل از نحوه آشنایی خود با انجمن نجات و انگیزه برای نجات دوستانش از بند مجاهدین خلق سخن گفت. در ادامه آشنایی با انجمن نجات دریافتم که این انجمن توسط جمعی از اعضای جداشده سابق تشکیلات مجاهدین خلق و به منظور تلاش برای نجات دوستانی که هنوز در اسارت ذهنی و […]

به دور از تشکیلات رجوی زندگی مشترک را جشن گرفتیم 09 خرداد 1405
در آستانه بیست و یک سالگی زندگی مشترک

به دور از تشکیلات رجوی زندگی مشترک را جشن گرفتیم

در آستانه بیست و یک سالگی ازدواج و شروع عاشقانه زندگی مشترک به دل طبیعت زدیم و به کوری چشم نابینا و حسود رجوی، جشن و شادمانی داشتیم و از مواهب یک زندگی آزاد بدور از تشکیلات سیاه رجوی لذت بردیم. سه شنبه پنجم خرداد به مناسبت سالگرد ازدواج در جمعی از اعضای خانواده و […]

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم – قسمت اول 05 خرداد 1405
پیوستن به انجمن نجات

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم – قسمت اول

جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق بعد از سه دهه و اسارت در کمپ امریکایی ها که نزدیک به سه سال طول کشید فرصت خوبی بدست داد تا بدور از تاثیرات فرهنگ القاء از طرف رهبران این تشکیلات به جمع بندی گذشته خودم و نقد بی‌طرفانه مجاهدین خلق بپردازم. بازگشت به ایران وکانون گرم خانواده بعداز […]

blank
blank
blank