جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

نامه به آنتونیو گوترز، رئیس کمیساریای عالی پناهندگی 30 فروردین 1393

نامه به آنتونیو گوترز، رئیس کمیساریای عالی پناهندگی

این جانبان همایون کهزادی و محمود سپاهی از اعضای سابق سازمان که بیش از نیمی از عمر خود را برای جاطلبان و تشنگان قدرت در این فرقه به بیهوده گذراندیم واینک توانسته ایم تا به دنیای ازاد راه پیدا کنیم وبه دنبال زندگی خود برویم اما همچنان بیشتر دوستانمان در چنگال این فرقه اسیر هستند وصدایشان به جایی نمی رسد وتنها صدایی که میتواند این را به گوش شما برساند همین جدا شده هایی هستند که زمانی خودشان قربانی این فرقه تروریستی بودند.

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت اول 28 فروردین 1393

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت اول

اگر یکی ازاین گروگان ها تن به خواسته های رهبران نمی داد در مراحل اول ارزیابی می کردند که آیا طرف واقعاً می خواهد برود یا اینکه خواسته تشکیلاتی دارد که با ترفند اعلام نارضایتی، می خواهد خواسته اش برآورده شود. بعد از ارزیابی نفر را دعوت می کردند به نوشتن گزارش، بعد از آن مرحله، برای فشار اولیه، مسئول مربوطه وارد عمل می شد تا بتواند نفر را با احساسات مذهبی رام کند.

جداشده های مجاهدین از شکنجه های درون سازمانی می گویند! 27 فروردین 1393

جداشده های مجاهدین از شکنجه های درون سازمانی می گویند!

پرویز احمدی معلم ساده دلی که فریب مجاهدین را خورد و به اشرف منتقل گردید از شدت شکنجه کشته می شود. یکی از شاهدین شکنجه و مرگ پرویز احمدی به من گفت: بعد از آخرین بازجویی قفسه سینه اش شکسته بود تا صبح داخل سلول ناله کرد حتی بعضی وقتها به او تنفس مصنوعی نیز می دادیم اوایل صبح بازجویان و شکنجه گران بیرمن رجوی او را از سلول بردند و دیگر برنگشت.

پیام به دوستان اسیر در لیبرتی! 24 فروردین 1393

پیام به دوستان اسیر در لیبرتی!

رهبران فرقه با وعده های دروغین چندین سال عمر ما را به تباهی کشیدند و طی این چندین سال فقط از ما بیگاری کشیدند و همیشه زیر ضرب آنها بودیم و جالب این جاست که این همه شکستی که رهبران فرقه و سرانشان در عراق خوردند و خودشان خوب می دانند که استراتژی به بن بست رسیده

به کوری چشم رجوی ها سیزده سال 1393 را بدر کردیم 19 فروردین 1393

به کوری چشم رجوی ها سیزده سال 1393 را بدر کردیم

برای اجرای برنامه سیزده بدر تشکیلات فرقه همه بچه ها را بسیج می کردند تا تمامی میز و صندلی ها و امکانات صنفی و فرهنگی و ورزشی را بار خودروی ایفا کنند و به پارک منتقل نمایند بعد از اتمام برنامه، همه آن امکانات را می بایست به جای قبلی برمی گرداندیم علاوه بر این، فشار کار آشپزخانه و سرو غذا و شستن ظروف و سایر کارهای دیگر را هم باید اعضاء تحمل می کردند گذشته از این ها شرکت در برنامه اجباری بود

عید سال 93 به دور از تشکیلات فرقه ای رجوی 18 فروردین 1393

عید سال 93 به دور از تشکیلات فرقه ای رجوی

در طی چندین و چند سالی که در تشکیلات رجوی بودم، جشن نوروز بهانه ای برای برگزاری نشستی با حضور خود لعنت الله (رجوی) بود. که در چندساعتی که در خدمت این شیطان آدم نما بودیم، می بایست پشت سرهم قربونت برم برایش می سراییدیم، کف و سوت و حورا برایشان حواله می کردیم

مواظب مریم رجوی کلاهبردار باشید (نامه سرگشاده به خانم دژین دوفورژ) 11 فروردین 1393

مواظب مریم رجوی کلاهبردار باشید (نامه سرگشاده به خانم دژین دوفورژ)

همینطور از شما می خواهم خودتان اقدام به پخش کردن یکی از کتابهای رمانتان بین افراد و اعضای فرقه رجوی بکنید! آنوقت ببینید یک نفر از اعضا با فرقه رجوی می ماند یا نه؟ این افراد به زور دیکتاتوری , خفقان و دور نگه داشتن آنها از جامعه و انسانهای معمولی توانستند آنها را بدین گونه در چنگ خود بگیرند در غیر این صورت یک نفر برای رجوی نخواهد ماند

جنون قدرت طلبی رجوی و خشونت ایدئولوژیک ـ قسمت اول 09 فروردین 1393

جنون قدرت طلبی رجوی و خشونت ایدئولوژیک ـ قسمت اول

من اعلام جدایی از فرقه رجوی را کردم. مسئولین فرقه مدت ۵ روز مرا در بنگالی نگهداری کردند و تحت فشار قرار دادند تا از تصمیمی که برای برای خروج از لیبرتی گرفته ام صرف نظر کنم. ولی من پایم را توی یک کفش کردم که نمی خواهم به حرفهای شما گوش بدهم. بعد از ۵ روز من را تحویل کمیساریای عالی پناهندگان دادند. اطراف بنگال نگهبان گذاشته بودند و نگهبانان هم از فرماندهان مجاهدین بودند.

مراسم عید ما و مراسم عید آنها! 07 فروردین 1393

مراسم عید ما و مراسم عید آنها!

… سران فرقه رجوی رذل زنباره بطور خاص زنان حرمسرای رجوی به هر بهانه ای سعی می کردند برنامه های رنگارنگی را برای سربازان امریکایی ترتیب بدهند و در ان برنامه ها با تجربه و الهام از حرمسرای رجوی رذل زنباره اینبار سران فرقه در اردوگاه بد نام اشرف زنان و دختران نگون بخت مجبور می کردند تا هر کدام بر سرمیز سربازان امریکایی بشینند و

نقدی به مقاله آقای حنیف حیدرنژاد 06 فروردین 1393

نقدی به مقاله آقای حنیف حیدرنژاد

آیا وقتی آغاز سخن با قلب واقعیت شروع شده باشد، می توان تا پایان راه کژروی نداشت؟ می پرسید کجا واقعیت را پوشانده و قلب کرده اید؟ یکبار دیگر مطلب خود را بخوانید، شما شروع انتقاد علنی به مسعود و مریم رجوی را اردیبهشت 1392 با محوریت آقای ایرج مصداقی عنوان کرده اید! آیا حقیقتاً اینگونه است؟ آیا طی سالها پیش از آن هیچ انتقاد علنی به شخص رجوی ها توسط جداشدگان انجام نگرفته بود؟ آیا شما نیز تاریخ را به دلخواه خویش سازمان می دهید؟

گردهمایی اعضای جداشده درآستانه نوروز 93 28 اسفند 1392

گردهمایی اعضای جداشده درآستانه نوروز 93

فرقه رجوی ازآنجاییکه به عینه می بیند که کانون این افشاگریها هتل مهاجربغداد است برای خنثی کردن تاثیرات این افشاگریها وهمچنین ایجاد ترس ووحشت درمیان اعضای دربند اسارت لیبرتی وبه اسارت گرفتن هرچه بیشترآنها اقدام به انتشاراین تبلیغات بی شرمانه می نماید.تبلیغات سراپا دروغ برعلیه این جداشده ها اوج این جنون هیستریک است.توطئه قتل مسعود دلیلی یکی ازفرماندهان اطلاعاتی فرقه که بطورناشیانه سعی نمود آن را به جداشدگان ربط دهد یکی دیگرازسلسله توطئه های این فرقه جنایتکاربرعلیه جداشدگان است.

مصاحبه مطبوعاتی دو تن از جداشدگان از فرقه مجاهدین در کرمانشاه 26 اسفند 1392

مصاحبه مطبوعاتی دو تن از جداشدگان از فرقه مجاهدین در کرمانشاه

در مورد مسئله زنان در سازمان نیز آقای خدابنده اظهار داشتند: من تا قبل از خروج از سازمان فکر می کردم این یک بحث نظری است اما زنانی که از سازمان جدا شدند و شروع به افشاگری کردند مشخص شد که سازمان و شخص رجوی هیچ ارزشی برای زنان قائل نیست.حتی در درون این سازمان زنان را وادار به انجام کارهای سخت می کنند به طوری که شکل ظاهری این زنان تغییر کرده و فرم زنانه آنان نیز به هم می خورد. زنانی که از این سازمان جداشده اند اذعان کرده اند که به مراتب بیشتر از بقیه اعضا و سایرین تحت فشار بوده اند. تا جایی که حتی خروج یک زن از سازمان مرز سرخ بوده است

blank
blank
blank