مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست
برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانتهای مجاهدین خلق
اولین نامه از پدر در تیف خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم
ملاقات اعضاء جدا شده با عفو بین الملل فرانسه
هیئتی از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در طی روز گذشته ملاقاتی با مسئولین ذیربط عفو بین الملل داشتند. آنها ضمن تشریح وضعیت خانواده ها در جلو درب کمپ عراق جدید (کمپ اشرف سابق) وضعیت و شرایط اعضاء اسیر در فرقه را تشریح کردند و خواسته های خانواده ها که ملاقات با عزیزانشان است را مطرح کردند. از عفو بین الملل خواستار مداخله برای گرفتن ملاقات خانواده ها برای دیدار با خواهران، یا برادران و فرزندان خود شدند. در طی آن نامه ای به عفو بین الملل ارائه شد.
نامه خانم بتول ملکی به خانم هیلاری کلینتون وزیر محترم امور خارجه آمریکا
.محترما قبل از هر چیز اجازه می خواهم خودم را معرفی کنم. من یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران می باشم که در سال 1990 به دلیل انتقاداتی که نسبت به”طلاق های اجباری” و ارتباطات ویژه این سازمان با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق، داشتم، چند ماه در زندان های این گروه در عراق زندانی بودم و سرانجام از این سازمان جداشدم و هم اکنون در کشور سوئیس اقامت دارم حتما به یاد دارید که به خاطر عملیات تروریستی که در یازده سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست و مردم بی گناه قتل عام شدند. این عمل تروریستی و ضد انسانی بدون استثنا تمامی سازمان ها و گروه ها و دولت ها محکوم شد اما سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه باقرزاده درعراق این عملیات تروریستی را جشن گرفتند و در حضور مسعود رجوی و مریم رجوی مشغول جشن و پایکوبی شدند
آقای علی عینکیان بعد از ۲۵ سال خانواده خود را پیدا نمود و با آنان صحبت کرد.
علی البته فکرمی کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمیداشت. اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند. علی وقتی با تک تک اعضای خاتواده صحبت می کرد خیلی از آنها را حتی نمی شناخت.
نامه ای به خواهرم بتول سلطانی
خانم سلطانی بگذار که تو را فرشته بنامم با اینکه همه چیز را از دست دادی و خیلی چیزها را به جان خریدی واقعیت ها را رو کردی و تابو را برداشتی و جایگاه خودت را مشخص کردی خودت را دست کم نگیر قدم بزرگی را برداشته ای درود برتو.. با این روشنگری عده ای را به شوک واداشتی و صاحب نظران رابه سکوت مطلق رها کردی بگذار انها که آبرویشان میرود برود
دیدار هیئتی از جدا شده های فرقه رجوی با عفو بین الملل در پاریس
هیئتی از جدا شده های اعضای سابق سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) در دیداری با مسئولین عفو بین الملل در مورد تحصن و خواسته خانواده های اعضاء اسیر در فرقه رجوی که بیش از 8 ماه است برای ملاقات عزیزان خود در پشت درب پادگان عراق جدید (اشرف سابق) به انتظار نشسته اند ولی سران فرقه مانع این دیدار هستند و مشکلات و خطراتی که خانواده ها با ان در عراق مواجه هستند به مسئولین ذی ربط در عفو بین الملل تشریح و بطور مفصل حرفها و خواسته خانواده ها از ارگانهای بین المللی را به اطلاع رساندند.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت ششم
فردی به اسم کرم خیری که بعدها از سازمان جدا شد و به ایران بازگشت به ما تعریف کرد که چگونه افراد یگان آنها با گلوله BMP1 به داخل یک ساختمان که تعداد زیادی از شهروندان کرد عراقی در آنجا پناه گرفته بودند شلیک کرده و آنها را قتل عام کردند او گفت: افراد یگان او به خاطر کشته شدن یکی از اعضای سازمان به نام رضا کرمعلی با نفربر بر روی کردها می رفتند و آنها را له می کردند.
آقای علی عینکیان پس از سال ها با خانواده خود صحبت کرد
علی عینکیان فکر می کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمی داشت.اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند.
چهارمین پیام صوتی خانم سلطانی خطاب به خانواده ها و قربانیان فرقه مجاهدین
سازمان قبل از از هر چیز افراد را آموزش می دهد که به خودشان دروغ بگویند مثلا بگویند که ما دوست نداریم همسر داشته باشیم و ما عاشق رجوی و مریم هستیم. و بعد بگوید این همه را متحیر کرده است. و به افراد یک احساس کاذب خودبزرگ بینی غالب کنند و این افراد وقتی متوجه می شوند که از آن دخمه فرار می کند و فاصله خود را با دنیای پیرامون و دنیای واقعی می بینند. در همین جا باز هم همچون گذشته از همه اسیران گرفتار در اشرف می خواهم که از هر طریق که شده از دخمه اشرف بگریزید و نترسید که بالاتر از سیاهی اشرف رنگی نیست.
شکست مجاهدین و افزایش جبهه جداشدگان
یادم می آید در همان زمان که در حال ترک سازمان بودم بچه ها مرا قسم می دادند که اگر موفق شدی به همه بگو که اینجا چه می گذرد به آمریکائیها بگو به هر خبرنگاری که دیدی بگو و اگر رفتی به ایران به خانواده هایمان بگو که هنوز با تمامی وجود دوستشان داریم اما اسیر این کافر شده ایم بله افشاگری و عشق دو کلمه ای که نیاز آزادی اسیران اشرف است.
حضور جدا شده ها در جمع خانواده ها
ساعت 2 بامداد روز شنبه 2 اکتبر 2010 مقارن با 10 مهر 1389 دو تن دیگر از اسرای پادگان فرقه ای اشرف موفق به فرار شده و مستقیما به جمع خانواده های مستقر در مقابل دروازه پادگان پیوستند. اسامی افرادی که موفق به فرار شدند مهرداد امیری متولد سال 1354 در کرمانشاه و حجت رفیعی متولد سال 1347 در لاهیجان است. هر کدام از این افراد بیش از 10 سال در اسارت در پادگان اشرف بودند و هردو از قرارگاه 14 می باشند.
آقای مهرداد امیری و حجت رفیعی در جمع خانواده ها
حضور مستمر 8 ماهه خانواده ها در مقابل پادگان فرقه ای اشرف یقینا در رهائی این اسرای فرقه ای بی تأثیر نبوده است. تمامی کسانی که طی چندین ماهه اخیر توانسته اند از پادگان اشرف فرار کنند اذعان داشتند که حضور خانواده ها نور امیدی در دلهای آنها روشن کرد و آنان را به ادامه زندگی در خارج از پادگان اشرف خوش بین نمود.
آزادی دو اسیر از چنگال فرقه مافیایی رجوی مبارک
به این دوستان که از چنگال فرقه مافیایی ازاد شده اند تبریک میگویم و خواهشی که دارم اینکه الان شما ازاد هستید که راه و روش زندگی خودتان را انتخاب کنید اما یک چیز را فراموش نکنید من و شما هستیم که درهر کجا باشیم میتوانیم واقعیت درونی این فرقه مافیایی و عملکرد ضد بشری سران این فرقه را به گوش ایرانیان و مجامع بین المللی و حقوق بشری برسانیم.

