یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴
  • پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین 21 بهمن 1404

    یک بار برای همیشه نه بگویید
    پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین

    سلام به دوستانم که هنوز تصمیم به جدایی از کمپ جهنمی مجاهدین خلق را نگرفتند. امیدوارم حالتان خوب باشد. هر چند که در آن زندان و تبیعدگاه و تحت فشارهای روحی و روانی هیچ حال خوبی برای شما نمی ماند. ولی این را بدانید که ما و خانواده هایتان همیشه به فکرتان هستیم و همواره […]

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم 21 بهمن 1404

حسن محصل سرآمد بازجویان و شکنجه گران خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم

دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با روح الله برهانی 18 بهمن 1404

استمرار همراهی با انجمن نجات دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با روح الله برهانی

۱۵ بهاری که در آزادی و در کنار خانواده گذراندم 28 اسفند 1403

۱۵ بهاری که در آزادی و در کنار خانواده گذراندم

فرا رسیدن بهاری دیگر و شروعی دیگر بر همه دوستان و همسنگرانم در خانواده بزرگ انجمن نجات خجسته و میمون باد. امیدوارم سال جدید سال سلامتی و موفقیت های روزافزون باشد و برای خانواده های دردمند و چشم انتظار آرزوی سلامتی و بهروزی دارم و امیدوارم که با آمدن بهار نو چشم انتظاری ها پایان […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شانزدهم 28 اسفند 1403

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شانزدهم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از جمع دوستانه همسالانش در اوور گفت. مثل هر گروه دوستانه بزرگی، شما با برخی افراد در گروه رابطه نزدیک‌تری برقرار می‌کنید. من به دنبال افرادی بودم که مرا بپذیرند و اجازه دهند در کنارشان باشم. رضا و ناجی دوستان نزدیکی بودند؛ هر دو علاقه مشترکی به موسیقی رپ […]

پیام عیسی آزاده برای ساکنان کمپ مانز مجاهدین خلق 28 اسفند 1403

پیام عیسی آزاده برای ساکنان کمپ مانز مجاهدین خلق

دوستان عزیز در اسارتگاه اشرف سه در آلبانی سلام و درود بر شما. به خوبی می دانم که در حال حاضر شب و روز تان به هم پیوسته است و گشتاپوی مریم قجر عضدانلو ماکزیمم فشار را به تک تک شما وارد می کند. زمانی که خودم در تشکیلات در عراق بودم، همانند شما در […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت پانزدهم 27 اسفند 1403

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت پانزدهم

در قسمت های پیشین خاطرات امیر یغمایی خواندیم که دلتنگی او برای پدر و اصرار مادرش در نامه‌هایی که از عراق میفرستاد برای پیوستن به صفوف ارتش مجاهدین خلق، موجب شد که او بار دیگر به فرانسه و نزد پدر بازگردد و این بار بیشتر اوقات فراغتش را در پایگاه اوور نزد مجاهدین خلق و […]

نوروز بازیافته ام بعد از رهایی از جهنم رجوی 27 اسفند 1403

نوروز بازیافته ام بعد از رهایی از جهنم رجوی

سال نو که فرا می رسد انسانها، بهار را با عطر شکوفه ها و با شادی و نشاطی مضاعف آغاز می کنند. فرا رسیدن سالی جدید را به هم تبریک می گویند و روزهای خوش و خاطرات ماندگاری در کنار هم ثبت می کنند. در درون مناسبات مجاهدین خلق اما، سال جور دیگری نو می […]

عید در کنار خانواده رنگ و بویی دیگر دارد 27 اسفند 1403

عید در کنار خانواده رنگ و بویی دیگر دارد

من نزدیک به هفت سال در مناسبات سازمان مجاهدین حضور داشتم و هر سالش عید و به خصوص لحظات تحویل سال برایم سخت و جانکاه بود. چرا که قبلا در لحظات تحویل سال در کنار خانواده بودم و خاطرات خوبی داشتم و  مدام آن خاطرات را در ذهنم مرور می کردم. اما در لحظه تحویل […]

نوروز در اسارتگاه اشرف – قسمت دوم 26 اسفند 1403

نوروز در اسارتگاه اشرف – قسمت دوم

علی اکرامی در قسمت قبل ، از ایام نوروز و خاطرات خوش رهایی اش از بند فرقه رجوی می گوید. او سپس از تصمیمش بعد از رهایی میگوید. از اینکه هیچ گاه نتوانسته دوستان سابقش که هنوز گرفتار فرقه هستند را فراموش کند:  در حالیکه صدای پای بهار آرام آرام به گوش می رسد و […]

آرزوی نوروزی رجوی ها که هیچ گاه محقق نشد 26 اسفند 1403

آرزوی نوروزی رجوی ها که هیچ گاه محقق نشد

من به خوبی به یاد دارم در درون سازمان هیچ وقت من معنای واقعی تغییر سال را لمس نکردم چون در فلسفه عید و تغییر فصل باید همه موارد را در نظر گرفت. با پایان یافتن زمستان و آمدن بهار باید رویش و جوانی و شادابی همراه باشد. ولی من در مناسبات فرقه ای رجوی […]

عیدی که عید نبود 26 اسفند 1403

عیدی که عید نبود

در ایام حضورم در سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه، ایام نوروز و آغاز سال جدید، ما اعضای را  خوشحال نمی کرد تازه غصه دار هم می شدیم. فشار کار و نشست ها در طول سال کم نبود، حالا با آمدن ایام نوروز این فشارها مضاعف می شد. بیگاری بود و بیگاری. از صبح تا پاسی […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهاردهم 25 اسفند 1403

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهاردهم

در خاطرات امیر یغمایی تا قسمت سیزدهم خواندیم که چگونه در تابستان 1996 زندگی با پدر، دیدار با مریم رجوی و فضای مقر مجاهدین خلق در اوور سوردواز موجب شد که امیر پس از بازگشت به سوئد دلتنگ پدر باشد و ذهن او درگیر مناسبات مجاهدین خلق در پاریس باشد. اکنون بهترین زمان برای تشویق […]

ادعاهایی که مرا در باتلاق مجاهدین انداخت – قسمت پنجم 25 اسفند 1403

ادعاهایی که مرا در باتلاق مجاهدین انداخت – قسمت پنجم

در قسمت قبل گفتم به امیر چیزی نگفتم که یکی از خانواده های جداشده چی گفته ولی در مسیر برگشت به پایگاه ذهنم درگیر حرفهای آن خانواده بود. وقتی که به پایگاه رسیدیم بعد از گزارش کار به مسئول پایگاه پیش دوستم که از ایران باهم آمده بودیم رفتم و جریان را تعریف کردم. احمد […]

گفتگوی مسئول انجمن نجات گلستان با محمدرضا پیرنظری رها یافته از فرقه رجوی 22 اسفند 1403

گفتگوی مسئول انجمن نجات گلستان با محمدرضا پیرنظری رها یافته از فرقه رجوی

سران سازمان ضد انسانی مجاهدین خلق در طول دوران سیاه خود بارها و بارها انسان ها را با ترفندهای مختلف فریب داده و به گمراهی خودشان سوق داده اند و با همین روش نیز باعث شده اند بسیاری از همین آدم ها بیشترین زمان عمر خود را در تاریکی و تباهی بگذرانند که آقای محمدرضا […]

blank
blank
blank