تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
یک بار برای همیشه نه بگویید پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین
مهارت مجاهدین خلق در مزدور پروری
در سال 1380 در فرایند استخدام کودک سربازان حسن محصل همچون دیگر اعضای فرقه رجوی با وعده دیدار، پسرش را از اروپا به عراق کشاند. محمد محصل که در آن زمان زیر سن قانونی بود با القائات پدر و دیگر سران مجاهدین به عضویت ارتش به اصطلاح آزادی بخش درآمد. امروز پس از گذشت بیست […]
روایتی دیگر از آدم ربایی سازمان مجاهدین خلق از میان جوانان جویای کار
“سال 1380 بود که شخصی ناشناس به من تلفن کرد. نام یکی از بستگان نزدیکم را آورد و گفت که از طرف او تماس می گیرد. در تماس بعدی همان فامیلم خودش تماس گرفت و گفت که دوستانم به تو کمک می کنند تا به اروپا بیایی. به آنها اعتماد کن. من که پس از […]
نشست های پس از عملیات مروارید
به من ماموریت داده شد تا تانکی را به قرارگاه انزلی در شهر جلولا منتقل کنم. راننده کمرشکن که تانک را روی آن سوار کرده بودیم یک مرد عراقی بود. آن موقع تیمی به نام اسکورت نداشتیم و من تنها با یک کیف دستی با راننده عراقی به سمت شهر جلولا حرکت کردیم. وسط راه […]
زوایای پنهان سازمان مجاهدین خلق از زبان مسئول سابق حفاظت مسعود رجوی
در این مصاحبه آقای مسعود خدابنده، به عنوان مسئول سابق حفاظت رهبر سازمان مجاهدین خلق مطالبی را در رابطه با زوایای پیدا و پنهان گروه تروریستی مجاهدین بیان کرد. اهم موضوعات مطرح شده در این مصاحبه: – نحوه آشنایی شما با مجاهدین به چه شکل بود و به کجا ختم شد؟ – مجاهدین از طرف […]
خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت دوم
در قسمت قبل توضیح دادم که در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد […]
مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول
“مزدور بیا بیرون.. مزدور بیا بیرون.. در سنگر بودیم که از بیرون این صداها به گوشمان رسید. اگر از سنگر خارج نمی شدیم نارنجک پرتاب می کردند. تعجب کرده بودیم. اینها چه کسانی بودند که ایرانی صحبت می کردند اما قصد دستگیری ما را داشتند؟!!! بعداَ متوجه شدیم این ها اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند […]
گلریزان یا برگ ریزان مجاهدین خلق، اینبار در آلبانی
مریم اکبری مرا صدا زد و گفت غفور تو امشب به قسمت پذیرش می روی. سازمان به تو پول داده است تا از طرف خانواده ات به برنامه ی همیاری کمک کنی. در آن زمان من آدم تشکیلاتی بودم و ذهنم پر از حرف های مسعود. به همین دلیل آن لحظه خوشحال شدم و اصلاً […]
خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت اول
در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد و این سفر می توانست برایم […]
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت ۱۰
در قسمت نهم تا آنجا گفتم که یکساعتی به قرارگاه برگشتم و گزارش دیدار آنروز را تکمیل کرده و به مسئولم دادم و دوباره برگشتم به هتل ایران که خانواده ام آنجا بودند. ضمنا گفتند که فردا صبح خانواده ات آماده باشند، قرار است خانواده ها را برای اعتراض به وضعیت موجود حصر اشرف به […]
داستان زندگی و فوت نورمراد یادآور هزاران قربانی فرقه رجوی
فاضل فرهادی: سلام آقای بصری. وقت به خیر. این روزها خبر درگذشت نورمراد کله جویی را همگی شنیدیم. علاوه بر این دوباره پیام های تسلیت و تعریف و تمجیدهای نمایشی مریم رجوی را مشاهده کردیم. لطفا نظر و تحلیل شما در این مورد و موارد مشابه چیست؟ فواد بصری: با سلام خدمت دوست و همراه […]
بهانه حمله نهایی و بردن مریم به تهران
در اوایل سال 1380 سرکرده فرقه رجوی (مسعود رجوی) با شنیدن خبر حمله آمریکا به عراق، ازسرنگونی دولت بعثی عراق حرف می زد. بنا به گفته او در این طور مواقع انقلابها پیروز می شوند! تمام قرارگاههای به اصطلاح عملیاتی را به همین بهانه تخلیه و به کمپ اشرف انتقال داد. با این کار به […]
برای درخواست کانال تلویزیونی مواخذه شدم
قبل از اینکه به فرقه رجوی بپیوندم سران فرقه رجوی تبلیغات زیادی در رابطه با مناسبات به خورد من دادند. از جمله می گفتند شما در مناسبات آزاد هستید. اگر تمایل داشتید می توانید مرخصی شهری بگیرید و به یکی از شهرهای عراق تردد کنید و … . خیلی وعده و وعیدها به من دادند […]

