خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
تاریخ نویسی از نوع سوم
من نه نویسندهام و نه تاریخنگار، که بخواهم از کسی مُهر تأیید بگیرم. اما مانند یک شاگرد نوآموز، کوشیدم که از مسعود، پرچمدار بیبدیل راه بهروزی مردم ایران زمین، بیاموزم. البته درمثل مناقشه نیست.هرگردی گردونیست و هر سبزی خیار نیست و هر درختی چنار یعنی هر چند نادر شاه و میرزا مسعود رجوی شجاع الدوله و میرزا عبدالعلی گماشته هر سه اهل خطه خراسان هستند ولی ملا مسعود متواری کجا و نادر شاه افشار کجا که فتح هند کرده است. نادر شاهی که هنوز پشتوانه پول ایران از غارت هندوستان در بانک مرکزی وجود دارد،از شکست خود می گوید زیرا نادر شاه می داند که پذیرفتن شکست،شرط پیروزی است.
راز خوشحالی چه کسی
شاید چند هفته بعد از 30فروردین51 ـ تیرباران اولین دسته از اعضای مرکزیت سازمانـ بود که ما ازطریق ملاقات باخبر شدیم که 4تا از بچهها را اعدام کردهاند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را به سعید دادیم، من حالتی از خوشحالی در او دیدم که در لحظه اول برایم نامفهوم بود. بعد خودش گفت «پس مسعود ماند» یا «چه خوب شد که مسعود را اعدام نکردند» سال بعد اگر مجاهدین هنوز باشند و هنوز عباس داوری را داشته باشند حتما اضافه خواهد کرد که سعید محسن گفته بود: « کاش همه ما را اعدام کنند ولی فقط مسعود را زنده بگذارند »
درجایگاه اول درتاریخ خیانت وسرسپردگی یک تشکیلات سیاسی
حزب توده آخرین تشکیلات غیرخوشنام درتاریخ ایران نبود وازسا ل شصت بدین سو سازمان مجاهدین که بنابرتحلیل های درون تشکیلاتی خود جهت جلوگیری تبدیل شدن به حزب توده ای دیگرچنان غرق خود بزرگ بینی مفرط تاریخی گردید که با اعلام فازنظامی وقبول تبعات وپیامدهای حاصل از آن که نزدیک به سه دهه بطول انجامید به منفورترین وضد مردمی ترین وخیانتکارترین وسرسپرده ترین تشکیلات تاریخ سیاسی معاصر ایران مبدل گردید. به باوراین نگارنده درکسوت یک روزنامه نگارکه شاهد شکل گیری دوباره این سازمان از سال 1358 بدینسو وتحلیل ها و عملکردهای این تشکیلات مذهبی- مارکسسیستی بوده ام… درتاریخ معاصرایران هیچ حزب و گروه وسازمانی به بدنامی وبی سرانجامی این فرقه جنایتکاروجود نداشته است و لذا درمقایسه ای ساده بایستی حزب توده را درمقابل این فرقه دجال وشیاد و وطن فروش راازلیست خائنین به تاریخ ومردم ایران خارج نمود.
درام دیکتاتورها و ضرورت عبرت آموزی رجوی
رجوی دیکتاتوری است که طی دو سال گذشته خود را در باد حمله نظامی آمریکا به ایران خوابانده است. کینه او از توده های مردم به حدی است که در معادلات او اساسا مردم هیچ جایگاهی ندارند. این تنظیم رابطه فی النفسه گرایش و میل بیمارگونه او به قدرت را نمایندگی می کند. وجه اشتراک همه دیکتاتورها صرفنظر از اینکه به کدام جبهه از مستبدین چه ایدئولوژیک و چه سیاسی وابسته باشند، نادیده انگاشتن اراده و خواست توده ها و به همان نسبت کینه و نفرت از آنها است. در نقطه مقابل تجارب جهانی و تاریخی نیز نشان داده است که توده ها نیز در مواجهه با دیکتاتورها، وابستگان به بیگانه و دشمنان خود در هر لباس و با هر نقابی رفتاری درخور شان آنها داشته و خواهند داشت.
رجوی خدایگانی که درغباری ازحقیقت فروریخت
خودپنهانی وخودگم کردن شاید آخرین راه حل تنها حربه ای بود که به ذهنیت این شیادمذهبی قرن بیست ویکم خطورنمود چراکه وجود او دراین شرایط فوق بحرانی درکنارچند هزارانسانی که همه هستی واعتماد وعشق وخانواده خودرا به پای اوریخته بودند نه تنها دیگرمعنی نداشت بلکه می توانست منشا بحث ها وزمزمه ها و اعتراض کسانی گردد که درنهانگاه مناسبات فرقه به عقلانیت او شک وتصمیمات نابخردانه اورا مورد کنکاش قراردهند
فـریب نوروزی
بعنوان نمونه، رجوی در قسمت چهارم پیام نوروزی سال جاری تلاش دارد که گزارش مجامع بین المللی و جامعه اطلاعاتی آمریکا دایر بر صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران را غلط دانسته و جاسوسی و خیانت خود را اثبات و خود را منبع خبری موثق بداند.
مفهوم شرایط عینی در پیام نوروزی رجوی
تبیین این بخش از پیام رجوی را به زبان اختصاصی و ایدئولوژیکی مجاهدین می توان معادل این مفاهیم تلقی کرد. شرایط عینی را به مثابه آمادگی برای سرنگونی یا همان نقطه کیفی انفجار و در ادامه خیز دمکراتیک را معادل محقق شدن تغییر کیفی یعنی سرنگونی تعبیر و تفسیر کرد. اما اینکه این ادعا تا چه میزان بر زمینه های عینی و مبتنی است، دقیقا همان پاشنه آشیل ای است که مجاهدین بیش از دو دهه کماکان بر سر اثبات درستی و علمی بودن آن در تئوری بافی چانه می زنند ولی عملا مقهور واقعیت زمخت بیرون از ذهن خود شده اند.
پیام نوروزی برادرمسعود و داستان حسن کرد شبستری
حذف فیزیکی رجوی از مناسبات مجاهدین چه بدلیل مرگ چه بدلیل زندانی شدن و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی موساد و سیا اثرات مخربی بر تشکیلات دارد زیرا در تمامی دوره ها مریم رجوی علیرغم تعارفات همسرش مسعود، به این دلیل از طرف اعضا مورد پذیرش قرار می گرفت زیرا در ارتباط با مسعودر جوی قرار داشت و حضور و ریاستش متکی به حضور و تایید مدام مسعود رجوی بود.
خانم رجوی ؛ مسعود رجوی چگونه مرد
رجوی و همراهان در دست نیروهای اسرائیلی هستند. با توجه به شیوه مطبوعات آمریکا تقریبا محال است که رجوی در دست آمریکائی ها باشد و خبر آن درز نکرده باشد. رئیس قبلی سازمان امنیت فرانسه می گوید که ما به آمریکائیها د رمورد مخفی ماندن عملیات ها اعتمادی نداریم. بنابر این ترجیح می دهیم عملیات در اروپارا بدون اطلاع آمریکائی ها انجام بدهیم.
افکار عمومی یا قیام یا انقلاب، بالاخره چی
البته امروز ما سالخوردگان و سالمندانی هستیم که بار این سالیان تجربه را بر دوش نحیف خود می کشیم بله دوستان! 22 بهمن بالاخره دسترنج چه کسانی بود و چه نسلی آن راه را بازگشودند و به دست چه کسانی سپردند و چه کسانی آنرا به یغما برده و نام آنرا خراب کردند
چرا مقاومت همیشه پیروز، این چنین وحشت زده شده است
اما از قرار معلوم اینطور نیست که تو میگوئی، جناب عالی وباندت با ضافه آنان که چه در کشورهای غربی اطراق کرده ویا در عراق میباشند، همه وهمه بروی هم تشکیلاتی را میسازید که نه ترمز هستید ونه گاز،تشکیلاتی که ادامه حیات سیاسی آن، بستگی به مورد مصرف بودن برای صدام ویا دیگران دارد نمیتواند خارج از سیاست کلی آنان قدم از قدم بردارد واین قانون مند است.
سرکرده مجاهدین به فرانسه منتقل شده است
“دانیل میتران” همسر فرانسوا میتران رئیس جمهوری پیشین فرانسه و تعدادی از اعضای پارلمان این کشور برای این انتقال لابی گری کردند و سفارت آمریکا و اردن در بغداد نیز در جریان امر قرار گرفته اند. همچنین دانیل میتران اخیرا نشستی را با مریم رجوی همسر مسعود رجوی دیگر سرکرده مجاهدین در پایگاهی که قرار است گروه به آنجا منتقل شود داشته است.

