غلو با سلاح های صدام ترس و بی اعتمادی مطلق رجوی به نیروهایش
فتنه انگیزی، تهدید و جعل تاریخ در پیام رجوی
رجوی در پس این جملات با ایما و اشاره، صراحتا بر علیه دولت قانونی عراق اعلام جنگ می دهد. با این توضیح که به جای اشاره صریح به دولت عراق، عجالتا نام مستعار جمهوری اسلامی را جایگزین آن می کند. پیش از این نیز بارها بر این معنی تاکید شده است که رجوی هیچ ابایی از براه انداختن یک جنگ تمام عیار بر علیه دولت قانونی عراق ندارد.
اتحادیه اروپا و نتایج فرضی رجوی
آن گونه که رجوی بر تحمیل آن بر یک کشور پناهجو به عنوان حق مفروض شده خود تاکید دارد. رجوی در پی اثبات این معنی است که برای چنین مرزبندی و خط مشی ای هیچ محذوریت و محدودیت جغرافیایی و سیاسی را به رسمیت نمی شناسد و موکدا اذعان می دارد هیچ تغییری در مانیفست اولیه مجاهدین حاصل نشده است. رجوی بر اساس یک رویه معمول و به نعل و میخ زدن هم سعی در جلب توجه طرف حساب های غربی خود دارد و هم در عین حال می گوید، کماکان یک گروه مسلح تروریستی است که اما اینبار مسلح شدن و اقدامات آنها پیش از هر چیز بسته به اراده صاحبخانه تازه یعنی آمریکا و نیروهای ائتلاف است.
نیم ظهوری رجوی با دجالیت و دروغ – قسمت دوم
یادت هست در نشست های طعمه فردی که از دو پا فلج بود و در قسمت مخابرات کار می کرد را سوژه کردی. او خواهان این بود به که به خارج برود. تو می گفتی طعمه خارجه دوست نداریم و وقتی با تمام فشارها و زورگویی ها،او روی حرفش در برابر تو ایستاد و گفت که می خواهد از سازمان برود او را زیر فشار روانی و فحش و ناسزای افراد از سالن بیرون کردی…
پیام مسعود رجوی پس از اختفا
در این شش سال کجا بوده وچه شد که یکدفعه غیب شد وبقول خود اقای رجوی در این بمباران مهیب تاریخی کجا بودند واصلا هم به روی مبارک نمی اورند که ایشان در سر بزنگاه غیب شده اند مثل جن وبسم الله وتازه حضرت اقا مدعی ایستادگی هم هست وبه خودش وخانمش مریم عضدانلو هم درود می فرستد واز ایستادگی می گوید اما باید گفت ای اقا دیگر حنایت رنگی ندارد دیگر جادو و جنبل هایت فایده ای ندارد ودوران جادو وجنبل تمام شده است.
شیر خفته از خواب زمستانی بیدار میشود
و اما رجوی که اصطلاح «شیر خفته» را خودش در پیامی کتبی خطاب به اعضای سازمان انتخاب کرده بود اکنون از خواب زمستانی بیدار شده است از تمام بحثهای سیاسی و استراتژیکش که مثل همیشه سرشار از دروغ و دغل است بگذریم از سخنانش بوی مرگ و بوی فاجعه به مشام می رسد. بطور ضمنی راه حل «اعتصاب غذا تا حد مرگ» و البته راههای خطرناک تر مثل خودسوزی و خودکشی را نیز به اعضای سازمان یادآور شده است.
نیم ظهوری رجوی با دجالیت و دروغ – قسمت اول
جدا از چاپلوسی و چاکر منشی مشمئز کننده این آقای ضد امپریالیزم!! از نمایندگان و قضات و حافظان نظام های استعماری و استثماری و سرمایه داری غرب در این پیام، در دیگر محورها سعی داشت با دجالیت، خود را فردی صادق و دمکرات و مناسبات فرقه ایش در اشرف را مناسباتی دمکراتیک جلوه دهد که تا کنون هیچ ناحقی و ظلمی در آنجا به کسی روا نشده است و آن چه علیه او و تشکیلات ظالمانه اش در اشرف بیان می شود مغرضانه و از طرف کسانی است که توان تحمل سختی های مبارزه را نداشتند
اعتصاب غذا، فیلی دیگر در آسمان رجوی
سران این فرقه با برپایی نشستهای درونی بر روی نفرات و اعضای خود فشار می اورند که وارد این اعتصاب غذا بشوند، که البته در گذشته نیز در هنگام دستگیری مریم رجوی در پادگان اشرف چنین فشارهایی را اوردند که افراد خودشان را به اتش بکشند که خوشبختانه هیچ کس حاضر به چنین کاری در اشرف نشد،حالا هم کسی از این اعتصاب استقبال نخواهد کرد ولی مسئولین و فرماندهان این فرقه با ایجاد جو سازی و فشارهای روحی و روانی اسیران فرقه را در تنگنا و استیصال قرار خواهند داد.
رسوایی مجاهدین و به میدان آمدن رهبر فرقه
به هرحال، آقای مسعود رجوی که بوی رسوایی و فروپاشی به مشامش رسیده، ناچار برای حفظ پادگان اشرف، خود به صحنه آمد و در یک نطق پراحساس صوتی که برای اشرفیان پخش می شد از آنان خواست که باز هم به همان اشرف بچسبند و رهایش نکنند. جالب اینجاست که آقای رجوی طبق معمول با یک قدرتنمایی پوشالی (که پیش تر هم نمونه اش را در مورد تهاجم به ارتش آمریکا در صورت پیشروی به سمت بغداد دیده بودیم)، اشرف را محور کل جهان ارزیابی نموده…
یارو زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه
اما دلیل این پیام صوتی که اسمش را حضور گذاشته اند چه میتواند باشد شاید بقول آقای مسعود خدابنده که در مطلبی نوشته است:”….. آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد…”
آیا رجوی مرده یا خودش را به مردن زده
آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد؟
استقرار مجاهدین در عراق، خاستگاه کلیدی رجوی
رجوی از این نکته هشدار دهنده نیز غفلت نکرده است که در صورت هر گونه اقدام در خصوص اعمال محدودیت ها و همچنین اصرار بر اخراج و یا جابجایی مجاهدین به بیرون از عراق با واکنش شدید آنها و تا مرز از دست دادن جان شان پیش خواهند رفت. از محتوای پیام رجوی چنین بر می آید که ظاهرا خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا، گیر بسیاری از مشکلات مجاهدین را چه در عراق و چه در سطح غرب حل و برطرف کرده است.
سخنی کوتاه با دیو فراری
دیو پلید اردوگاه کار اجباری اشرف در نشستهای عمومی همواره مژده میداد که لحظه عملیات نهائی، یعنی عملیات بهمن کبیر در حال نزدیک شدن است، همگی باید بکوشند که از این فرصت مناسب کمال بهره را برده و ضربه نهائی را بر حکومت آخوندهای حاکم بر میهن وارد کنیم. اما باز هم مثل همیشه تمامی وعده و وعید های مسعود خان کشک از کار درآمد و هیچ سودی برای فرقه حاصل نشده

