پنجشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم 20 خرداد 1405

    سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت سوم

    محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد […]

فرار از اشرف – از اتاقک نگهبانی تا مقر آمریکایی ها 18 اردیبهشت 1401

فرار از اشرف – از اتاقک نگهبانی تا مقر آمریکایی ها

“…در یک نیمه شب بامدادی که مشغول نگهبانی در یکی از برج های نگهبانی در ضلع شرقی اشرف بودم به جمع بندی پروسه گذشته و پیدا کردن راه برون رفتی از آن وضعیت رسیدم. آن شب برخلاف سال های قبل، دیگر سلاحی برای حفاظت از خود و قرارگاه نداشتم. به دسته چوبی که به دستم […]

فرار از زندان رجوی – قسمت سوم 18 اردیبهشت 1401

فرار از زندان رجوی – قسمت سوم

در قسمت قبل گفتم که بعد از عبور از سیاج، خودمان را به نیروهای حفاظت اطراف قرارگاه اشرف که عراقی بودند، معرفی کردیم. به سرباز عراقی گفتم با فرمانده اش تماس بگیرد و حضور ما را اطلاع دهد. در همان اثناء گشت پیاده قرارگاه اشرف وقتی برگشت چشمش به نردبانی افتاد که روی سیاج قرار […]

اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی عید فطر را جشن گرفتند 18 اردیبهشت 1401

اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی عید فطر را جشن گرفتند

اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی که انجمن آسیلا را تشکیل می دهند به مناسبت عید سعید فطر دور هم جمع شدند و این عید بزرگ مسلمانان را در کنار هم جشن گرفتند. اعضای انجمن آسیلا هر کدام با انتشار پیامی ضمن تبریک عید فطر، اعلام کردند که تمام تلاش خود را […]

فرار از زندان رجوی – قسمت دوم 12 اردیبهشت 1401

فرار از زندان رجوی – قسمت دوم

در قسمت قبلی خاطراتم یک نکته را از قلم انداختم که در این قسمت به آن اشاره می کنم. وقتی به آسایشگاه آمده بودم مستقیم به اتاق کمدها رفتم تا وسایلم را که از قبل آماده کرده بودم بردارم. در این اثنا به طور اتفاقی یکی از دوستانم را دیدم که به او از پیش […]

فرار از زندان رجوی – قسمت اول 11 اردیبهشت 1401

فرار از زندان رجوی – قسمت اول

بعد از حوادث 19 فروردین سال 90 من با یکی از دوستانم قرار گذاشتیم و عزم جزم کردیم که باید هر چه زودتر خودمان را از چنگ رجوی ملعون نجات دهیم. برای این کار از قبل برنامه ریزی کرده بودیم که چگونه بتوانیم نقشه خودمان را عملی کنیم. با بررسی اوضاع و احوال به این […]

بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت دوم 11 اردیبهشت 1401

بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت دوم

بعد از اتمام برنامه دعوت و صحبت های آقای اکرامی با مجری محترم برنامه “دعوت” که از شبکه یک سیما از طرف برخی از دوستان جدا شده، همشهریهای آقای اکرامی و بخصوص بستگان وی که به نوعی تا قبل از انجام مصاحبه وی در این برنامه به دلایل مختلف دل نگرانی هایی برای خود او […]

پیام علی اکرامی برای همسرش 11 اردیبهشت 1401

پیام علی اکرامی برای همسرش

آقای علی اکرامی که در برنامه “دعوت” شبکه ملی برای معرفی کتابش “قصه ای ناتمام برای دخترم” همراه با همسرش و همچنین دخترش نیایش شرکت نمود پیام زیر را خطاب به همسرش داده است: همسر ارجمند و دلسوز و مهربانم. می خواستم یک تشکر ویژه بابت تمامی همراهی هایت طی این سالیان داشته باشم. در […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت ششم 10 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت ششم

ایرج صالحی در قسمت قبل خاطرات خود گفت: به هر صورت شب بعد از اینکه درخواستم را تکرار کردم، مسئول بالای مقرمان مرا صدا زد و گفت که با درخواستت موافقت شده و فردا برای تماس تلفنی به مجموعه اسکان خواهی رفت. برای خالی نبودن عریضه هم گفت، این که تا امروز جواب ندادم به […]

علی اکرامی : راوی قصه پردرد و ناتمام نسلی بودم که قربانی شد 10 اردیبهشت 1401

علی اکرامی : راوی قصه پردرد و ناتمام نسلی بودم که قربانی شد

آقای علی اکرامی بعد از شرکت موفقیت آمیز در برنامه “دعوت” ویژه شب های ماه مبارک رمضان شبکه ملی، پیامی به شرح زیر خطاب به همکاران خود در انجمن نجات منتشر نمود: خیلی خوشحالم و خدا را شکر می کنم که بعد از سالیان تلاش توانستم بالاخره در قاب شبکه یک و در برنامه پر […]

باور داشتم مادرم باید در راه اهداف سازمان مجاهدین خلق فدا شود 08 اردیبهشت 1401

باور داشتم مادرم باید در راه اهداف سازمان مجاهدین خلق فدا شود

..خودم را روی سنگ مزار انداختم و با تمام وجودم گریستم. اشک های چشم هایم سنگ مرمر مزار مادر را شستشو می داد. برادران و خواهرانم خیلی تلاش می کردند که من را از سر مزار مادر بلند کنند، ولی دلتنگی های سالیان و احساس شرم نسبت به ظلمی که در حق او کرده بودم […]

بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت اول 08 اردیبهشت 1401

بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت اول

شبکه یک سیما در ویژه برنامه ” دعوت ” با محوریت کتاب که میزبان شخصیت هایی است که خاطرات زندگیشان را درقالب کتاب به رشته تحریر درآورده اند گفتگویی با آقای علی اکرامی نویسنده کتاب ” قصه ای ناتمام برای دخترم ” داشت . دراین برنامه که دوشنبه 5 اردیبهشت ماه روی انتن رفت همسرآقای […]

معرفی انجمن نجات در شبکه یک سیما 07 اردیبهشت 1401

معرفی انجمن نجات در شبکه یک سیما

علی اکرامی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق میهمان برنامه ” دعوت”، ویژه برنامه افطار شبکه یک در ماه مبارک رمضان بود تا تجربه حضور بیست ساله اش در تشکیلات مجاهدین خلق را با بینندگان این برنامه به اشتراک بگذارد. خاطراتی که حالا در قالب کتابی با عنوان ” قصه ای ناتمام برای دخترم” مدون […]

blank
blank
blank