قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
آقای رجوی! دیدی بازی زمانه را
آری! تلخ است و گزنده! رهبر خاص الخاص مجاهدین در اوج خفت و خواری مثل نوکری که سر هر ماه دست به سینه بر درگاه ارباب خود بایستد تا جیره و حق الزحمه بندگی اش را بگیرد، اجرت خیانت به ملت و وطن خویش را به نام سهم مجاهدین دریافت می نمود اما یادمان نمی رود که همین رهبر بی نجابت، حتی کودکان یتیم سازمان را در خیابان های اروپا و امریکا به گدایی وامی داشت تا آسان تر بتواند ژست استقلال مالی بگیرد. یعنی دقیقا” در همان شرایطی که هر ماه میلیون ها دلار پول نقد از سوی دستگاه امنیتی عراق فی المجلس تحویل رجوی می شد، در همان لحظه دهها کودک و صدها دختر و زن از هواداران سازمان با در دست داشتن آلبوم عکس های کشته های سازمان از رهگذران اروپایی سکه های بی ارزش را برای پیشبرد امور مقاومت ایران گدایی می کردند
اخراج از فرانسه، تاسیس ارتش آزادی بخش در عراق و جدایی
شاهسوندی در آخرین بخش اظهارات خود پروسه جدایی اش از سازمان مجاهدین را مورد بازخوانی و تصریح کرد این امر در مقاطع مختلف و با مشاهده عملکرد سازمان در سرفصل های مختلف شکل گرفت و تشدید شد، اما بطور مشخص پس از وقوع انقلاب ایدئولوژیک و تماشای فیلم محاکمه علی زرکش مادی و عینی شد.
رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی
برادر عزیزم این چه سازمانی است که از رهبر او خبری نیست و چندین سال است که نیروهای خود را در بیابانهای عراق به امید کسانی گذاشته اند که از سیاست و رهبری هیچ نمی دانند این رهبریت که ادعا می کند که رژیم ما جز آزار و اذیت مردمش کاری نمی تواند بکند درحالی که این طور نیست بودند کسانی که از قرارگاه اشرف بازگشته و صاحب زندگی موفق شده اند
دیدار سران عشایر عراق با جداشدگان گروه مجاهدین ۱
مهران کریم دادی: به نام خدا: من مهران کریم دادی هستم. در هجدهم خرداد 1368 وارد سازمان مجاهدین خلق شدم و نهم اردیبهشت ماه 1382 نیز از این سازمان خارج شدم و هم اینک 4 سال است که در کشورم به سر می برم. پدر، مادر و دو خواهر من هنوز در آنجا هستند. من در جاهای مختلف در اختیار سازمان بودم ؛ در اشرف، بغداد، در جنوب و در بصره و مدتی هم جزء یگان حفاظت از اشرف بودم. یادآوری آن 14 سال بسیار برایم تلخ و دردآور است
اختیار با فرد آگاه است
وی گفت چون عده ای را با خریدن چیزهائی فریب می دهند. مثلاً جادیه امیری می خواست از سازمان بیرون بیاید. هربار در نشست می گوید من نمی خواهم بمانم، برایش چیزی میخرند. برای او تا به حال 2تا دوچرخه خریده اند.
میلیشیاها هم بازگشتند
علی رغم اینکه برای همه روشن بود که این ارتش هرگز برای تهاجم به ایران استفاده نخواهدشد ولی با لاجبار می بایست در آن شرکت میکردند.خودم چند بار به فرماندهان گفتم که این مانورها به چه منظور انجام می شود و آیا نتیجه ای دارد یا…. که مرا تهدید به مسئله داری و اخراج کردند.
گفتوگو با نشریه چشمانداز ایران بخش اول ۲
در آن ایام تصویر عمومی از مجاهدین تصویری درمجموع مثبت بود. خاطرههایی که مردم از شهدای مجاهدین، از محمد حنیفنژاد، سعید محسن، علیاصغر بدیعزادگان و بخصوص خانواده رضاییها و بعد هم مجید شریفواقفی و مجموعه اینها داشتند مثلثی را در ذهنها تداعی میکرد؛
مصاحبه سعید شاهسوندی با نشریه چشم انداز – قسمت سوم
مسئله این بود که نه حاکمیت جمهوریاسلامی حکومت علی(ع) بود و نه مجاهدین خوارج صدر اسلام. به فرض هم که مجاهدین خوارج صدر اسلام بودند، خود علی(ع) در وصیتنامهاش میگوید”فرزند زمان خود باشید” مطمئناً اگر علی(ع) در زمان ما زندگی میکرد برخورد او با خوارج این زمان به گونهای دیگر بود.
بازگشت و رهایی عزیزان از فرقه رجوی
مطلع شدیم 4 تن از عزیزانمان که از تشکیلات تروریستی و فرقه ای مجاهدین جدا شده اند در تاریخ 28/7/86 از طریق فرودگاه مهرآباد به ایران بازگشته اند. انجمن نجات ضمن تبریک به خانواده های آنها آرزوی موفقیت و کامیابی آنان در کنار خانواده هایشان می نماییم.
نامه ای از خانم پروین حاجی به مسعود خدابنده
با خواندن نامه تان به آقای هاشمی نژاد در ابتدا کمی تعجب کردم و پیش خود گفتم از آقای خدابنده این توقع نبود که به یکباره اینچنین راست روی کنند. ولی از آنجائی که در یک فرهنگ آزاد زندگی میکنم اینرا خوشبختانه آموختم که نباید در مورد دیگران قضاوت بی جا کرد و همین آموزش به من این را آموخت که باید کمی بدون تعصب سیاسی به این عمل بنگرم و وقتی خوب به امر قضیه توجه کردم به این رسیدم که اصل دموکراسی که همه مان از آن دم میزنیم یعنی همین.
آیا ۵ میلیون امضاء حقیقت دارد – تحقیق شماره ۵
به این میگویند همزیستی مسالمت آمیز! یعنی تعدادی عراقی که با توجه به وضعیت بد اقتصادی و شغلی عراق در آنجا کار می کنند علاوه بر حقوق 150 هزار دینار در ماه که حدود 70 تا 75 هزارتومان می شود با این امضاء ها هم مقداری پول جمع کرده خرج زندگی خود را در می آورند.
دموکراسی خیانت شده
راستی چه تحلیل و نظری نسبت به مقاومت مردم فلسطین و کشتار اسرائیلیها در کرانه باختر و… دارید آیا هنوز پایبند تحلیها و نظر گدشته خود هستید و.. و بالاخره اینکه راستی چرا رجوی در سالهای اخیر تمامی اصول سازمانی سالهای گذشته را زیر پا گذاشته است؟

