شخصیت مسعود رجوی ار دیدگاه جمعی از جدا شده ها و اعضاء سابق مجاهدین – قسمت چهارم

مقدمه
دراین مجموعه سعی شده است که نحوه ارتباطات مسعود رجوی با اعضاء و هواداران و پیروان او را مورد بررسی قراردهیم که طی سالیان درازی با ترفند های مختلف در جهت جذب و حفظ و نهایتا استثمار آنها با روش های متعدد و با استفاده از برنامه های هماهنگ شده ذهن همه آنها را مجاب ساخته و به آنها القا نموده که او دارای استعداد نبوغ  یا دانش ویژه ای است.
همچنین در این مجموعه سعی شده که توصیف شود چگونه رهبر یک فرقه برای جذب، حفظ و اداره افرادش توانسته است تا خانواده، شغل، سابقه کاری و دوستان خود را برای پیروی از رهبر خود رها کنند و چگونگی تکریم و ستایش افراد را روی خود متمرکز نماید.
از آنجا که پیروان و هواداران این فرقه به تدریج نسبت به عملکرد و تئوری های ذهنی و عقاید رجوی و مسائل اخلاقی و بحران های عقیدتی و ایدئولوژیکی وی تضاد پیدا می کنند که این عوامل باعث بحران روحی و روانی آنها گردیده وطبیعتا به تدریج تمایل به جدا شدن از این فرقه نموده اند.
در این مجموعه جمع کثیری از جدا شدگان فرقه رجوی هر کدام جدا گانه با توجه به شناختی که طی سالیان حضورشان در آن فرقه داشته اند مطالبی را بیان می نمایند.

20-حقوق خانوادگی
      باند مذبور اصلی ترین دشمن خود را خانواده می دانست و در همان ابتدا به طرق پیچیده و ضد انسانی ریشه آنرا خشکانید همانطور که همه دنیا و کسانی که جدول ضرب سیاسی را بلد هستند تراژدی انسان کشی را در این رابطه از سال 1364 تا کنون می دانند و جای توضیح بیشتر نیست.
واما بطور مثال یک خانواده که در هر جامعه ای از اسلامیت تا لائیک و…. به اعتبار انسجام است که دارای حقی خدشه ناپذیر است و تمامی قانونمندی های اجتماع بر پایه همان تشکل اولیه پایه ریزی می شود این باند آنقدر ضد قانون و حق و حقوق هستند ماده اصلی که اصول روی آن گذاشته می شود نابود کرد تا محملی نباشد که او را مجبور به پاسخگویی کند. بله این است حقوق فشل تولیدی جانیان .گفتم خانواده در نظر بگیرید یک خانواده چهار نفره به چه سرنوشتی می افتد.
      الف- مرد خانواده به دلیل عدم قبول استراتژی غلظ ضدیت می کند و به زندان دبس(یکی از مخوف ترین زندان های عراق) می افتد و تحت شدیدترین شکنجه است.
      ب-زن خانواده زیر فشار مجبور به موضع گیری علیه همسر، و حتی وی را(همسر خود را) متهم به فساد و خیانت می کند.
      ج-پسر خانواده به نقطه نا معلومی از این کره زمین اعزام و تحویل یتیم خانه ای در زیر زمین می شود که تا سالها نوکری کرده و بعد از ده سال وقتی از او می پرسید چه شد؟ همه اش از پوست کندن سیب زمینی و پیاز و امثالهم می گوید.
      د-دختر خانواده نیز همین طور و اساسأ خواهر وبرادر دیگر همدیگر را نمی شناسند.
پدر از فراق فرزندان دق می کند و مادر نیز از تناقض کار تحمیلی که کرده و باعث از هم پاشیدگی خانواده شده دیوانه می گردد واین خانواده نوعی هست و همه خانواده ها به همین سرنوشت مبتلا و این واقعأ شق نرمال آن بود که بیان شد.
      خیانت به خانواده های داخل و خارج از کشور:
      باند رجوی در تمامی سالهای گذشته همیشه صد در صد تلاش کرده که هیچ خانواده ای از فرزندان خود کوچکترین ردی نداشته باشد تاکتیک مورد استفاده برای پیشبرد این کارها که در جهت نابودی این خانواده در راستای امیال خود بوده برای تمامی خانواده های داخل کشور بدون اطلاع فرزندانشان نامه های جعلی همراه عکس و پوستر سران باند با متن های تحریک کننده می فرستاد البته با آدرس های جعلی و مجهول خارج کشور در صورتیکه همه آنها افراد بدبخت در داخل سیم خاردار های پادگان های اشرف و غیره بودند. از این ترفند چند هدف ضد انسانی دنبال می شد.
      الف) اغلب نامه ها چون خط ایجاد تضاد بین خانواده ها با مراجع امنیتی ایران بود طوری ارسال می شد که 80 در صد بدست مسئولین و مراجع امنیتی ایران برسد و از این کانال وانمود شود که فی الواقع ارتباط بین افراد و خانواده هایشان هست تا نتیجتآ ایران را تحریک به اقدام جدی در این خصوص کند و این تضاد تشدید شده و همچنان خط فعالیت جعلی از این طریق اکتیو نگه داشته شود به بهای قربانی کردن خانواده های بی اطلاع.
      ب)در سرفصل هایی که نمایندگان حقوق بشر طبق پریود جاری به ایران سفر می کردند باند مذبور از جانب همین نیروهای بی اطلاع مجددا طبق همان محور اول اقدام می کردند تا از رابطه احساسی خانواده و فرزند گمشده که واقعا هیچ ارتباطی ندارند سوء استفاده کرده و عده ای را صرفا برای اثبات یک جرقه خشونت از جانب جمهوری اسلامی در برابر آن نمایندگان به هدف خود برسند در این رابطه وقتی عضوی به نام مهدی اهل شمال از رجوی خواست این ترفند را بازکند منجر به محکومیت فرد مربوطه و اشد مجازات شده واضافه شد خلق حق خوری کرده و خودش بایستی تاوان پس بدهد.
      ج) در جلساتی که رجوی با عموم افراد خود در مقاطعی مشخص داشت یکی از محورهای تصمیم گیری و بحث حول تعقیب و تنبیه خانواده ها و اعضاء جدا شده از این باند تبهکار در داخل و خارج از ایران بود و برای این کار ابتدا نظرسنجی تحمیلی و سمبلیک مثل همیشه انجام می شد و برای خر کردن هر کسی که می خواست انتقادی در این زمینه بکند مشروعیتی باشد و سپس جوخه ها طبق نظرسنجی بعدی مشخص می شد و برای آنها کلاس های تخصصی در جهت چگونگی مزاحمت و اذیت و آزار ونهایتا مجبور کردن ناراضیان به سکوت گذاشته می شد و سپس اعزام می شدند وبه اشکال مختلف که خیلی از سوژه های مورد نظر سربه نیست می کردند و خیلی ها را با فشار پشیمان می کردند وبعضی ها راهم با پول موقتی ساکت می کردند.
      یک خاطره در زمینه اوج رعایت حقوق بشر در مناسبات این باند به نظرم رسید به شرح ذیل:
      در یک مقطعی پادگان این فرقه مورد تهاجم موشکی و هوایی بود عده ای زندانی جنگی و عده زیادی ناراضی زندانی اند افراد خود که در سلول بودند از مسئولین آنها خواسته بودند برای امنیت آنها فکر جان پناه و سنگر بشود طبق فتوای مسعود و مریم کسی که جزء آنها نیست انسان و بشر محسوب نمی شود و تلاش برای امنیت آنها بر خلاف اصول تشکیلات است بطور دقیق خود من در خرداد یا تیر ماه 78 وقتی در انفرادی بودم دچار چنین موردی شدم به آنها گفتم طبق اصول حقوق بشر مرا به جای امنی منتقل کنند فردی به نام فرهاد الفت (منوچهر) معاون زندان های آنها گفت طبق این بخشنامه کتبی صادره از ستاد کل حقوق افراد در نه گفتن به رجوی دیگر معنی ندارد و ما دیگر مسئولیتی نداریم.
      بارها و بارها رئیس این فرقه در نشست هایی معروف به کال کنفرانس با نمایندگی خود در کشورهای اروپایی به آنها تاکید می نمود که در اولویت فعالیت آنها خر کردن پارلمانترها در جهت پیشبرد شکلی شعار حقوق بشر باشد و حتی در اعلام آمار امضاء پارلمانترهای اروپایی از واحد حیوانات یعنی راس نام می برد.
21-انواع زندانها و نحوه شکنجه کردن.
      مسعود رجوی قرارگاه اشرف را که شهر مریم و پاک ترین شهر دنیا قلمداد می کند در بطن این قرارگاه زندان های مخوفی قراردارد که روزانه پذیرای پاک ترین جوان های ناراضی از استراتژی غلط رجوی می باشد زندان ها به سه دسته ی مختلف تقسیم شده اند که عبارتند از:
1) زندان درون یکانی
2)زندان افراد سابقه دارو تشکیلابی سازمان
3) زندان افراد رده پایین
*زندان درون یکانی:
      افرادی که به هر عنوانی نمی خواهند در سازمان باقی بمانند به مدت یک هفته یا بیشتر در درون اتاق مجزایی به اسم بنگال زندانی می شوند و توسط افراد رده بالای آن قسمت شبانه مورد ضرب وشتم قرارمی گیرند و به اندازه ای مورد شکنجه قرارمی گیرند که بایستی به تصمیمی که برای خارج شدن ازسازمان گرفته اند صرف نظر کنند و در برابر عکس رجوی سر تعظیم فرود بیاورند و توبه کنند که دیگر چنیین چیزی از آنها سرنزند. شکنجه های اعمال شده عبارتند از:
      -ضربه زدن مستمر روی سر با فانوسقه نظامی
      -ضربه زدن به روی کلیه ها با چوب و صندلی
      -ضربه زدن به دماغ با مشت
* زندان افراد سابقه دار و تشکیلاتی سازمان:
      این زندان به اسم زندان مرکزی می باشد که در درون محوطه ای بزرگ با سلول های انفرادی ساخته شده که هر سلول به صورت جداگانه دور تا دور آن دیوار بلند کشیده اند و زندانی با هیچ کس رابطه ای ندارد افراد ناراضی در درون این سلول بایستی د رانتظار بازجویی به سربرند باز جوی این زندان شخصی بنام نادر رفیعی می باشد او در اتاق بازجویی افراد را به دیوار آویزان می کند و با ضربه زدن به جاهای حساس زندانی به زور از او اعتراف می گیرد و علی العموم اتهامات رابطه با زنان و دزدی اموال سازمان وسرقت مدارک طبقه بندی شده و ترویج فرهنگ جمهوری اسلامی در میان سایرین برای زندانی ثبت می کنند که شاید با این حیله بتوانند زندانی را بترسانند و توبه کند و دوباره به مناسبات سازمان باز گردد
      در داخل سلول هم زندانبانانی به اسم مرزبان و سید سادات در بندی شکنجه های خاص خودشان را روی زندانی اعمال می کنند.مثلا عدم رسیدگی بهداشت سلول و ندادن حتی قرص سردرد به زندانی و یا نصف شب با ایجاد رعب و وحشت به در ب سلول با آهن کوبیدن و ده ها موارد غیر انسانی دیگر به خاطر در هم شکستن عزم راسخ زندانی برای تن ندادن به عوام فریبی رجوی.
* زندان افراد رده پایین
        این زندان هم به صورت سلول انفرادی می باشد وقتی زندانی وارد سلول می شود ابتدا تا پایان مراحل بازجویی مورد شکنجه زندان بان و بازجو قرارمی گیرد و بعد از اعلام حکم کمیسیون قضایی مسئول زندان سید سادات در بندی با دادن یک سری امتیازات به زندانی از قبیل هواخوری وفراهم کردن تلویزیون ویخچال در سلول برای زندانی او را در یک دوراهی قرار می دهند که دوباره فریب نیرنگ های رجوی بخورد و توبه کند و به درون تشکیلات برگردد.
      اینجانب که حدود 10 سال در درون تشکیلات سازمان بودم و هر نوعی از شکنجه در درون زندان های رجوی متحمل شدم و توسط باز جوی زندان نادر رفیعی مورد شکنجه قرار گرفتم و از صبح تا ظهر به دیوار آویزان می شدم و با زور ازمن می خواست اعتراف بگیرد که رابطه ی نامشروع بازنان سازمان داشته ام و یا مدارک طبقه بندی شده را سرقت کرده ام و به ایران فرستاده ام.
      رجوی با ادعا های آزادی و جامعه بی طبقه توحیدی زندان هایی برای افراد خودش ساخته است که دست جنایتکارانی چون هیتلر را از پشت بسته است و برایش تنها چیزی که مهم است بقای خودش به عنوان مسئول اول بودن در فریب دادن نسلی از جوانان ایرانی اعم از زن ومرد که او را به عنوان رهایی دهنده مردم ایران عبادت کنند امادر ماورای این همه نیرنگ ها ودورویی ها هر صدای اعتراضی را در نطفه خفه می کند و نمی گذارد کسی از او انتقادی داشته باشد و افرادی هم که در خدمت او در زندانها به عنوان زندانبان و بازجو وشکنجه گر ورئیس دادگاه ودستیاران دادگاه افراد ناراضی را با شدید ترین وضد انسانی ترین شیوه ها مورد شکنجه قرار می دهند و برای خوش رقصی در برابر رجوی از عدالت و مساوات در زندان به اراجیفی همچون(دنیای خواهر مریم و انقلاب خواهرمریم شرک های درون افراد زندانی را می زداید و به دنیای خواهر مریم برمی گردند) اما در زندان از شکنجه و هتک حرمت چیزی به زبان نمی آورند.
      آری این است دعاوی انقلابی گری رجوی خفقان،شکنجه، مغز شویی، فریب، نیرنگ و تهی کردن وجود انسانی افراد سازمان برای تداوم حیات خودش به عنوان رهبروتنهاآلترناتیودر ایران
بیدادگاه رجوی:
      افراد جداشده از سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق تحت رهبری مسعود رجوی در دادگاه های فرمایشی به بند محاکمه کشیده می شوند این دادگاه زایده یکی دیگر از کمیسیون های شورای ملی مقاومت به اسم کمیسیون قضایی می باشد ودر محتوا اخص افراد ناراضی و جداشده ازسازمان می باشد و در هر زندانی از قرارگاه اشرف این دادگاه ها وجود دارد و افرادآن تشکیل شده از:
-رئیس دادگاه: زن
-دستیاراول: زن
-دستیاردوم: مرد
-دستیارسوم: مرد
– منشی دادگاه: مرد
-وکیل مدافع: مرد
      در یکی از این بیدادگاه ها که رئیس دادگاه مرضیه بابا خانی و دستیارانش شهین و محمود قائمشهر و کاک صالح بودند در سال 78 محاکمه شدم و مدت یک سال به حبس محکوم شدم این دادگاه در دو جلسه پی در پی برگزار شد و محل آن در قرارگاه اشرف بود و قبل از دادگاه مدت 15 روز توسط بازجو نادر رفیعی بازجویی و شکنجه شدم رجوی که منکر زندان وشکنجه بوده و خودش را از حامیان حقوق بشر و دایه آزادیخواهی می نامد زندان و شکنجه را برای افراد خودش دایر کرده که از ریزش نیرو جلوگیری کند.
      بعد از اجرای حکم دادگاه زندانی را به سلول انفرادی می برند و مثل حیوان با او رفتار می کنند و حتی از او تعهد می گیرند که بعد از اینکه از زندان آزاد شد اگر کوچکترین اطلاعات ویا همکاری با جمهوری اسلامی بکند توسط جوخه های مرگ رجوی در هر کجا که باشد از بین خواهد رفت و این ترس را در جلوی روی زندانی قرارمی دهند که حتی تا پایان حبس هم شکنجه روحی بشود.
      شگرد های شکنجه در زندان های رجوی بعد از اجرای حکم چند برابر می شود و واقعا زندانی در یک مرگ طاقت فرسا بسر می برد و باید در انتظار مرگ باشد.
(پایان)

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.