در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
ظهور علایم جنون
“به آخر خط رسیدن” که تؤام با دست و پا زدن برای نپذیرفتن آن باشد، شخص به انتها رسیده را یا دچار جنون میکند و یا وادار به خودکشی، این سرنوشت بسیاری از دیکتاتورهای ورشکسته بوده و در آینده نیز خواهد بود. اما رجوی که جرأت و مردانگی خودکشی را نیز ندارد، جنون را انتخاب کرده است.
خیمه شب بازی مجاهدین و فاز انحلال
شاید تفاوت پیام اخیر رجوی با دیگر پیام های قبلی وی پیشگویی های وی باشد، جایی که اشاره می کند:” مقاومت ایران از ربع قرن پیش گفته بود که دیکتاتوری مذهبی و تروریستی کانون تنش و صدور تروریسم و ارتجاع در این منطقه از جهان است، حقیقتی که امروز آن را همگان به چشم می بینند” و” آخوندها بر لبه تیغ تحریم تسلیحاتی و مالی قرار گرفتند که از ربع قرن پیش خواستار آن بودیم”.
نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی – فروردین ۸۶
پیام شما به تاریخ 5 فروردین 86 که امروز یعنی 8 فروردین در اخبار سایت مجاهدین خلق ایران منعکس گردیده بود را به دقت خواندم. نامه حاضر در خصوص این پیام و چهارمین نامه ایست که طی چهار سال اخیر یعنی از زمان دستگیری ام در سوریه و انتقالم به ایران برایتان مینویسم. قبل از این در مقطع 22 بهمن، سالروز قیام ضد سلطنتی مردم ایران، و همچنین اول فروردین، یعنی عید نوروز، منتظر پیام های تبریک مفصل شما طبق روال گذشته بودم. خصوصا مایل بودم حال که امکان ارتباط شما فراهم گردیده است، جمعبندی کامل شما از اوضاع و احوال سیاسی ایران و مقاومت را در پیام 22 بهمن بخوانم. همچنین تعجب کردم که در آستانه فرارسیدن سال نو پیام تبریکی حداقل به هواداران خود ندادید.
تغییر مأموریت از تهاجم به دفاع
هنگامی که رجوی از سر ناچاری تصمیم گرفت تا دار و دستهی سرگردان و آوارهی خود را در خاک عراق جای دهد، و آشکارا پا بر روی شعارهایی مانند میهن و اصول و شرف و… گذاشت، مأموریتی نظامی را برای نیروهایش تعریف کرد که در رأس آن، تهاجم به نیروهای مدافع مرزهای ایران بود. پس از چندی با انتقال اجباریاش به عراق، با پوشاندن لباس متحدالشکل به نیروهای گروه تروریستی مجاهدین، نام ارتش آزادیبخش را برای آنان برگزید و نیروهای مسألهدار نسبت به همکاری با ارتش بعثی عراق را با این عنوان که”صدام برای آنها مسألهی جغرافیا را حل کرده است”، راضی نگه میداشت
چرا عاقل کند کاری، که باز آرد پشیمانی
پرونده سیاه سازمان مجاهدین اصلاح پذیر یا حذف شدنی نیست، چون رنج وظلم اعمال شده بر قربانیان ترور و خشونتِ مجاهدین را نمی توان نا دیده گرفت، تا دنیا دنیاست نام ونشان تروریستی بر تارک سازمان مجاهدین نقش بسته می ماند، به آرم سازمان نگاه کنید، در نگاه اول می بینیم که با آلت و اسباب ترور تزیین شده، رجوی جز به آدم کشی و خیانت نمی اندیشد، حال چه شده که هر روز رنگ ورخسار عوض می کند؟ روزی دم شیر خورشید را می گیرد و کشان کشان آنرا تا وسط پرچمش می برد، بعد برای فرار از بن بست ها و اعلام تغییر هویت یال و گوپال شیر را قیچی می کند
اف بر فرقه رجوی که ازملت خویش نمیکند
اف بر فرقه ای که تنها به دلیل کینه اش نسبت به کشور ومنافع آن بر جنازه ی متجاوزبه خاک میهنش می گرید.! این روزها سایت های وابسته به رجوی که ماندن خود در عراق را با تعویق اعدام صدام به امید نشسته بودند اقدام به درج مطالبی نمودند که به گونه ای هم از حامی سال های سال خویش دفاعی کرده باشند ومتهم به نمک نشناسی نشوند وهم از محدود طرفداران او که در خیانت و ظلم به مردم عراق با وی همراه بودند دلجویی کرده باشند. مطالبی که از صدام با عنوان دیکتاتورقرن، یک قهرمان بسازند و همان گونه که از تروریست های خود با نام سمبل های مقاومت یاد می نمایند او راهم به سمبل ملی عرب تبدیل کنند!!!!
بمناسبت روز والنتاین
در سده سوم میلادی که مطابق با اوایل پادشاهی ساسانیان در ایران است در روم باستان پادشاهی بنام” کلودیوس دوم” فرمانروایی میکرد. کلودیوس عقاید عجیبی داشت از جمله اینکه معتقد بود سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلودیوس بقدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما در همان زمان کشیشی به نام” والنتیوس” (والنتاین) مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این ماجرا خبر دار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند.
رجوی به جرم خیانت به مردم و آرمانهای جوانان باید محاکمه بشود
علی رضا نوری زاده روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی اپوزیسیون در برنامه دوشنبه شب خود موسوم به”پنجره ای رو به خانه پدری” که از یکی از شبکه های اپوزیسیون پخش می شود خواستار محاکمه مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق شد. نوری زاده رجوی را متهم به خیانت در حق مردم ایران، هواداران و موسسین سازمان مجاهدین خلق کرد. او در بخشی از اظهاراتش درباره رجوی گفت:”این رهبری سازمان باید به جرم خیانت به مردم ایران، آرمانهای جوانان ایرانی و موسسین سازمان باید محاکمه بشود.”
افشای سند همکاری مسعود رجوی با ساواک
علیرضا نوری زاده یک عضو اپوزیسیون ایران در برنامه شبانه خود در کانال وان یکی از اسناد همکاری مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق با سازمان اطلاعات و امنیت شاه را فاش کرد. در این سند که پیشتر از این نیز از سوی اپوزیسیون منتشر شده است رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاه (ساواک) به نام ارتشبد نصیری برای مسعود رجوی به واسطه همکاری موثر و تعیین کننده او در متلاشی کردن خانه های تیمی سازمان مجاهدین و دستگیری شمار زیادی از اعضای بلند پایه و همچنین بنیانگذاران سازمان درخواست بخشودگی حکم اعدام وی را می کند.
چریکی که می خواست چه گوار ا شود، خسر و پرویز شد
داستان سیاهترین دوران تاریخ معاصر ایران را همه ما دیده،شنیده ایم و با خون و پوستمان تجربه کرده و در زندان و تبعید بهای انرا داده ایم ولی رجوی که می خواست همزمان لنین و چه گوارا و امام حسین باشد، بدون مشاوره با همه مرکزیت و اعضا و هواداران تصمیم گرفت برای شناساندن جنبش به خارج برود. بر ا ی اینکار پرواز از فرودگاه شکاری مهر اباد با هواپیمای محمد رضا شاه،را انتخاب کرد که خبر ساز باشد وی همرا ه با بنی صدر اولین رئیس جمهور منتخب مردم ایران که متوجه منظور رجوی برای به همراه بردن وی نشده بود.، اینکار را انجام داد.
درخواست سایت ایران قلم از آقای جلال گنجه ای
ضمن استقبال از تفسیر شما در مورد بند ها و نکته های مختلف در پیام آقای مسعود رجوی و انطباق آنها با قرآن و نهج البلاغه و تداعی کردن 10 بند نامه ایشان با” ده فرمان” حضرت موسی، از جنابعالی در خواست می کنیم که نکته ها و واژه های زیر را که در نامه آقای مسعود رجوی آمده نیز تفسیر بفرمایید. در پیام ذکر شده در تاریخ سوم دی ماه 1385 خطاب به اعضای سازمان مجاهدین چنین نوشته است: بند چهارم پیام:… هیچ بی انضباطی و کج خلقی و بی حوصلگی و نافرمانی نشان ندهید و… بند پنجم پیام:… از خدا مصرانه بخواهید که ننگ جفا و پیمان شکنی و پشت کردن و خنجر و خیانت را هرگز بر شما نپسندد…
ذهن های فسیل شده
در گذشته برای افسانه ای کردن سرباز روس که با ارزش ترین وجهه نظامی را در آن کشور دارد قصه های گفته اند منجمله گفتند که سربازی بعد از گذشت یک دهه از پایان جنگ کماکان در پستی که گماره بودند مانده بود وبه وظیفه اش عمل ونمی دانسته جنگ تمام شده ودنیا چه خبر است، زندگی اش را با امکانات طبیعی پیرامونش می گذرانده، اگر این گونه نمونه ها را از حالت رمانتیگ و تخیلی بودن در آورده ودر قالب وشکل واقعی به آن نگاه کنیم (مثال مجاهدین کنونی فرار رهبری وخوش گذرانی در اروپا واسارت وبی خبری بدنه تشکیلات در عراق) می توان اسم حماقت وعقب ماندگی مفرط بر آن نهاد.

