قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
در راهروی شکنجه گاه، جسد پرویز احمدی را دیدم
در سال 73 من در زندان فرقه مجاهدین خلق بودم. این زندان در خیابان 400 واقع در لشکر مسلم سابق مستقر و بعد به مرکز 10 منتقل شد. سازمان زندانی ساخته بود که در این زندان سلول و اتاق های کوچک به ابعاد 2 در 3 وجود داشت که با یک راهرو به هم وصل […]
ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت پایانی
بعد از چندین بار که خانواده ها برای ملاقات با فرزندان شان به قرارگاه اشرف آمدند، رجوی ها اطمینان یافتند که نمی توانند نقشه شوم خود درباره آنها را اجرا نمایند. آنها مطمئن شدند که خانواده ها ورای مسائل سیاسی به تنها چیزی که اهمیت می دهند، دیدن فرزندان شان و اطمینان از سلامت آنهاست […]
گفتگو فاضل فرهادی با فواد بصری
– فاضل فرهادی: در ابتدا از شما تشکر می کنم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. عذرخواهی می کنم که مزاحم اوقات شما و دوستان در دفتر انجمن شدیم. آقای بصری دو روز پیش سایت فرقه را چک کردم ظاهراً مسعود رجوی پیام داده است و به مردم خوزستان آماده باش داده […]
عرضه کتاب تلخی رهایی در غرفه سوره مهر نمایشگاه کتاب
در سی و سومین دوره از نمایشگاه بین المللی کتاب که از روز چهارشنبه 21 اردیبهشت 1401 شروع شده و تا روز شنبه 31 اردیبهشت در مصلای تهران ادامه دارد، کتاب تلخی رهایی خاطرات علی بیگلری عضو سابق سازمان مجاهدین خلق نیز عرضه گردیده است. آقای بیگلری در ساعت 11 صبح روز جمعه 23 اردیبهشت […]
بیرون از تشکیلات سازمان مجاهدین خلق زندگی جریان دارد
اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، اکنون خانواده ای بزرگ را تشکیل داده اند و در کنار هم زندگی را زندگی می کنند. همانند هر انسان آزاد دیگری، به کار و تلاش و فعالیت و کسب در آمد مشغولند و در زمان مناسب دورهمی و تفریح و تبادل احساسات و عواطف انسانی. […]
مجید را با رگبار دوشکا، در خانه باغی پودر کردند – قسمت اول
جنایات و تراژدی های غم انگیز بسیاری در فرقه رجوی اتفاق افتاده است که روی بسیاری از آنها خاک پاشیده شده است، اما شاهدان این صحنه های تاسف برانگیز، بعضا فرصت یافته اند و آنها را نقل کرده اند، یکی از این دست جنایات در فرقه رجوی، مرگ غم انگیز یکی از بچه های کردستان […]
نامه صمد اسکندری به سفیر سوئد در ایران
آقای صمد اسکندری به نمایندگی از شاکیان علیه سران سازمان مجاهدین خلق در ایران نامه ای خطاب به سفیر سوئد در تهران فرستاد. متن نامه به قرار زیر است: سفیر محترم کشور سوئد در تهران با سلام و عرض احترام کشور سوئد در دنیا با مردمانی آرام، ساکت، خجالتی، صریح در صحبت و تابع قانون […]
ماجرای یک فرار از کمپ اشرف
رجوی و دار و دسته اش زمانی که در عراق بودند از فرار افراد وحشت داشتند. دورانی که در فرقه بودم در یک زمانی مقر ما برای مانور در محلی به نام عین لیله مستقر بود. اطراف محل ما با فاصله نه چندان دور چند روستا بود. ما در چادر استراحت می کردیم که یک […]
وحشت مسعود رجوی از یک سوزن ته گرد
یک بار برای شرکت در یکی از نشستهایی که اصطلاحا “نشست رهبری” گفته می شد آماده شدیم. گفته شده بود که فقط حق داریم یک دفتر خالی و یک خودکار بیک شیشه ای، که از بیرون داخل آن دیده شود، برداریم. در نشست های رهبری همیشه شدیدترین ملاحظات امنیتی در خصوص همه افراد از بالا […]
مضحکه ساخت مسجد در اسارتگاه مانز واقع در آلبانی
درخصوص ساخت مسجد موسوم به فاطمه الزهرا در اسارتگاه مانز در آلبانی، مطالب روشنگری از همکاران عزیزم آقایان هادی شبانی و ایرج صالحی در سایت نجات مطالعه کردم و به عموم مخاطبانم توصیه میکنم که مطالعه بفرمایند. ادعاهای مریم رجوی درباره مسجد فریبکاری است و حقیقت ندارد برپایی مسجد ضرار این بار در آلبانی بنده […]
ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت هفتم
در قسمت های قبلی توضیح داده بودم که تا قبل از سرنگونی صدام به همه افراد در فرقه ابلاغ شده بود که امکان برقراری تماس وجود ندارد و به این ترتیب تماس تلفنی را قطع کردند. اما پس از سرنگونی صدام و خلع سلاح به اصطلاح ارتش آزادیبخش، رجوی ها تاکتیک خود را تغییر دادند […]
شیرین ترین شب زندگی من
بعد از چند سال اسارت در پادگان های مختلف در عراق و در فرقه ی ضدبشری رجوی، حوالی ظهر یک روز گرم تابستان بود که بعد از سالیان به ما نگون بختان اسیر در سازمان، اجازه انتخاب داده شد! آنهم نه از روی دمکراسی خواهی و مترقی بودن، بلکه حضور آمریکایی ها در اشرف و […]

