نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
به بهانه خبر درگذشت زهره بنی جمالی در کمپ اشرف 3 گردباد مرگ در تشکیلات رجوی
تیر خلاص ایالات متحده بر پادگان اشرف
پادگان اشرف در واقع ظرف ایدئولوژیکی رجوی است. یعنی محیطی از هر حیث مناسب برای پیشبرد ایدئولوژی بیمارگونه رجوی. خصوصیات ایزوله بودن و محدود سازی این پادگان را برای بازی های سادیستی رهبر مجاهدین ایده آل ساخته است. علاوه بر دلایل حیثیتی، شاید این اصلی ترین دلیل رجوی برای حفظ اشرف به هر قیمت بوده باشد.
عاقبت مزدوری مجاهدین، فلاکت و ترس است
فرقه ای که روزگاری به دلیل اینکه مزدوری برای صدام، آمریکا و اسرائیل خریدار داشت، ادعا می کرد « تنها آلترناتیو و جانشین » برای جمهوری اسلامی است و در خارج گود لاف از توان سرنگونی می زد. امروز که دیگر با سرنگونی دیکتاتور عراق یتیم شده و تاریخ مصرفش هم تمام شده و آنقدر بی ارزش شده است که اربابانش بیشتر از پول توجیبی که بابت جاسوسی در مورد پیشرفت های علمی ایران و خوش خدمتی برای خراب جلوه دادن وضعیت داخل ایران به او می دهند
کمپ موقت ترانزیت، طناب دار مجاهدین
مجاهدین بخوبی میدانند کسانی که در حال حاضر در کمپ موقت ترانزیت بسر میبرند دیگر هیچ عضویتی در تشکیلات مجاهدین نداشته و صرفا”پناهجویانی” هستند که مثل هر کمپ پناهندگی دیگر در سراسر دنیا منتظر رسیدگی به وضعیت شان توسط کمیساریای عالی پناهندگان هستند. بنابراین هرچه زمان میگذرد کمپ موقت ترانزیت نیز در عراق به عنوان یک کمپ پناهندگی رسمیت بیشتری پیدا میکند و مجاهدین هم باید بیشتر به قوانین آن تن دهند و این همان طناب داری است که مدتهاست در انتظار مجاهدین بوده که از این سرنوشت محتوم گریزی نیست.
عقب نشینی و اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از سنگر استراتژیک اشرف – قسمت اول
با توجه به اینکه پادگان اشرف درطی سالیان بعنوان نماد و ظرف تشکیلاتی فرقه رجوی تلقی میشد و درحقیقت رجوی ها تمامی سرمایه های مادی ومعنوی خود را دراین پادگان متمرکز کرده بودند با عقب نشینی و اخراج اولین گروه، یک ضربه سخت بر پیکر تشکیلات پوسیده رجوی وارد می شود.چرا که سرکردگان این فرقه علیرغم تمامی شعارها در حفظ اشرف به هرقیمت بالاخره مجبور به عقب نشینی از تمامی این شعارها شدند
عقب نشینی آمریکا از عراق و از دست رفتن پشتوانه مجاهدین
نشریه”دی سایت” در مطلبی نوشت: حدود 3400 نفر از اعضای گروه مجاهدین در سالهای 1980 در کمپ اشرف(که اخیرا به عراق جدید تغییر نام داد) در عراق در امنیت زندگی می کردند. نویسنده در ادامه به وضعیت بد ساکنان کمپ اشرف پس از عقب نشینی نیروهای آمریکایی از این کشور و ازبین رفتن امنیت آنها اشاره کرده و در بخش دیگری از این مطلب نوشت: راه سخت و سراسر رنج ساکنان اردوگاه اشرف در عراق تازه شروع شده است. با بازگشت نیروهای آمریکایی از عراق ساکنان این اردوگاه نیز با بی توجهی حکومت عراق روبرو شده اند.
دوران ما بعد اشرف
رجوی در دسته بندی های سیاسی به یارگیری های جدید روی آورده و بیشتر از سیاستمداران اروپایی، به سیاست بازان امریکایی و اسرائیلی روی آورده است. رجوی باور دارد؛ کشورهای اروپایی مجبور به تابعیت از جهت گیریهای آمریکا هستند. به هر حال و با هر کم و کیفی؛ کمپ اشرف بسته خواهد شد. و با تخته شدن درب اشرف؛ رجوی یکی از پایه های استراتژی خود را از دست خواهد داد. کشورهای اروپایی و غربی محل عمده تمرکز فیزیکی مجاهدین خواهد بود.
جابجایی و بروز تناقضات و تضادهای درونی سازمان مجاهدین
معلوم نیست که از کی رهبری سازمان برای آزادی اینقدر منزلت و ارزش قائل شده است. مگر همین آقای رجوی بارها و بارها آزادی را معادل سرکشی و عصیان تشکیلاتی تعبیر نکردند. مگر همین رجوی با تبیین و تئوریزه کردن محاط تشکیلاتی عملا و علنا به مقابله و جنگ با آزادی های ادعایی نرفت و آن را مهلک تر از سم برای تشکیلات اش معرفی نکرد؟ اینها البته بحث های قدیمی و تکراری است که چندان طرح آنها ضرورتی ندارد. و اصلا یادآوری این تناقضات هم برای کسانی که خود بهتر از هرکس بر چند و چون این اعتراضات و بیانیه نوشتن ها اشراف و اذعان دارند، اثر و فایده ای ندارد.
ابراز خرسندی کانون ایران قلم از آغاز ترک پادگان اشرف
رجوی و تشکیلات وی در عراق ضربهای استراتژیک و جبران ناپذیر و فراموش ناشدنی را دریافت کرده است و از همین رو که هرگز تا پایان و ترک خاک عراق دست بردار نخواهد بود و باز هم با سنگ اندازیهای مستمر در مسیر پناهندگی واقعی افراد اسیرو گروگان دراشرف ایجاد مشکل خواهد کرد، اما اکنون دیگر کار از کار گذشته است چون با باز شدن پای محاکم حقوقی چون سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی رجوی همه چیز را یک جا باخته است و قادر نیست شرایط را به گذشته بازگرداند.
بر باد رفتن ناموس های رجوی
سیاج های اطراف اسارتگاه اشرف بعنوان ناموس برای نفرات اشرف مشخص شد و می بایست از این ناموس دفاع می کردند اما بعدها وقتی خانواده ها با ایستادگی خود کاری کردند که سیاج های اضلاع مختلف قرارگاه کنده شود، رجوی که می دانست هرگونه مقاومت ممکن است موقعیت او را به خطر بیاندازد نه تنها اعتراضی به این بی ناموسی نداشت بلکه ضمن قبول آن حقیرانه فقط به ماندن در اشرف قانع بود.
طرحهای فرقه رجوی برای جلوگیری از انتقال ۴۰۰ عضو این فرقه شکست خورد
سران فرقه مافیایی رجوی با پرداخت میلیونها دلار در اروپا و امریکا به نمایندگان سابق و از کار افتاده و برگزاری انواع و اقسام شوها با حضور شخص مریم قجر نتوانستند دولت قانونی عراق را از تصمیم خود مبنی بر بستن اسارتگاه اشرف منصرف کنند لذا سران فرقه مجبور شدند سناریو و طرحهایی را پیاده کنند تا از فروپاشی تشکیلات فرقه گرایانه خودشان جلوگیری کنند که این طرحها هم با تصمیم قاطع دولت عراق برای جابجایی اعضاء فرقه از اسارتگاه اشرف به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) شکست خورد.
جستجوی سرنگونی این بار در کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) با فریبکاری جدید
چیزی که بسیار قابل لمس بوده دروغ بودن تمام خط و خطوطی بود که رجوی سالیان بر آن تاکید داشت و آن هم چیزی نبود جز نگهداشتن قرارگاه اشرف چرا که همه هست و نیست خود را در اشرف جستجو می کرد و اکنون مریم نیز در اروپا این پشتوانه خود را از دست داده است و سعی دارد با شانتاژ باز هم دست به فریبکاری زده و از وضعیت نامساعد کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) حرف بزند چرا که فکر می کند که انگار انتظار داشته سران فرقه با همه جنایت و کشتاری که در ایران و عراق مرتکب شدند آنان را در هتل پنج ستاره اسکان بدهند.
روز پاسخگوئی رجوی ها نزدیک است
سران فرقه نتوانستند این اشرف را که ظرف فرقه گرائی شان بود حفظ کنند و اکنون بجای اینکه میخ ماندگاری اشرف را بکوبند میخ تابوت اشرف با شروع این جابجائی کوبیده شد و بزودی هم این ظرف فرقه گرائی مسعود خان تشییع جنازه می شود و به زباله دانی تاریخ خواهد افتاد. حال سخن اصلی با سران فرقه و بطور خاص رجوی ها اینست که دیدید که این همه کار شکنی ها و بهانه تراشی ها برای بقای اشرف این شیشه عمرتان مفید هیچ فایده ای نشد

