خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
شیر خفته از خواب زمستانی بیدار میشود
و اما رجوی که اصطلاح «شیر خفته» را خودش در پیامی کتبی خطاب به اعضای سازمان انتخاب کرده بود اکنون از خواب زمستانی بیدار شده است از تمام بحثهای سیاسی و استراتژیکش که مثل همیشه سرشار از دروغ و دغل است بگذریم از سخنانش بوی مرگ و بوی فاجعه به مشام می رسد. بطور ضمنی راه حل «اعتصاب غذا تا حد مرگ» و البته راههای خطرناک تر مثل خودسوزی و خودکشی را نیز به اعضای سازمان یادآور شده است.
نیم ظهوری رجوی با دجالیت و دروغ – قسمت اول
جدا از چاپلوسی و چاکر منشی مشمئز کننده این آقای ضد امپریالیزم!! از نمایندگان و قضات و حافظان نظام های استعماری و استثماری و سرمایه داری غرب در این پیام، در دیگر محورها سعی داشت با دجالیت، خود را فردی صادق و دمکرات و مناسبات فرقه ایش در اشرف را مناسباتی دمکراتیک جلوه دهد که تا کنون هیچ ناحقی و ظلمی در آنجا به کسی روا نشده است و آن چه علیه او و تشکیلات ظالمانه اش در اشرف بیان می شود مغرضانه و از طرف کسانی است که توان تحمل سختی های مبارزه را نداشتند
اعتصاب غذا، فیلی دیگر در آسمان رجوی
سران این فرقه با برپایی نشستهای درونی بر روی نفرات و اعضای خود فشار می اورند که وارد این اعتصاب غذا بشوند، که البته در گذشته نیز در هنگام دستگیری مریم رجوی در پادگان اشرف چنین فشارهایی را اوردند که افراد خودشان را به اتش بکشند که خوشبختانه هیچ کس حاضر به چنین کاری در اشرف نشد،حالا هم کسی از این اعتصاب استقبال نخواهد کرد ولی مسئولین و فرماندهان این فرقه با ایجاد جو سازی و فشارهای روحی و روانی اسیران فرقه را در تنگنا و استیصال قرار خواهند داد.
رسوایی مجاهدین و به میدان آمدن رهبر فرقه
به هرحال، آقای مسعود رجوی که بوی رسوایی و فروپاشی به مشامش رسیده، ناچار برای حفظ پادگان اشرف، خود به صحنه آمد و در یک نطق پراحساس صوتی که برای اشرفیان پخش می شد از آنان خواست که باز هم به همان اشرف بچسبند و رهایش نکنند. جالب اینجاست که آقای رجوی طبق معمول با یک قدرتنمایی پوشالی (که پیش تر هم نمونه اش را در مورد تهاجم به ارتش آمریکا در صورت پیشروی به سمت بغداد دیده بودیم)، اشرف را محور کل جهان ارزیابی نموده…
یارو زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه
اما دلیل این پیام صوتی که اسمش را حضور گذاشته اند چه میتواند باشد شاید بقول آقای مسعود خدابنده که در مطلبی نوشته است:”….. آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد…”
آیا رجوی مرده یا خودش را به مردن زده
آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد؟
استقرار مجاهدین در عراق، خاستگاه کلیدی رجوی
رجوی از این نکته هشدار دهنده نیز غفلت نکرده است که در صورت هر گونه اقدام در خصوص اعمال محدودیت ها و همچنین اصرار بر اخراج و یا جابجایی مجاهدین به بیرون از عراق با واکنش شدید آنها و تا مرز از دست دادن جان شان پیش خواهند رفت. از محتوای پیام رجوی چنین بر می آید که ظاهرا خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا، گیر بسیاری از مشکلات مجاهدین را چه در عراق و چه در سطح غرب حل و برطرف کرده است.
سخنی کوتاه با دیو فراری
دیو پلید اردوگاه کار اجباری اشرف در نشستهای عمومی همواره مژده میداد که لحظه عملیات نهائی، یعنی عملیات بهمن کبیر در حال نزدیک شدن است، همگی باید بکوشند که از این فرصت مناسب کمال بهره را برده و ضربه نهائی را بر حکومت آخوندهای حاکم بر میهن وارد کنیم. اما باز هم مثل همیشه تمامی وعده و وعید های مسعود خان کشک از کار درآمد و هیچ سودی برای فرقه حاصل نشده
مسعود رجوی عنتری که همزمان با لوطی اش معدوم گردید
داستان مسعود رجوی دجال و جنایتکارو خائن هم حکایت عنتری است که مدت هجده سال (ازسال 64تا82) درکسوت یک عنتر وفادار برای جنایتکارترین عرب دشمن ایران زمین خوشرقصی کرده و جای دوست و دشمن را به لوطی اش (سیدالرئیس صدام) به بهترین نوع ممکن نشان داده است و لذا با سقوط ومرگ لوطی (صدام) درسال 2003 این عنتر(رجوی) دچار یاس وسرخوردگی و ناامیدی گردید و جان بجان آفرین تسلیم کرد.
جا بجا شدن سنگ قبر مسعود رجوی
مریدان رجوی برای اثبات زنده بودنش یک سنگ قبر در سایت های وابسته به مجاهدین از قبیل: آفتابکاران، ایران افشاگر، همبستگی ملی، مجاهدین و غیرو… برایش اختصاص داده بودند. عکس و مشخصاتش در روی این سنگها ثابت بودند. هراز گاهی یک جمله به آن اضافه میشد. آنهم متن پیامی بود که مسعود از درون قبرش داده بود. شاید هم مریم و دیگر وابستگانشان دوست داشتند که این جنازه چنین پیامی داده باشد. لذا خودشان آن را نوشته و زحمت اموات را کم می نمودند.
فرافکنی شاخص پیام ۸ آذر رجوی
گیریم که همه این عوامل جهانی دست به دست هم داده و حتی به تغییرات مورد نظر آقای رجوی هم منجر شوند، در این صورت تازه مشکل آقای رجوی با عنصر داخلی شروع می شود. اینکه در چنین فرضی این عنصر داخلی چه استقبالی از آقای رجوی خواهد داشت. کافی است ایشان نظری اجمالی به پل های شکسته پشت سر خود داشته باشند…مضحک ترین بخش پیام رجوی جایی است که ایشان برای فرار از توضیحات و پاسخ گویی به سوال اساسی و پیش روی قریب به سه دهه به هوادارانش روی به شاعرانگی می آورد و از زبان آلخو ویدال کوادراس، نایبرئیس پارلمان اروپا به وصف قرارگاه اشرف می پردازد…
رجوی قهرمان همانجا که هستی بمان
غرض من از این نامه این است که بگویم شما یک وقت مثل ما که گول شعارهای شما را خوردیم و الان اینجا گیر افتادیم ؛ گول این شعارهای ما را نخورید و فکر نکنید که رسیده وقت دیدار و به اشرف بیایید، نه الان برای دیدار اصلا وقت مناسبی نیست. بگذار دشمن بگوید شما در سوراخ موش هستید عیب ندارد ما اشرفی ها هم میگوییم” شیر همیشه بیدار سوراخ موشت را نگهدار” یا میگوییم رجوی قهرمان تو سوراخ موشت بمان” که با این شعارها توطئه دشمن را خنثی کنیم. برادر مسعود وضع ما در اشرف اصلا تعریفی ندارد خوب شد شما و خواهر مریم و بقیه فرماندهان به موقع فرار کردید وگرنه الان مثل ما فعالیتتان در عراق ممنوع شده بود ؛ گرچه فعالیت شما فقط هر از گاهی اطلاعیه دادن است

