مرا فریب دادید چند کلامی با مسعود رجوی
رجوی نیرویی می خواست که بی شبهه ترور کند آنان که فریب فتوای رجوی را خوردند
پنج دلیل برای طلاق اجباری اعضای مجاهدین خلق چرا مسعود رجوی طلاق را برای مجاهدین خلق اجباری کرد؟
چرا رجوی در سال ۵۱ اعدام نشد؟
این مطالب که اسناد آن از درون زندانهای شاه بیرون آمده بود کاملا با تبلیغاتی که فرقه به راه انداخته بود این شک و شبهه را ایجاد می کرد که رجوی با فعالیت های برادرش کاظم از اعدام در رفته است ولی بعد از نوشتن کتابی به نام” در دامگه حادثه”به نوشته پرویز ثابتی رئیس ساواک وقت این دروغ رجوی لو رفت و همگان دریافتند که وی در زندان نهایت همکاری را با ساواک داشته است.
۳۰ فروردین ۱۳۵۱ سالروز خیانت مسعود رجوی نسبت به بنیانگذاران فرقه
آیا سئوال شد چرا مسعود رجوی از اعدام گریخت؟ آیا شاه به همین دلیل از اعدام فردی که به قول خانم سهیلا صادق به اصطلاح ستاره دادگاه بود کوتاه آمد؟ بطور قطع و یقین و براساس اسناد موجود ساواک در پشت پرده رجوی ملعون با ساواک در معرفی و لو دادن اعضای فرقه همکاری تنگاتنگ داشته است
حاج مسعود رجوی”کی شود دریا ز پوز سگ نجس؟
این فرارهای گسترده و رو به افزایش نشاندهنده یک واقعیت هست و آن هم اینکه ما جدا شده ها و قربانیان این فرقه رجوی تا بحال هر چه در باره مناسبات ضد انسانی و جنایات، مزدوری و وطن فروشی و……. گفته ایم تماماً واقعی بوده و هر کسی که از چنگال و اسارت فرقه رجوی فرار میکند و لو با یک جمله و یا یک نامه و مصاحبه به موضوعات و مطالبی اشاره می کند که تائید کننده حرف هر جدا شده و یا منتقد و مخالف حاج مسعود رجوی بوده است.
مجاهدین از خیانت تا جنایت
مسعود رجوی حتی از خیانت به اعتماد بی دریغ اعضای فرقه خود، که بدترین نوع خیانت است، نیز دریغ نورزید و از انجام هیچ جنایتی علیه آنان خودداری نکرد و آنان را در قبال امتیازاتی که به دست آورد به صدام و دیگران فروخت که تعداد کثیر جداشدگان از این سازمان بسیاری از این خیانت ها و جنایت ها را افشا کرده اند.
۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان
باری بهر جهت بعد از گذشت چهل و چهار سال ما اکنون شاهد هزار و یک خیانت دیگر وی هستیم،اما اینبار نه تنها در حق نفرات ویارانش،که در حق مردم وکشورش.اکنون اوج و وسعت خیانتهای رجوی و باند فاسدش چنان بر هموطنان آشکار و مسجل شده است که خیانت او به بنیانگذاران سازمان را کاملأ تحت الشعاع خود قرار داده است.اما سرنوشت امروزی او و ترس و وحشتی که از مرگ دارد حداقل چهارده سال است که اینبار بطور شبانه روزی گریبانش را گرفته و رهایش نمیکند،مرگی که یک روزبرای همیشه با خفت تمام گریبان او را خواهد گرفت.
مسعود رجوی سناریو ۱۹ فروردین سال نود به قتل رساندن اعضای ناراضی فرقه ات بود؟
این جنگ نمایشی، کارزار اسارتگاه اشرف نبود بلکه نقشه ای از قبل طراحی شده بود که حاج مسعود رجوی ملعون دستور آنرا صادر و مریم قجر عضدانلو اجرا کرد وجنایتکاران و خائنانی همچون مژگان،بهاری و عادل ودیگر خونخواران،قاتلان اصلی هستند که ایاب و ذهاب کشتار اعضای ناراضی و مخالفان حاج مسعود رجوی و فرقه اش را دراین” کارزار” مهیا کردند
مسعود رجوی و خودستایی بی مانند!
رجوی در یک کلام نه بدنبال آزادی و نه رهایی خلق قهرمان بود ونه چیزی! او به تنها چیزی که فکر میکرد به خودش بود و اینکه به قدرت برسد.برای رسیدن به این هدف٬ حتی از زن و بچه و نزدیکترین یارانش هم مایه گذاشت! او شیفته خودش بود.همه چیز را اول برای خودش میخواست و به اعتقاد من٬همین خودشیفتگی اش بود که باعث نابودی سازمان و تشکیلاتش شد!
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین
مسعود رجوی سال هاست که با افکار مالیخولیایی و نارسیسیستی خود و با تصمیم های جنون آمیزش سازمان مجاهدین خلق را به جهنمی از نکبت و بدبختی برای اعضای خود تبدیل نموده و تمام راه های فرار را بر آن ها بسته است. هر سال با وعده و وعید های دروغین به اعضا، آنان را سرگرم می کند. افرادی که عمر و جوانی خود را در اسارت این سازمان گذرانده اند و اکنون پیر و فرتوت شده اند را همچنان فریب می دهد و از قربانی کردنشان در جهت اهداف پلید خود باکی ندارد و در خروج اعضا از کمپ لیبرتی تعلل می کند و یا آن ها را به کمک داعش می فرستد. مسعود رجوی سال هاست که خود را در پناه اسرائیل و آمریکا مخفی نموده است. خانواده های اعضا در سوز فراق عزیزانشان، مسعود رجوی را لعنت می کنند و از مجامع بین المللی درخواست نجات عزیزانشان و مجازات مسعود رجوی را دارند.
پیامی به رجوی خائن از خواهری دلتنگ
از نوشته ها و مقاله هایت در سایتهای کذایی ات معلوم است که به خط پایان رسیده ای و دیگر حرفی برای گفتن نداری این یعنی اعتراف به شکست، اعتراف به انحرافی که رفته ای و هزاران جوان این کشور را به دنبال خودخواهی ها و اهداف پلیدت کشانده و نابودشان کرده ای.
حاج مسعود رجوی با”پروژه شهید بازی” چه چیزی برای ایران و ایرانی آوردی؟
حاج مسعود رجوی در چند دهه گذشته به خوبی نشان داد که برای رسیدن به امیال حیوانی اش کمر به قتل تمام اعضای اسیرش در اسارتگاه اشرف و لیبرتی بسته بود و کشتن اعضا اسیر فرقه اش یک کار روتین و جاری بود. حاج مسعود رجوی در حسرت ریاست و بازگشت به ایران و خشم و کینه عمیق نسبت به خلق قهرمان ایران که او را ساپورت نکردند، انتقام همه ناکامی هایش را از اندک اعضای اسیرش میگیرد و همچون دیو تنوره می کشد و تا آخرین نفر باقیمانده اعضای اسیرش را قربانی می کند.
شخصیت مسعود رجوی ار دیدگاه جمعی از جدا شده ها و اعضاء سابق مجاهدین – قسمت چهارم
باند مذبور اصلی ترین دشمن خود را خانواده می دانست و در همان ابتدا به طرق پیچیده و ضد انسانی ریشه آنرا خشکانید همانطور که همه دنیا و کسانی که جدول ضرب سیاسی را بلد هستند تراژدی انسان کشی را در این رابطه از سال 1364 تا کنون می دانند و جای توضیح بیشتر نیست.
این نوع تحلیل ها بود که مجاهدین را به خاک سیاه نشاند!
این شخصیت ماکیاول گونه، مدعی بود که دروغ هرچه بزرگتر باشد وبیشتر تکرار گردد، مردم بهتر باورش خواهند کرد!رجوی درس گرفته ازاین جنایتکار تاریخی وآن نظریه پرداز ضد مردمی، چهار دهه ایست که براین راه میرود و باوجود اینکه این روش ضربات خردکننده ای بر سازمان داشت، اما ظاهرا برای خودش خوب بوده است!البته دراین میان، رجوی شرایط زمانی ومکانی رادرنظر نگرفته…

