گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
مراسم گرامیداشت ترور و خشونت را تحریم و محکوم کنید
ما به شما توصیه می کنیم که در چنین مراسمی که از جانب یک سازمان فرقه گرا و تروریستی برگزار می شود شرکت نکنید. چون که این سازمان علی رغم اینکه خودش را دمکراتیک ترین گروه سیاسی می داند و مدره نمایی می کند ولی همه ساله سالروز خشونت و ترور را گرامی می دارد و روی استراتژی ترور و خشونت اصرار می ورزد.
زاویه های انحرافی دیگر مجاهدین در روزهای اول انقلاب – ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
موج های ترورهای کور که شامل عموم مردم و پاسداران و مسئولین دولتی میشد به واسطه شرایط روزهای اول انقلاب و سطح پایین حفاظت های امنیتی هرچند روز اجرا میشد. خیلی از ترورهای کور که به عملیات مهندسی معروف شده بود فقط براساس مشاهدات گشت های موتورسیکلت دونفره مجاهدین قناعت نمودن به شکل ظاهری افراد، بی آنکه شغل و اسم فرد حتی چک شود
نگاهی به کارنامه سراسر خیانت رجوی از سی خرداد سال شصت تا کنون
بله سازمانی که در سال شصت تعداد قابل توجهی را به تظاهرات در تهران کشانده بود اکنون حدود سه هزار و سیصد نفر نیروی سالخورده و بیمار دارد که در کمپ لیبرتی عراق گرفتار هستند و منتظر انتقال به کشورهای امن ثالث هستند و سازمان اکنون برای برگزاری مراسم همان سی خرداد سال شصت که آن همه خطر کشته شدن و دستگیری داشت ؛ بقول خودش پانصد هزار نفر را به خیابانها کشانده بود قادر نیست که پانصد نفر را به این مراسم بی خطر بیاورد و مجبور هست که از چند ماه قبل با خرجهای کلان و با وعده و وعید های دروغین عدهای از افغانی ها و دانشجویان بلوک شرق و آفریقایی ها را به این مراسم رسوا و تکراری و بی رونق بکشاند. و به نظر بنده دلیل اصلی این وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین در شرایط کنونی کارنامه سیاه و سراسر خیانت بار رجوی در این سالیان هست که در بالا به گوشه ای از از به صورت گذرا اشاره کردم.
چند کلامی در رابطه مهران کاکاوند٬ تروریست فرقه رجوی
این آقا مهران کاکاوند که از دوستان قدیمی ما بوده است٬ ظاهرا کفگیر سازمان بدجور به ته دیگ خورده است که این”شازده پسر” زرنگ شده و دست بزن پیدا کرده است! مهران کاکاوند از بریده های خیلی رو و روشن سازمان بود. بطور خاص٬ بعد از سال 1370 که طلاق های اجباری در سازمان عمومی شد و او هم مجبور بود که زنش را طلاق دهد و دو دستی تقدیم”برادر مسعود” برای انداختن در خمره رهایی کند٬ مهران کاکاوند بشدت بقول بچه های سازمان٬” فشل” شد! یعنی که پنچر شد!
یک خاطره از داستان سی خرداد!
زمانی که در سازمان بودیم٬ از حدودا یکماه قبل از سی خرداد٬ با بعضی از بچه ها در خصوص خاطراتشان از سی خرداد مصاحبه هایی ضبط میکردند که در ایام سی خرداد٬ از برنامه تلوزیونی شان پخش کنند. بقول خودشان برنامه سازی میکردند. تو سالهای 67 -68 معمولا از بچه هایی که بطور واقعی روز سی خرداد حضور داشتند استفاده میشد. مثلا کسانی که یا سابقه دستگیری در سی خرداد داشتند یا عملیات بقول سازمان چریک شهری داشتند یا روزنامه فروشی کردند و خلاصه کسانیکه در صحنه خودشان بودند مصاحبه میگرفتند.
حمله به آقای منصور نظری، ادامه سلسله اقدامات تروریستی فرقه رجوی
هنوز جوهر خروج نام فرقه رجوی از لیست سیاه کشورهای غربی خشک نشده است که رجوی ها به هر روش ممکن دست به اقدامات خشونت طلبانه و تروریستی زده و دنبال کسب سلاح هستند. آخرین نمونه این گونه اقدامات حمله به آقای منصور نظری یکی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی و مورد ضرب و شتم قرار دادن وی می باشد. تصویر زیر مربوط به آقای نظری است که در اوایل خرداد مورد هجوم عوامل فرقه رجوی قرارگرفت و از ناحیه گردن مجروح شد. البته اشتباه نکنید این حمله در قرارگاه فرقه صورت نگرفته بلکه در یکی از خیابان های پاریس و کشور مهد آزادی و در جلوی دید مردم و پلیس آنجا انجام شده است تنها به این اتهام که آقای نظری در اکسیونی شرکت داشته و علیه رجوی ها افشاگری نموده است.
سیروس غضنفری: واقعیت ها و خیانت ها ازسی خرداد ۶۰ تا سی خرداد۹۴
رهبران سازمان میخواستند با کمک صدام درداخل انقلابی دیگر بکنند و با این هدف بود که به صدام کمک کردند و هر روز در کشور یک تظاهرات یا انفجار ویا ترور شروع شد، واین کمک دیگر رجوی به صدام بود که حکومت نتواند تمام عیار فکرش به جهبه ها باشد وبعداً رجوی دید که شرایط اینطورکه هست نخواهد بود وهمه چیز لو خواهد رفت
سی خرداد ۱۳۶۰، سرآغاز خشونت و ترور
حال اگر پس از این سالها نگاهی به دستاوردهای تروریستی این فرقه بنماییم به روشنی مشخص است:نه آنکه این دور از خشونتها هیچ تاًثیر مثبتی بر جامعه ایران نگذاشته بلکه هیچ کمکی نیز حتی به مسئولین این فرقه در جهت دستیابی به اهداف شومشان نکرده است. تنها نتیجه این دور از خشونتها هزاران کشته، مجروح و مصدوم بوده است.در جریان این دور از عملیات تروریستی فرقه مجاهدین خلق هزاران انسان بیگناه کشته شدند. صدها کودک، زن و مرد اعم از پیر و جوان در خون خویش غلطیدند بی آنکه هیچ گناهی مرتکب شده باشند.
سی خرداد سرآغاز جنایتها و خیانتهای فرقه رجوی
بعداز سی خرداد سال 1360 ٬ سازمان وارد مسیری شد که محکوم به نابودی و شکست بود! هرچه زمان میگذشت جنایات و خیانتهای رجوی بیشتر میشد! آنها وارد مبارزه ای مسلحانه با کشور خود و مردم خود شدند.از به کشتن دادن نیروهای خود در درگیری های خیابانی و کشتن بعضا نفرات عادی کوچه و خیابان٬ به بهانه و با توجیه اینکه طرف با مسجد محله اش همکاری داشته یا در مسجد نماز میخوانده است پس حزب الهی است و باید کشته شود تا دادن خط وخطوط غلط به کسانیکه در درگیری یا ماموریتهای خیابانی دستگیر میشدند.
مفهوم ارتش آزادیبخش از زبان رجوی
چندین سال به عقب برگردیم همین مناطقی را که الان داعش در آن قتل عام می کنند مثل جلولا و قره تپه در سال 69 در هنگام سقوط صدام عرصه لشگر کشی ارتش به اصطلاح آزادیبخش رجوی بود که برای نجات دولت صدام مردم کردستان عراق را ازخالص تا حمرین و از حمرین تا جلولا،کلار،کفری و قره تپه قتل عام کرد و دستور داده بود به هیچ کس رحم نکنید و اسیرهم نگیرید.
کشتار ۱۹ فرودین ۱۳۹۰ از زبان شاهدان
وقتی که سوال کردم که ایا فرماندهان در صحنه بودند یا از پشت صحنه با بلندگو فقط تشویق می کردند؟ جواب داد که تعداد زیادی از فرماندهان بالا و فرماندهان ستادی در کنار ایستگاه مشروح اب بودند، وقتی درگیری شروع شد تماما رفتند پشت صحنه هیچ کسی باقی نماند. جوهره جمع بندی نشست مسعود رجوی این بوده که ما در این جنگ پیروز شدیم و بردیم اگر اگر ۵۰۰ نفر هم کشته می دادیم باز به سود ما بود و برد با ما بود و ارزش آن را داشت. الان در تمام دنیا اشرف به رسمیت شناخته شده ودیگر کسی نمی تواند به اشرف چپ نگاه کند و این بیمه نامه ما شده است. این خون هایی که ریخته شده دولت عراق پاسخگو است و باید جواب گو باشد به جوامع بین المللی مسئول این خونریزی دولت عراق است.

