خطاب به مسعود رجوی آزموده را آزمودن، خطاست
مسعود رجوی و خودستایی بی مانند!
رجوی در یک کلام نه بدنبال آزادی و نه رهایی خلق قهرمان بود ونه چیزی! او به تنها چیزی که فکر میکرد به خودش بود و اینکه به قدرت برسد.برای رسیدن به این هدف٬ حتی از زن و بچه و نزدیکترین یارانش هم مایه گذاشت! او شیفته خودش بود.همه چیز را اول برای خودش میخواست و به اعتقاد من٬همین خودشیفتگی اش بود که باعث نابودی سازمان و تشکیلاتش شد!
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین
مسعود رجوی سال هاست که با افکار مالیخولیایی و نارسیسیستی خود و با تصمیم های جنون آمیزش سازمان مجاهدین خلق را به جهنمی از نکبت و بدبختی برای اعضای خود تبدیل نموده و تمام راه های فرار را بر آن ها بسته است. هر سال با وعده و وعید های دروغین به اعضا، آنان را سرگرم می کند. افرادی که عمر و جوانی خود را در اسارت این سازمان گذرانده اند و اکنون پیر و فرتوت شده اند را همچنان فریب می دهد و از قربانی کردنشان در جهت اهداف پلید خود باکی ندارد و در خروج اعضا از کمپ لیبرتی تعلل می کند و یا آن ها را به کمک داعش می فرستد. مسعود رجوی سال هاست که خود را در پناه اسرائیل و آمریکا مخفی نموده است. خانواده های اعضا در سوز فراق عزیزانشان، مسعود رجوی را لعنت می کنند و از مجامع بین المللی درخواست نجات عزیزانشان و مجازات مسعود رجوی را دارند.
پیامی به رجوی خائن از خواهری دلتنگ
از نوشته ها و مقاله هایت در سایتهای کذایی ات معلوم است که به خط پایان رسیده ای و دیگر حرفی برای گفتن نداری این یعنی اعتراف به شکست، اعتراف به انحرافی که رفته ای و هزاران جوان این کشور را به دنبال خودخواهی ها و اهداف پلیدت کشانده و نابودشان کرده ای.
حاج مسعود رجوی با”پروژه شهید بازی” چه چیزی برای ایران و ایرانی آوردی؟
حاج مسعود رجوی در چند دهه گذشته به خوبی نشان داد که برای رسیدن به امیال حیوانی اش کمر به قتل تمام اعضای اسیرش در اسارتگاه اشرف و لیبرتی بسته بود و کشتن اعضا اسیر فرقه اش یک کار روتین و جاری بود. حاج مسعود رجوی در حسرت ریاست و بازگشت به ایران و خشم و کینه عمیق نسبت به خلق قهرمان ایران که او را ساپورت نکردند، انتقام همه ناکامی هایش را از اندک اعضای اسیرش میگیرد و همچون دیو تنوره می کشد و تا آخرین نفر باقیمانده اعضای اسیرش را قربانی می کند.
شخصیت مسعود رجوی ار دیدگاه جمعی از جدا شده ها و اعضاء سابق مجاهدین – قسمت چهارم
باند مذبور اصلی ترین دشمن خود را خانواده می دانست و در همان ابتدا به طرق پیچیده و ضد انسانی ریشه آنرا خشکانید همانطور که همه دنیا و کسانی که جدول ضرب سیاسی را بلد هستند تراژدی انسان کشی را در این رابطه از سال 1364 تا کنون می دانند و جای توضیح بیشتر نیست.
این نوع تحلیل ها بود که مجاهدین را به خاک سیاه نشاند!
این شخصیت ماکیاول گونه، مدعی بود که دروغ هرچه بزرگتر باشد وبیشتر تکرار گردد، مردم بهتر باورش خواهند کرد!رجوی درس گرفته ازاین جنایتکار تاریخی وآن نظریه پرداز ضد مردمی، چهار دهه ایست که براین راه میرود و باوجود اینکه این روش ضربات خردکننده ای بر سازمان داشت، اما ظاهرا برای خودش خوب بوده است!البته دراین میان، رجوی شرایط زمانی ومکانی رادرنظر نگرفته…
تنها عملیاتهای که حاج مسعود رجوی با موفقیت انجام میداد عملیات های فرار بود
باید از حاج مسعود رجوی سوال کرد: حاج مسعود رجوی بحث های شقه و قهر چه شد؟ حاج مسعود رجوی بحث های جرقه و جنگ چه شد؟ حاج مسعود رجوی بحث های انقلاب ایدئولوژیک که معادل ناو هواپیما بر گفته می شد چه شد؟ حاج مسعود رجوی بحث های خاتمی رئیس جمهور، ختم رژیم چه شد (خاتمی جام زهر نظام)؟) حاج مسعود رجوی از تیم های عملیات چه نتیجه ای …
داستانی که همیشه مخفی مانده است
سئوالم این است: چرا مسعود رجوی در مورد پوران بازرگان همسر محمد حنیف نژاد در طی این سالیان سخنی به میان نیاورد؟ مسعود رجوی درباره محمد حنیف نژاد صحبت های زیادی داشت، خاطرات زیادی را از او”از زندان تا خانه های تیمی” نقل می کرد. اما هرگز از زن وی حرفی، سخنی، خاطره ای بازگو نکرد. ترتیب صحبت هایش جوری بود آدم ها فکر می کردند…
شخصیت مسعود رجوی از دیدگاه جمعی از جدا شده ها و اعضای سابق مجاهدین – قسمت سوم
از آنجا که پیروان و هواداران این فرقه به تدریج نسبت به عملکرد و تئوری های ذهنی و عقاید رجوی و مسائل اخلاقی و بحران های عقیدتی و ایدئولوژیکی وی تضاد پیدا می کنند که این عوامل باعث بحران روحی و روانی آنها گردیده وطبیعتا به تدریج تمایل به جدا شدن از این فرقه پیدا نموده اند.در این مجموعه جمع کثیری از جدا شدگا ن فرقه رجوی هر کدام جدا گانه…
سایت سازمان مجاهدین فرقه رجوی مطالبی از قول رجوی انتشار داد
رجوی خودباخته فراری شاید لانه موش را مداری متکامل تر می داند و آن را سرفصل جدیدی در مبارزات خود ثبت می کند، آسمان و ریسمان به هم می دوزد، به یقین روزی از آن مدار (لانه موش) خارج می شود و آن را و به اجبار طبق معمول به آنان تحمیل می کند که این دوران با کائنات ارتباط داشته و برای تکمیل رسالتش به لانه موش خزیده است.
شخصیت مسعود رجوی ار دیدگاه جمعی از جدا شده ها و اعضای سابق مجاهدین – قسمت دوم
یکی دیگر از خصلت های رجوی روحیه نظامی گری و بی رحمی است البته بی رحمی او در داخل تشکیلات نسبت به حق افراد وزنان وکودکان ثابت شده است. یادم می آید اپراتورداشت منظره هایی از ایران و جاده هراز را نشان می داد که رجوی گفت اگر گفتید اینجا به درد چه کاری می خورد بعضی فکر می کردند الان می گوید به درد پارک جنگلی و تفریگاه می خورد اما رجوی گفت: می شود زاغه مهمات درست کرد و هزاران تن مهمات در آنجا جا سازی کرد چه زاغه مهمات های جالبی می شود.
مسعود کجایی؟ دقیقا کجایی! دلم برای وعده های سرنگونی تنگ شده
هدف رجوی از این وعده ها از سویی امید بخشیدن به اعضاء دربندش و از سویی بیگاری و استفاده ابزاری از آن ها بود تا بتواند وقت بیشتری برای ادامه حیات کسب کند و الا خودش هم می دانست راه به جایی نمی برد، از طرفی با برگرداندن انگشت تقصیر به سمت اعضاء، آن ها را مقصر عدم تحقق سرنگونی معرفی می کرد فلذا اعضاء ملزم به تلاش بیشتر می شدند. اما آیا می دانید که مسعود برای تضمین وعده سرنگونی چه قولی داد؟

