گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
جنگ طلبی، دست مایه اصلی فرقه رجوی – قسمت اول
از خلال مناسبات فرقه و موضع گیری های اصلی که توسط خود مسعود رجوی مرتب اعلام شده و یا می شود، به این واقعیت صد بار اثبات شده رسید که فرقه یک لحظه هم عملیات تروریستی را کنار نگذاشته و یک لحظه هم از تفکر جنگ طلبی خود را فارغ نکرده و یک لحظه هم از خشونت طلبی دست برنداشته است و صرفاً اگر کاری کرده تاکتیکی بوده و مقتضای شرایط ایجاب می کرده و لذا همیشه منتظر فرصت است تا به لباس اصلی خودش در بیاید یعنی خشونت و تروریسم.
اسلحه جنگی و ادعای دموکراسی مجاهدین
آنچه مسلم است فرقه از دیر باز در تدارک و تهیه لوازم و اسباب ترور بوده و هست تا در هر فرصتی بتواند هر صدایی را بلافاصله به یک بلوا و آشوب تبدیل کرده و سپس با وارد کردن عنصر سلاح آنچنان فضا را آلوده کند که سره از ناسره قابل تشخیص نباشد تا بدین وسیله عناصر فریب خورده فرقه بتوانند اهداف فرقه را به پیش ببرند. بیخود نیست که در همین آشوب های اخیر در روز عاشورا تعدادی از عناصر همین فرقه با سلاح گرم دستگیر می شوند
مریم رجوی و حقوق بشر کذایی اش
چنین حرکات خشنی که اعضای شستشوی مغزی شده سازمان مجاهدین در مقابل چشم شهروندان اروپایی مرتکب می شوند مانند آنچه در سرژی رخ داد، پرسش عظیمی را به ذهـن می آورد از آنچه مریم رجوی ادعا می کند: اینکه چرا کسی که خود را فعال حقوق بشر و مدافع آزادی معرفی می کند به اعضایش چنین دستوراتی می دهد. همچنین هواداران حقوق بشر همواره خطر حضور فرقه مخربی چون مجاهدین در اروپا را مدنظر قرار می دهند.
فرقه رجوی به پای میز محاکمه کشیده شد
در طی این دو روز دادگاه علی رغم بسیج گسترده نیرو از تمام اروپا که خیابانهای اطراف تا راهرو و راه پله ها و صحن دادگاه گوش تا گوش را اعضاء فرقه و عوامل و پاچه خواران ثابت این فرقه ترویستی پر کرده بودند کاری نتوانستند از پیش ببرند. از انجائی که از نتیجه دادگاه اگاه بودند در پایان دادگاه دست از پا دراز تر و با گوشانی دراز صحن دادگاه را ترک کردند
ما زادگان مریمیم، با هر مخالف دشمنیم
اگر چه سرکوب مخالفان و بستن دهان معترضین با مشت آهنین به دستور شخص رجوی، روش همیشگی فرقه بوده و تازگی ندارد و اگرچه بسیاری از جدا شدگان واقعیات درون این فرقه را با مستندات خود به خوبی افشا کرده اند، اما فرق اینبار با آنچه در درون فرقه صورت گرفت و آنچه این اقدام را از اقدامات مشابهی که در درون اسارتگاه اشرف انجام شد متمایز می کند در این است که، چماقداران فرقه در روز روشن و در زیر دید و انظار انبوه مردم فرانسوی و در محدوده جغرافیایی کشوری که در قانون آن اعتراض مسالمت آمیز آزاد است، به یک اعتراض و تجمع مسالمت آمیز که کاملا قانونی هم بود یورش بردند
کتک زدن مخالفان از اشرف تا فرانسه وتا هر کجای دنیا
این بی دلیل نیست که این سازمان تا آنجا که دستش میرفت خود را آلوده عملیات تروریستی کرد چرا که خود بنا بر تصمیم خود حکم میراند و آنرا اجرا میکرد. حالا چه کسی این اجازه را به او داده بود بماند اما مهم این بود که طرف مقابل بر ضد رجوی حرف زده و یا از او انتقاد کرده. شما ببینید در سالهای 60 چه اتفاقاتی افتاد و همین برخوردها باعث بسته شدن فضای باز سیاسی شد.
این برای اولین بار نیست و احتمالا اخرین بار هم نخواهد بود
این برای اولین بار نیست که من از دست عناصر فرقه رجوی کتک می خورم و خونی مالی می شوم. دقیقا یادم هست که برای اولین بار که در فرقه رجوی کتک خوردم در اسفند ماه 1363 در زندان منصوری ساختمان اطلاعات بود. در زمانی این مسله اتفاق افتاد که مریم قجر عضدانلو به عنوان همردیف مسعود خان توسط خان انتصاب شده بود. در یک همه پرسی که توسط ابراهیم ذاکری انجام شد وبعد از گرفتن گزارش از نفرات که نظرات افراد را می خواستند , تمامی مخالفین و کسانی که معترض بودند را جمع کردند به زندان منصوری و تعدادی را هم به زندان محمد مقدم در ماوت بردند.
آه افراد شکنجه شده در فرقه رجوی نادر رفیعی نژاد را گرفت
دورانی که مخالفت های درون تشکیلاتی در فرقه مخوف رجوی به یک معضل تبدیل شده بود. رجوی برای این که با افراد مخالف برخورد و یا صفر، صفر، کند. کتیبه های خواهران مجاهد را تبدیل به زندان کرد. افراد مخالف را زیر پوشش نفوذی در کتیبه ها جمع آوری کرد. که بوسیله شگنجه گرهای خود با افراد مخالف تسویه حساب کند. یکی از شکنجه گرها همین نادر رفیعی بود.
پیام آزادی و ضرب و شتم همزمان منتقدین تروریسم و فرقه گرایی
خانم مریم قجر عضدانلو دراوج شکست ودرماندگی ودرحالیکه بساط شیادی فرقه رجوی در قرارگاه عراق جدید (اشرف) درحال جمع شدن است دریک اقدام زذیلانه وبی شرمانه بگونه ای سازماندهی شده به گردهمایی افشاگرانه جداشدگانه یورش برده واعضای جداشدگان ومنتقدین ومخالفین این گروه را مورد ضرب وشتم قراردادند. بر اساس تجربه عینی وبودنم در مناسبات فرقه رجوی و با تاکید مکرر بگویم که این فرقه تروریستی رجوی ماهیتی به جز خشونت و ترور راه دیگری برای بقاء بلد نیست
نادر رفیعی نژاد نماد شکنجه و خشونت در میان مجاهدین
نادر رفیعی نژاد مرد. این خبر برای بسیاری از جدا شدگان و کادرهای تشکیلاتی با سابقه مجاهدین سخت معنا دار بود چرا که نادر رفیعی نِژاد در دوران موسوم به چک امنیتی و قبل و بعد آن در شکنجه مستمر و وحشیانه نیروهای مجاهدین در قرارگاه اشرف نقش بسزایی داشت و به این خاطر در ذهنیت اغلب کادرهای تشکیلاتی مجاهدین یک عنصر فراموش ناپذیر بود. نادر رفیعی نژاد در میان عناصر مجاهدین نماد و سمبل اطاعت کورکورانه از رهبری عقیدتی (مسعود رجوی) و شکنجه و سر به نیست کردن همتایان و همرزمان خود با توسل به اتهام های بی اساس و شیوه های تیهکارانه بود.
تاملی بر خشونت و ستیزه جویی مجاهدین
این ستیزه جویی مجاهدین یادآور تحرکات خشونت طلبانه و وحشیانه مجاهدین در ژوئن 2007 نیز است. خشونتی که توسط دارودسته رجوی برعلیه فعالان حقوق بشری در ساختمان فیاپ پاریس بوقوع پیوست و به جراحات جدی بسیاری در مکان مذکور انجامید. همه این وقایع تلخ و گزنده حکایت تلخ و درخوری ست از پارادوکس حیرت انگیزی که در ساخت ذهنی و کنش های ستیزه جوبانه رهبران مجاهدین خودنمایی می کند.
تبارشناسی خشونت در مجاهدین
تلاقی و همزمانی دو رویداد نسبتا تاریخی یکی انفجار دفتر مرکزی یک حزب در داخل ایران که به مثله و خاکستر شدن بیش از یکصد تن، و دیگر خودسوزی های 17 ژوئن که مرگ فجیع حداقل دو تن و مصدومیت ابدی شماری دیگر را در بر داشت و عاملیت سازمان مجاهدین در این دو عملیات، بار دیگر و در آستانه این دو رویداد ضرورت طرح چندین باره بحث فرقه ها و خشونت را مورد تاکید قرار داده است.

