همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
دیدار با برادر محمدرضا خزایی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
هفته گذشته با علیرضا خزایی، برادر محمدرضا خزایی دیدار داشتم. علیرضا خزایی سالهاست که پیگیر وضعیت برادرش است که گرفتار تشکیلات مجاهدین خلق شده است. صحبت با علیرضا خزایی برایم رنگ و بوی دیگری دارد، چرا که مرا به سالها قبل می برد. زمانی که با برادرش محمدرضا همکلاسی بودیم. آن زمان که هم کلاسی […]
نامه مادر دردمند علیرضا توکلی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
فرزند دلبندم علیرضا سلام امیدوارم حالت خوب باشد. ما که از دوری تو حال خوبی نداریم. تا کی باید دوری تو را تحمل کنیم؟! تا کی باید هر روز گوشمان به زنگ تلفن باشد که تو زنگ بزنی؟ رجوی با تو چکار کرده که اصلا احساسی در تو و بقیه باقی نمانده است . علیرضا […]
پیام خواهران ملکی برای برادرشان علی اشرف در کمپ آلبانی مجاهدین
علی اشرف جان سلام نمی دانیم اطلاع داری یا نه. اخیراً سایت سازمان، عکسی از تو را به همراه متنی غریب و متناقض منتشر کرده است. جدای از محتوای مطلبی که به نام تو درج شده، دیدن عکست ما را خوشحال کرد و خوشحال تر شدیم وقتی متن را خواندیم و متوجه شدیم که ابراز […]
خاطره سمانه نوری از ملاقات با پدرش در کمپ اشرف
من سمانه نوری هستم. همانطور که قبلا هم گفتم من از کودکی طعم محبت پدری را نچشیدم. در کودکی نبود پدر برای من خیلی سخت بود. همیشه احساس کمبود داشتم . انگار که عضوی از بدنم کم باشد. دبستان که بودم، چشمانم با حسرت دوستانم را دنبال می کردند که دست در دست پدرشان راهی […]
نامه ماهرخ ربانی به همسرش مسعود طوسی بخش در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
مسعود جان سلام. سالهای زیادی است که نه دیدمت و نه صدایت را شنیده ام. در این سالها مجبور شدم بار زندگی را تنهایی به دوش بکشم. در نبود تو فرزندانمان را بزرگ کردم. حالا دیگر هر کدام خودشان دارای خانه و زندگی و فرزند هستند. وضع کار و زندگی شان به لطف خدا خوب […]
نامه فتح الله پیرزادی به برادرش حیدر اسیر در فرقه رجوی
برادر خوبم حیدرجان سلام حیدرجان امیدوارم هر جا هستی خوب و خرم باشی. وقتی ماجرای ورود پلیس آلبانی به محل شما را شنیدیم و گفته شد تعدادی مجروح شده اند، نگران سلامتی تو شدیم ولی بعد که شنیدیم مشکلی برای تو پیش نیامده کمی آسوده خاطر شدیم. اما برادر جان موضوع دیگری بود که می […]
نامه بهروز جنت صادقی به برادرانش مختار، سیروس و بهمن در کمپ مجاهدین خلق
با سلام به برادران خوبم مدتهاست که نتوانسته ام ببینمتان یا با شما صحبت کنم. درد دل های زیادی دارم که منتظرم زمانی که دیدمتان برایتان بازگو کنم. من با رفتن شما خیلی تنها شدم. مجبور بودم خانواده را تنهایی جمع و جور کنم. من که هیچ وقت نمی توانستم جای خالی شما را برای […]
پیام مهناز سپه پور مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی به شورای زنان آسیلا
خانم مهناز سپه پور مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی و یکی از زنان فعال در رساندن صدای خانواده های این استان به گوش مقامات دولت آلبانی و ارگانهای بین المللی است. ایشان همکاریهای نزدیکی با انجمن نجات استان آذربایجان غربی در راستای کمک به خانواده های عضو این انجمن دارد. خانم سپه پور اخیرا […]
درخواست برادر علی مدد صادقی از دادگاه ضد تروریسم آلبانی
صادق صادقی برادر عضو اسیر علی مدد صادقی که بیش از 35 سال اسیر فرقه رجوی است در پی انتشار اخبار حکم ممنوع الورودی مریم رجوی از سوی دادگاه ضد تروریسم آلبانی، ضمن قدردانی از قضات این دادگاه درخواست کرد تا این حکم برای سایر عناصر تروریست این فرقه نیز در نظر گرفته و اعمال […]
نامه صبورا شعبانی به برادرش محسن شعبانی در کمپ مجاهدین خلق
برادر خوبم محسن جان خیلی دلتنگت هستم. در این سالها چه روزگاری بر ما گذشته . پر از دلتنگی و چشم انتظاری. وقتی به عکس هایت نگاه می کنم به یاد گذشته می افتم. تا آنجایی که از تو شناخت دارم، تو هیچ رابطه ای به لحاظ فکری با مجاهدین نداشتی. چگونه است که اکنون […]
نامه علی اصغر آهنگر طبقی به پدرش عبدالحسین آهنگر طبقی در کمپ مجاهدین خلق
بابا جان سلام ، امیدوارم که خوب باشید. من هیچ تصویری از شما ندارم چرا که وقتی کوچک بودم تو از ایران رفته بودی و گرفتار سازمان مجاهدین خلق شدی. مادرم من و خواهرم را با مشکلات زیادی بزرگ کرد. من وقتی فهمیدم تو در سازمان مجاهدین خلق گرفتار هستی پیگیر کارت شدم. بابا جان […]
علی جان برگرد که سالگرد آسمانی شدن مامان است
سلام داداشی جونم حالت خوبه؟ خداروشکر که سلامت هستی. به لطف خدای مهربان اعضای خانواده از جمله پدر حالشان خوب و برایت سلام گرم می رسانند . علی جان مردادماه یادآور تلخ ترین و دردآورترین روزهای عمرمان است. ۲۵مرداد ۱۳۸۷ مصادف با از دست دادن گوهری عزیز و پاره تن مان مادر است. او یعنی […]

